دو عضو شاخه جوانان نهضت ازادي آزاد شدند
در ادامه روال آزادي زندانيان سياسي در روزهاي گذشته ، شب گذشته دو عضو ديگر جمعيت نهضت آزادي ايران آزاد شدند .
به گزارش كميته گزارشگران حقوق بشر ، كيوان مهرگان دبیر سیاسی ضمیمه روزنامه توقيف شده اعتماد پس از تحمل 64 روز بازداشت در زندان اوين شب گذشته برابر با يازدهم اسفند 1388 آزاد شد .
كيوان مهرگان از اعضاي شاخه جوانان نهضت آزادي ايران هفتم دي ماه در دفتر روزنامه اعتماد وهمزمان با بازداشت گسترده فعالان سياسي در پي عاشوراي خونين بازداشت شد كه با توديع وثيقه ۱۰۰ میلیون تومانی مقدمات آزادي وي فراهم گرديد .
بر اساس گزارش ديگري از سايت ميزان خبر مهدي قلي زداه عضو شاخه جوانان نهضت آزادي ايران كه در روز عاشورا بازداشت شده بود نيز شب گذشته پس از تحمل 65 روز بازداشت با قرار وثيقه آزاد شد .
لازم به توضيح است از اعضاي نهضت ازادي ايران محمد (فريد) طاهري عضو شوراي مركزي اين تشكل همچنان در بازداشت به سر مي برد .
منبع : با مردم
امیر حسین کاظمی . از آبان ماه سال ۱۳۸۵ نوشتن وبلاگ با مردم را شروع کردم. بارها به دلیل فیلتر شدن وبلاگ مجبور به تغییر آدرس شدم.
۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه
مهدي معتمدي مهر آزاد شد
مهدي معتمدي مهر آزاد شد
مهدي معتمدي مهر عضو جمعيت نهضت آزادي ايران آزاد شد .
بر اساس اطلاعات بدست آمده مهدي معتمدي مهر مسئول كميته اموزش و عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران كه از تاريخ 13 دي ماه 1388 در پي احضار به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات بازداشت شده بود عصر امروز پس از تحمل 57 روز حبس از زندان اوين آزاد شد .
وي پيش از اين در تاريخ سي ام فروردين ماه 1388 به دليل انتشار اطلاعيه «کميته دفاع از انتخابات آزاد ،سالم و عادلانه» با عنوان "نظارت نهادهای مدنی و بين المللی، تضمين تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"، به مدت 45 روز در انفرادي بدور از امكانات اوليه بازداشت بود.
پيش از آزادي مهدي معتمدي مهر، عبدالرضا تاجيك، ليلا توسلي ، محمود نعيم پور ، سارا توسلي ، سيد امير خرم ، محسن محققي ، خسرو قشقايي ، سولماز عليمرادي و علي مهرداد از اعضا و وابستگان به نهضت آزادي ايران طي چند مرحله در روزهاي گذشته از زندان اوين ازاد شده اند .
منبع : با مردم
مهدي معتمدي مهر عضو جمعيت نهضت آزادي ايران آزاد شد .
بر اساس اطلاعات بدست آمده مهدي معتمدي مهر مسئول كميته اموزش و عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران كه از تاريخ 13 دي ماه 1388 در پي احضار به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات بازداشت شده بود عصر امروز پس از تحمل 57 روز حبس از زندان اوين آزاد شد .
وي پيش از اين در تاريخ سي ام فروردين ماه 1388 به دليل انتشار اطلاعيه «کميته دفاع از انتخابات آزاد ،سالم و عادلانه» با عنوان "نظارت نهادهای مدنی و بين المللی، تضمين تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"، به مدت 45 روز در انفرادي بدور از امكانات اوليه بازداشت بود.
پيش از آزادي مهدي معتمدي مهر، عبدالرضا تاجيك، ليلا توسلي ، محمود نعيم پور ، سارا توسلي ، سيد امير خرم ، محسن محققي ، خسرو قشقايي ، سولماز عليمرادي و علي مهرداد از اعضا و وابستگان به نهضت آزادي ايران طي چند مرحله در روزهاي گذشته از زندان اوين ازاد شده اند .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه
54 هزار كارگر پست كانادا از وضعيت اسانلو نگران هستند
54 هزار كارگر پست كانادا از وضعيت اسانلو نگران هستند
در پي درج اخباري مبني بر سوء قصد به جان منصور اسانلو ، رييس سراسري اتحاديه كارگران پست كانادا نسبت به سلامتي وي ابراز نگراني كرد .
به گزارش خبرگزاري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران هرانا ، دنيس ليملين، رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا به نمايندگي از 54 هزار عضو اين اتحاديه در نامه اي ، نگراني شديد خود را نسبت به سلامتي منصور اسانلو به سفارت جمهورى اسلامى ايران در كانادا ابراز كرد.
منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه است . در تاريخ سوم اسفند ماه 1388 به جان وي سوء قصد نافرجامي از سوي سيد محمد حسيني از اعضاي سابق سپاه پاسداران كه به جرم قتل همسرش در زندان به سر مي برد صورت گرفت .
اسانلو در حال سپري كردن دوران محکومیت خود در زندان رجایی شهر كرج است .
متن نامه اعتراضي اتحاديه كارگران پست كانادا كه رونوشتي از آن به فدراسيون جهانى كارگران حمل و نقل ارسال شده است به شرح زير است :
به سفارت جمهورى اسلامى ايران، اتاوا
به نمايندگى از ٥٤ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، نگرانى بسيار شديدمان بخاطر گزارشات رسيده مبنى بر دور جديد هدف قرار دادن منصور اسانلو، رهبر كارگرى زندانى توسط مقامات حكومتى ايران را اعلام مي كنم.
اتحاديه ما مطلع شده است اسانلو و يك زندانى سياسى ديگر در زندان رجايى شهر مورد بازجويى، تهديد و انتقال به زندان انفرادى قرار گرفته اند. اين اعمال برخلاف ابتدايى ترين استانداردهاى پذيرفته شده دادگسترى مي باشد.
اتحاديه كارگران پست كانادا، همچنين نگران است كه بدليل ضرب و شتم هاى پيشين و حبس ناعادلانه وى، وضعیت سلامتى منصور وخيم تر شود. انتقال به سلول انفرادى معمولا شرايط را منجمله از جنبه مراقبتهاى پزشکى و غذايى بدتر مي كند.
اتحاديه كارگران پست كانادا از دولت ايران مي خواهد كه منصور را بلافاصله به بيمارستان منتقل نمايد. ما همچنين خواستار آزادى فورى و بى قيد و شرط منصور اسانلو هستيم.
با احترام، دنيس ليملين، رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا
منبع : با مردم
در پي درج اخباري مبني بر سوء قصد به جان منصور اسانلو ، رييس سراسري اتحاديه كارگران پست كانادا نسبت به سلامتي وي ابراز نگراني كرد .
به گزارش خبرگزاري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران هرانا ، دنيس ليملين، رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا به نمايندگي از 54 هزار عضو اين اتحاديه در نامه اي ، نگراني شديد خود را نسبت به سلامتي منصور اسانلو به سفارت جمهورى اسلامى ايران در كانادا ابراز كرد.
منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه است . در تاريخ سوم اسفند ماه 1388 به جان وي سوء قصد نافرجامي از سوي سيد محمد حسيني از اعضاي سابق سپاه پاسداران كه به جرم قتل همسرش در زندان به سر مي برد صورت گرفت .
اسانلو در حال سپري كردن دوران محکومیت خود در زندان رجایی شهر كرج است .
متن نامه اعتراضي اتحاديه كارگران پست كانادا كه رونوشتي از آن به فدراسيون جهانى كارگران حمل و نقل ارسال شده است به شرح زير است :
به سفارت جمهورى اسلامى ايران، اتاوا
به نمايندگى از ٥٤ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، نگرانى بسيار شديدمان بخاطر گزارشات رسيده مبنى بر دور جديد هدف قرار دادن منصور اسانلو، رهبر كارگرى زندانى توسط مقامات حكومتى ايران را اعلام مي كنم.
اتحاديه ما مطلع شده است اسانلو و يك زندانى سياسى ديگر در زندان رجايى شهر مورد بازجويى، تهديد و انتقال به زندان انفرادى قرار گرفته اند. اين اعمال برخلاف ابتدايى ترين استانداردهاى پذيرفته شده دادگسترى مي باشد.
اتحاديه كارگران پست كانادا، همچنين نگران است كه بدليل ضرب و شتم هاى پيشين و حبس ناعادلانه وى، وضعیت سلامتى منصور وخيم تر شود. انتقال به سلول انفرادى معمولا شرايط را منجمله از جنبه مراقبتهاى پزشکى و غذايى بدتر مي كند.
اتحاديه كارگران پست كانادا از دولت ايران مي خواهد كه منصور را بلافاصله به بيمارستان منتقل نمايد. ما همچنين خواستار آزادى فورى و بى قيد و شرط منصور اسانلو هستيم.
با احترام، دنيس ليملين، رئيس سراسرى اتحاديه كارگران پست كانادا
منبع : با مردم
۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه
عمل قلب دكتر يزدي با موفقيت انجام شد
عمل قلب دكتر يزدي با موفقيت انجام شد
عمل قلب دكتر ابراهيم يزدي از بازداشت شدگان بعد از عاشورا با موفقيت انجام شد .
به گزارش ميزان در پي اعطاي مرخصي پزشكي دادستاني تهران به دكتر ابراهيم يزدي دبير كل و وزير امور خارجه دولت موقت وي برای عمل جراحی قلب باز در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد و تحت عمل قرار گرفت .
براساس اظهارات خانواده ايشان وضعيت پزشكي دكتر ابراهيم يزدي بعد از عمل رضايت بخش توصيف شده است .
دكتر ابراهيم يزدي 80 ساله مسن ترين زنداني سياسي ايران بعداز وقايع عاشورا همزمان با بازداشت طيف وسيعي از مردم و فعالان سياسي ، اجتماعي در تاريخ هفتم دي ماه بازداشت شد .
وي اكنون با توديع قرار وثيقه به مدت 10 روز به مرخصي پزشكي آمده است و در يكي از بيمارستان هاي تهران زير نظارت ماموران امنيتي تحت درمان قرار دارد .
منبع : با مردم
عمل قلب دكتر ابراهيم يزدي از بازداشت شدگان بعد از عاشورا با موفقيت انجام شد .
به گزارش ميزان در پي اعطاي مرخصي پزشكي دادستاني تهران به دكتر ابراهيم يزدي دبير كل و وزير امور خارجه دولت موقت وي برای عمل جراحی قلب باز در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد و تحت عمل قرار گرفت .
براساس اظهارات خانواده ايشان وضعيت پزشكي دكتر ابراهيم يزدي بعد از عمل رضايت بخش توصيف شده است .
دكتر ابراهيم يزدي 80 ساله مسن ترين زنداني سياسي ايران بعداز وقايع عاشورا همزمان با بازداشت طيف وسيعي از مردم و فعالان سياسي ، اجتماعي در تاريخ هفتم دي ماه بازداشت شد .
وي اكنون با توديع قرار وثيقه به مدت 10 روز به مرخصي پزشكي آمده است و در يكي از بيمارستان هاي تهران زير نظارت ماموران امنيتي تحت درمان قرار دارد .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه
ليلا توسلي و محمود نعيم پور ازاد شدند
ليلا توسلي و محمود نعيم پور ازاد شدند
محمود نعيم پور از اعضا و ليلا توسلي از وابستگان به جمعيت نهضت ازادي ساعاتي پيش از زندان اوين ازاد شدند .
ليلا توسلي فرزند محمد توسلي رييس دفتر جمعيت نهضت آزادي ايران در بامداد هفتم دي ماه بازداشت و تا لحظه ازادي بدون هيچ ملاقاتي و تنها يك مرتبه تماس تلفني كوتاه مدت داشت . همچنين محمود نعيم پور از اعضاي با سابقه اين جمعيت در تاريخ بيست و هفتم دي ماه به همراه سه تن از اعضاي نهضت ازادي بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.
به دنبال اعتراضات گسترده مردمي در عاشورا و شهادت چند تن از مردم ، بازداشت هاي گسترده اي از طيف هاي مختلف مردم اغاز شد كه در اين بين تني چند از اعضا و وابستگان به نهضت ازادي نيز بازداشت شدند كه از اين تعداد كيوان مهرگان و عبدالرضا تاجيك از روزنامه نگاران نزديك به نهضت ازادي و دكتر ابراهيم يزدي دبير كل و وزير امورخارجه دولت موقت به همراه فريد طاهري از اعضاي شوراي مركزي و مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي و مهدي قلي زاده از اعضاي شاخه جوانان جمعيت نهضت ازادي ايران همچنان در بازداشت به سر مي برند .
پيش از ليلا توسلي و محمود نعيم پور ، سارا توسلي ، سيد امير خرم ، محسن محققي ، خسرو قشقايي ، سولماز عليمرادي و علي مهرداد طي چند مرحله در روزهاي گذشته از زندان اوين ازاد شده اند .
منبع : با مردم
محمود نعيم پور از اعضا و ليلا توسلي از وابستگان به جمعيت نهضت ازادي ساعاتي پيش از زندان اوين ازاد شدند .
ليلا توسلي فرزند محمد توسلي رييس دفتر جمعيت نهضت آزادي ايران در بامداد هفتم دي ماه بازداشت و تا لحظه ازادي بدون هيچ ملاقاتي و تنها يك مرتبه تماس تلفني كوتاه مدت داشت . همچنين محمود نعيم پور از اعضاي با سابقه اين جمعيت در تاريخ بيست و هفتم دي ماه به همراه سه تن از اعضاي نهضت ازادي بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.
به دنبال اعتراضات گسترده مردمي در عاشورا و شهادت چند تن از مردم ، بازداشت هاي گسترده اي از طيف هاي مختلف مردم اغاز شد كه در اين بين تني چند از اعضا و وابستگان به نهضت ازادي نيز بازداشت شدند كه از اين تعداد كيوان مهرگان و عبدالرضا تاجيك از روزنامه نگاران نزديك به نهضت ازادي و دكتر ابراهيم يزدي دبير كل و وزير امورخارجه دولت موقت به همراه فريد طاهري از اعضاي شوراي مركزي و مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي و مهدي قلي زاده از اعضاي شاخه جوانان جمعيت نهضت ازادي ايران همچنان در بازداشت به سر مي برند .
پيش از ليلا توسلي و محمود نعيم پور ، سارا توسلي ، سيد امير خرم ، محسن محققي ، خسرو قشقايي ، سولماز عليمرادي و علي مهرداد طي چند مرحله در روزهاي گذشته از زندان اوين ازاد شده اند .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ اسفند ۴, سهشنبه
قطعه 257 ، جايي كه سهراب بيست ساله شد
قطعه 257 ، جايي كه سهراب بيست ساله شد
صبح زود مادر سراسیمه از خواب برخاست . امروز سه شنبه چهارم اسفند ، روز تولد سهراب است . در حالی که تخت را مرتب می کرد نگاهش در نگاه عکس سهراب بر روی دیوار افتاد و زیر لب زمزمه کرد :
ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟ يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
كورسويي ز چراغي رنجور قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد كه هوا هم اينجا زنداني ست
ناگهان به خود آمد و قطره های اشک را از گوشه چشمانش پاک کرد. آهی کشید و لبخند تلخی بر گوشه لبانش نقش بست . به یاد آورد که امروز روز تولد است و قرار گذاشته در این روز نگرید .
به سمت آشپزخانه رفت تا کتری را برای چای آب کند . نگاهش که به آب افتاد یاد زینب (ع) افتاد که چگونه به دادخواهی مظلومان ، تاریخ را نهیب می زند یا ایها المدثر قوم فنظر با خود گفت : " این خط سرخ تا زمانی که میخ تاریخ زندگی انسان بر تابوت زر و زور و تزویر کوبیده می شود ادامه دارد" .
سردی آب او را به خود آورد ، شیر را بست و کتری پر از آب را بر روی اجاق گاز گذاشت . کبریت را برداشت چوب کبریتی بیرون آورد و روشن کرد . نگاهش در زردی شعله آتش خیره ماند ، زیر لب گفت : " بای ذنب قتلت ، به كدامين گناه كشته شد ، چه فكري كردهاند؟ و چه فكري ميكنند؟ آمران و عاملان اين كشتارها از آن عاقبت سوئي كه از آن راه گريزي ندارند، نميهراسند، ترس و نگراني ندارند؟ شاید از رسيدگي در دادگاههاي اين دنيا، راه گريزي
باشد اما راه گريزي از خشم الهي هست ، پيگرد الهي را چه می کنند ؟ " در نوک انگشت سوختگی خفیفی احساس کرد . نگاهی بر چوب سوخته انداخت و کبریتی دیگر روشن کرد و به سمت اجاق گاز برد با دست دیگر دستگیره را چرخاند ، اجاق روشن شد و ادامه داد : " ترازوی عدالت انگار هیچگاه به موازنه نخواهد ایستاد ، از خدا مي خواهم كه به درد عذاب وجدان دچارشان كند " یادش آمد امروز روز تولد است و باید تنها به زیستن فکر کرد .
بعد از صبحانه کارهایی که برای برگزاری جشن تولد باید انجام شود را مرور و لباسی عوض کرد و به سمت در خروجی رفت . وقتی لنگه کفش را برای پا کردن به دست گرفت یاد سهراب افتاد که به دنبال کفشش می گشت ، یاد سهراب افتاد که می گفت به ما توهين مي كنند ، رييس جمهور مملكت به ما توهين كرده است . رييس جمهور مملكت ما را خس و خاشاك دانسته ، ما كه آينده اين مملكت هستيم براي اين مملكت ارزش نداريم " یادش آمد سبز یعنی استقامت تا بهار .
به یاد سهراب ها که با تمامی هستی و وجودشان گفتند : " این حصار فکر تو اندازه من نیست ، خواب خود بشکن وقت بیداری است " .
امروز در قطعه 257، قطعه اي كه فهيمي فرزندش سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است ، جايي كه بچه ها كنار هم آرميده اند ، سهراب بیست ساله مي شود . سهراب جان تولد مبارک .
(سهراب اَعرابی، جوان ۱۹ سالهای که سال آخر دبیرستان را میگذراند در جریان اعتراض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در حوالی میدان آزادی بر اثر تیراندازی کشته شد، ولي تاكنون هيچ مرجع رسمي جزئيات دقيقي از تاريخ و نحوه شهادت او منتشر نكرده است ) .
امیر حسین کاظمی
وبلاگ با مردم
صبح زود مادر سراسیمه از خواب برخاست . امروز سه شنبه چهارم اسفند ، روز تولد سهراب است . در حالی که تخت را مرتب می کرد نگاهش در نگاه عکس سهراب بر روی دیوار افتاد و زیر لب زمزمه کرد :
ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟ يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
كورسويي ز چراغي رنجور قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد كه هوا هم اينجا زنداني ست
ناگهان به خود آمد و قطره های اشک را از گوشه چشمانش پاک کرد. آهی کشید و لبخند تلخی بر گوشه لبانش نقش بست . به یاد آورد که امروز روز تولد است و قرار گذاشته در این روز نگرید .
به سمت آشپزخانه رفت تا کتری را برای چای آب کند . نگاهش که به آب افتاد یاد زینب (ع) افتاد که چگونه به دادخواهی مظلومان ، تاریخ را نهیب می زند یا ایها المدثر قوم فنظر با خود گفت : " این خط سرخ تا زمانی که میخ تاریخ زندگی انسان بر تابوت زر و زور و تزویر کوبیده می شود ادامه دارد" .
سردی آب او را به خود آورد ، شیر را بست و کتری پر از آب را بر روی اجاق گاز گذاشت . کبریت را برداشت چوب کبریتی بیرون آورد و روشن کرد . نگاهش در زردی شعله آتش خیره ماند ، زیر لب گفت : " بای ذنب قتلت ، به كدامين گناه كشته شد ، چه فكري كردهاند؟ و چه فكري ميكنند؟ آمران و عاملان اين كشتارها از آن عاقبت سوئي كه از آن راه گريزي ندارند، نميهراسند، ترس و نگراني ندارند؟ شاید از رسيدگي در دادگاههاي اين دنيا، راه گريزي
باشد اما راه گريزي از خشم الهي هست ، پيگرد الهي را چه می کنند ؟ " در نوک انگشت سوختگی خفیفی احساس کرد . نگاهی بر چوب سوخته انداخت و کبریتی دیگر روشن کرد و به سمت اجاق گاز برد با دست دیگر دستگیره را چرخاند ، اجاق روشن شد و ادامه داد : " ترازوی عدالت انگار هیچگاه به موازنه نخواهد ایستاد ، از خدا مي خواهم كه به درد عذاب وجدان دچارشان كند " یادش آمد امروز روز تولد است و باید تنها به زیستن فکر کرد .
بعد از صبحانه کارهایی که برای برگزاری جشن تولد باید انجام شود را مرور و لباسی عوض کرد و به سمت در خروجی رفت . وقتی لنگه کفش را برای پا کردن به دست گرفت یاد سهراب افتاد که به دنبال کفشش می گشت ، یاد سهراب افتاد که می گفت به ما توهين مي كنند ، رييس جمهور مملكت به ما توهين كرده است . رييس جمهور مملكت ما را خس و خاشاك دانسته ، ما كه آينده اين مملكت هستيم براي اين مملكت ارزش نداريم " یادش آمد سبز یعنی استقامت تا بهار .
به یاد سهراب ها که با تمامی هستی و وجودشان گفتند : " این حصار فکر تو اندازه من نیست ، خواب خود بشکن وقت بیداری است " .
امروز در قطعه 257، قطعه اي كه فهيمي فرزندش سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است ، جايي كه بچه ها كنار هم آرميده اند ، سهراب بیست ساله مي شود . سهراب جان تولد مبارک .
(سهراب اَعرابی، جوان ۱۹ سالهای که سال آخر دبیرستان را میگذراند در جریان اعتراض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در حوالی میدان آزادی بر اثر تیراندازی کشته شد، ولي تاكنون هيچ مرجع رسمي جزئيات دقيقي از تاريخ و نحوه شهادت او منتشر نكرده است ) .
امیر حسین کاظمی
وبلاگ با مردم
سارا توسلي آزاد شد
سارا توسلي آزاد شد
دكتر سارا توسلي ساعاتي پيش ازاد شد .
بر اساس اطلاعات بدست امده دكتر سارا توسلي از بازداشت شدگان بعد از عاشورا پس از تحمل 50 روز از زندان اوين ازاد شد .
وي فرزند محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت ازادي ايران است كه به همراه تني چند از اعضا و وابستگان نهضت آزادي ايران بعد از وقايع عاشورا در سيزدهم دي ماه سال جاري به همراه سيد امير خرم و محسن محققي بازداشت و روانه زندان اوين شد .
لازم به توضيح است از اقوام سارا توسلي ، فريد طاهري (همسر) ليلا توسلي (خواهر) و دكتر ابراهيم يزدي (دايي ) همچنان در بازداشت به سر مي برند .
منبع : با مردم
دكتر سارا توسلي ساعاتي پيش ازاد شد .
بر اساس اطلاعات بدست امده دكتر سارا توسلي از بازداشت شدگان بعد از عاشورا پس از تحمل 50 روز از زندان اوين ازاد شد .
وي فرزند محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت ازادي ايران است كه به همراه تني چند از اعضا و وابستگان نهضت آزادي ايران بعد از وقايع عاشورا در سيزدهم دي ماه سال جاري به همراه سيد امير خرم و محسن محققي بازداشت و روانه زندان اوين شد .
لازم به توضيح است از اقوام سارا توسلي ، فريد طاهري (همسر) ليلا توسلي (خواهر) و دكتر ابراهيم يزدي (دايي ) همچنان در بازداشت به سر مي برند .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه
محروميت عماد بهاور از ادامه تحصيل
محروميت عماد بهاور از ادامه تحصيل
در پي فشار مقامات امنيتي عماد بهاور از ادامه تحصيل محروم شد .
شبكه جنبش راه سبز ( جرس) : در ادامه سياست ارعاب در محيط هاي دانشگاهي ومنفعل کردن دانشجویان درعرصه سیاسی کشور از طريق برخورد با دانشجویان و صدور احکام سنگین براي فعالان دانشجويي ، عماد بهاور دانشجويي كارشناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه بابل به دليل فشار مقامات امنيتي بر دانشگاه از ادامه تحصيل باز ماند .
به گفته منابع اگاه عماد بهاور رييس شاخه جوانان و عضو دفتر سياسي نهضت آزادي ايران كه پيش و بعد از انتخابات به دليل فعاليت هاي سياسي ، انتخاباتي دو مرتبه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود ، پس از وقايع عاشورا به دليل فشارهاي مقامات امنيتي مجبور به ترك تهران شده است و هنگام ارسال پايان نامه به دانشگاه بابل از محروميت تحصيلي خود اطلاع يافته است .
لازم به توضيح است عماد بهاور فروردين ماه سال جاري ابتدا ممنوع الخروج شد و سپس به دليل فشارهاي وارده از سوي وزارت اطلاعات به حراست محل كارش از كار بر كنار گشت .
در پي فشار مقامات امنيتي عماد بهاور از ادامه تحصيل محروم شد .
شبكه جنبش راه سبز ( جرس) : در ادامه سياست ارعاب در محيط هاي دانشگاهي ومنفعل کردن دانشجویان درعرصه سیاسی کشور از طريق برخورد با دانشجویان و صدور احکام سنگین براي فعالان دانشجويي ، عماد بهاور دانشجويي كارشناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه بابل به دليل فشار مقامات امنيتي بر دانشگاه از ادامه تحصيل باز ماند .
به گفته منابع اگاه عماد بهاور رييس شاخه جوانان و عضو دفتر سياسي نهضت آزادي ايران كه پيش و بعد از انتخابات به دليل فعاليت هاي سياسي ، انتخاباتي دو مرتبه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود ، پس از وقايع عاشورا به دليل فشارهاي مقامات امنيتي مجبور به ترك تهران شده است و هنگام ارسال پايان نامه به دانشگاه بابل از محروميت تحصيلي خود اطلاع يافته است .
لازم به توضيح است عماد بهاور فروردين ماه سال جاري ابتدا ممنوع الخروج شد و سپس به دليل فشارهاي وارده از سوي وزارت اطلاعات به حراست محل كارش از كار بر كنار گشت .
۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه
انتقاد گسترده محافظه كاران از احمدي نژاد
انتقاد گسترده محافظه كاران از احمدي نژاد
سايت هاي خبري حامي محمود احمدي نژاد از تخلفات گسترده دولت منتصب خبر مي دهند .
به گزارش سايت محافظه كار جهان نيوز سازمان خصوصي سازي در يك تخلف اشكار و بر خلاف ماده 29 قانون سیاست های کلی اصل 44 از محل واگذاری فروش سهام مخابرات به مبلغ 1600 ميليارد تومان ، هزار میلیارد تومان را به صورت نقدی به سازمان تامین اجتماعی پرداخت كرده است .
اين سايت محافظه كار در ادامه متذكر شده است كه بخش قابل توجهی از درامد حاصل از واگذاریها در سال 88 نیز به خزانه واریز نشده است.
به گزارش اين سايت مبلغ 2 هزار و هشتصد ميليارد در بخش واگذاری سهام عدالت در سال 88 و بدون احتساب تخفیفات، به خزانه واريز نشده است .
در خبر ديگري سايت محافظه كار خبرآنلاين به نقل از جام جم در گفت و گويي با عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس فعلی دیوان محاسبات از تخلفات گسترده دولت منتصب محمود احمدي نژاد در مسائل نفتی خبر مي دهد .
وي با ابراز تاسف از تخلفات دولت محمود احمدي نژاد در حوزه نفت اظهار داشت : " در دولت آقای احمدینژاد در حوزه نفت متاسفانه تخلفات زیادی به صورت موردی داشتهایم که بیشتر آن در مورد واردات فرآورده نفتی بوده است. سال قبل دولت بخش عظیمی از واردات فرآورده را بدون این که مجوز از مجلس داشته باشد با معاوضه نفت انجام داد. امسال هم باز هم این اتفاق افتاد و از وزیر هم سوال شد که البته پاسخی در این مورد ارائه نشد. ما الان تفریغ بودجه را بموقع و قبل از دولت میدهیم. در حوزه نفت، تخلفات زیادی در سال 87 داریم که یک رقم آن مربوط به واردات بدون مجوز است که حدود 7/3میلیارد دلار است که در عوض نفت خام، فرآورده وارد شده است. رقمی مربوط به تراز گاز کشور است که با وزارت نفت در تراز گاز اختلاف حساب داریم. رقم دیگر مربوط به وزارت نفت در مورد صادرات میعانات گازی است که اختلاف وجود دارد. در مورد بانکها و بحث معوقهها طبق بررسیهای ما 40 هزار و 800 میلیارد تومان معوقه وجود دارد که این رقم از ابتدا تاکنون مانده است بالاخره این پول مردم است که در بانکهای دولتی وجود دارد و بانکها موظف بودند از اینها صیانت کنند" .
رئیس فعلی دیوان محاسبات در مورد تخلفات دولت محمود احمدي نژاد در حوزه بازگاني و اموزش بيان كرد : " در حوزه بازرگانی واردات برخی کالاها بیش از حد نیاز صورت گرفته، مثل گندم یا در حوزه صنایع و واگذاریها بعضی موارد قانونی مانند واگذاری برخی معادن رعایت نشده است. در دانشگاهها و آموزش عالی برخی هزینهها خارج از ضوابط بوده و از سقف اعتبارات مشخص شده برای آن دانشگاه بیشتر است، بنابر این در تفریغ بودجه تخلف تمام دستگاهها آمده است " .
همچنين سايت محافظه كار خبرآنلاين در مطلب ديگري از انتصاب مهدی خورشیدی آزاد داماد محمود احمدي نژاد به سمت "مشاور نهاد و دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور" خبر مي دهد .
همچنين احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و عضو کمیسیون تلفیق در گفت و گويي با خبرگزاري مهر از ارائه آمار رشد اقتصادی از سوی بانک مرکزی به این کمیسیون مبنی بر 2.3 درصد خبر داد و گفت: پیش بینی می شود این نرخ امسال به 1.5 تا 2 درصد رسیده و در سال آینده با اجرای هدفمند کردن یارانه ها اگر منفی نشود به صفر نزدیک باشد.
به گفته احمد توکلی دولت تا کنون درپایان سال 88 از ارائه نرح رشد اقتصادی در سال گذشته خودداری کرده بود و تنها آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران که آبانماه امسال در واکنش به خبری در این باره منتشر شد مربوط به نرخ رشد اقتصادی در نیمه اول سال 87 بود که با احتساب نفت به 2.7 درصد رسید، این در حالی است که این نرخ رشد بدون احتساب نفت 3.4 درصد بود.
توکلی همچنین خبر داد : امسال هم طبق پیش بینی انجام شده رشد اقتصادی 1.5 تا 2 درصد برآورد شده است. حسینی وزیر اقتصاد نیز در کمیسیون تلفیق اشاره کرد که سال آینده با توجه به هدفمند کردن یارانه ها 2 واحد درصد نرخ رشد پایین خواهد آمد. بنابراین پیش بینی می شود سال آینده حالت رکودی در این بخش ادامه یابد و حتی منفی شود.
منبع : با مردم
سايت هاي خبري حامي محمود احمدي نژاد از تخلفات گسترده دولت منتصب خبر مي دهند .
به گزارش سايت محافظه كار جهان نيوز سازمان خصوصي سازي در يك تخلف اشكار و بر خلاف ماده 29 قانون سیاست های کلی اصل 44 از محل واگذاری فروش سهام مخابرات به مبلغ 1600 ميليارد تومان ، هزار میلیارد تومان را به صورت نقدی به سازمان تامین اجتماعی پرداخت كرده است .
اين سايت محافظه كار در ادامه متذكر شده است كه بخش قابل توجهی از درامد حاصل از واگذاریها در سال 88 نیز به خزانه واریز نشده است.
به گزارش اين سايت مبلغ 2 هزار و هشتصد ميليارد در بخش واگذاری سهام عدالت در سال 88 و بدون احتساب تخفیفات، به خزانه واريز نشده است .
در خبر ديگري سايت محافظه كار خبرآنلاين به نقل از جام جم در گفت و گويي با عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس فعلی دیوان محاسبات از تخلفات گسترده دولت منتصب محمود احمدي نژاد در مسائل نفتی خبر مي دهد .
وي با ابراز تاسف از تخلفات دولت محمود احمدي نژاد در حوزه نفت اظهار داشت : " در دولت آقای احمدینژاد در حوزه نفت متاسفانه تخلفات زیادی به صورت موردی داشتهایم که بیشتر آن در مورد واردات فرآورده نفتی بوده است. سال قبل دولت بخش عظیمی از واردات فرآورده را بدون این که مجوز از مجلس داشته باشد با معاوضه نفت انجام داد. امسال هم باز هم این اتفاق افتاد و از وزیر هم سوال شد که البته پاسخی در این مورد ارائه نشد. ما الان تفریغ بودجه را بموقع و قبل از دولت میدهیم. در حوزه نفت، تخلفات زیادی در سال 87 داریم که یک رقم آن مربوط به واردات بدون مجوز است که حدود 7/3میلیارد دلار است که در عوض نفت خام، فرآورده وارد شده است. رقمی مربوط به تراز گاز کشور است که با وزارت نفت در تراز گاز اختلاف حساب داریم. رقم دیگر مربوط به وزارت نفت در مورد صادرات میعانات گازی است که اختلاف وجود دارد. در مورد بانکها و بحث معوقهها طبق بررسیهای ما 40 هزار و 800 میلیارد تومان معوقه وجود دارد که این رقم از ابتدا تاکنون مانده است بالاخره این پول مردم است که در بانکهای دولتی وجود دارد و بانکها موظف بودند از اینها صیانت کنند" .
رئیس فعلی دیوان محاسبات در مورد تخلفات دولت محمود احمدي نژاد در حوزه بازگاني و اموزش بيان كرد : " در حوزه بازرگانی واردات برخی کالاها بیش از حد نیاز صورت گرفته، مثل گندم یا در حوزه صنایع و واگذاریها بعضی موارد قانونی مانند واگذاری برخی معادن رعایت نشده است. در دانشگاهها و آموزش عالی برخی هزینهها خارج از ضوابط بوده و از سقف اعتبارات مشخص شده برای آن دانشگاه بیشتر است، بنابر این در تفریغ بودجه تخلف تمام دستگاهها آمده است " .
همچنين سايت محافظه كار خبرآنلاين در مطلب ديگري از انتصاب مهدی خورشیدی آزاد داماد محمود احمدي نژاد به سمت "مشاور نهاد و دبیر شورای مشاورین رئیسجمهور" خبر مي دهد .
همچنين احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و عضو کمیسیون تلفیق در گفت و گويي با خبرگزاري مهر از ارائه آمار رشد اقتصادی از سوی بانک مرکزی به این کمیسیون مبنی بر 2.3 درصد خبر داد و گفت: پیش بینی می شود این نرخ امسال به 1.5 تا 2 درصد رسیده و در سال آینده با اجرای هدفمند کردن یارانه ها اگر منفی نشود به صفر نزدیک باشد.
به گفته احمد توکلی دولت تا کنون درپایان سال 88 از ارائه نرح رشد اقتصادی در سال گذشته خودداری کرده بود و تنها آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران که آبانماه امسال در واکنش به خبری در این باره منتشر شد مربوط به نرخ رشد اقتصادی در نیمه اول سال 87 بود که با احتساب نفت به 2.7 درصد رسید، این در حالی است که این نرخ رشد بدون احتساب نفت 3.4 درصد بود.
توکلی همچنین خبر داد : امسال هم طبق پیش بینی انجام شده رشد اقتصادی 1.5 تا 2 درصد برآورد شده است. حسینی وزیر اقتصاد نیز در کمیسیون تلفیق اشاره کرد که سال آینده با توجه به هدفمند کردن یارانه ها 2 واحد درصد نرخ رشد پایین خواهد آمد. بنابراین پیش بینی می شود سال آینده حالت رکودی در این بخش ادامه یابد و حتی منفی شود.
منبع : با مردم
۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه
مهدي معتمدي مهر تحت فشار براي اعتراف
مهدي معتمدي مهر تحت فشار براي اعتراف
مهدي معتمدي مهر عضو نهضت ازادي ايران تحت فشار فيزيكي و رواني براي اعتراف به آنچه كه مقامات امنيتي مي خواهند قرار دارد .
در حالي كه نماينده جمهوري اسلامي در اجلاس ادواری جامع پرونده حقوق بشری ايران ، متعهد شده كه به طور كامل معاهده هاى بين المللى مربوط به حقوق بشر را رعايت كند و اطمينان داده است كه شكنجه افراد حذف شده است برخي خبرها از ضرب وشتم مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران و عضو كميته دفاع از انتخابات آزاد ، سالم و عادلانه براي اعتراف به انچه كه مقامات امنيتي مي خواهند ، حكايت دارد .
مهدي معتمدي مهر مسئول كميته اموزش و عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران كه از تاريخ سيزدهم دي ماه سال جاري به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات احضار و از ان تاريخ در وضعيت نامشخصي به سر مي برد بعد از گذشت 47 روز تنها دو مرتبه تماس تلفني كوتاه مدت داشته است .
بر اساس اخبار رسيده مشخص نيست چه نهاد امنيتي مهدي معتمدي مهر را بازداشت و در چه مكاني نگهداري مي كند .
وي پيش از اين در تاريخ سي ام فروردين ماه 1388 به دليل انتشار اطلاعيه «کميته دفاع از انتخابات آزاد ،سالم و عادلانه» با عنوان "نظارت نهادهای مدنی و بين المللی، تضمين تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"، به مدت 45 روز در انفرادي بدور از امكانات اوليه بازداشت بود.
اين رفتار مقامات امنيتي با عضو نهضت ازادي ايران در حالي صورت مي گيرد كه قانون بر اساس اصل سي و هشتم هرگونه شكنجه براي كسب اطلاع يا اقرار را ممنوع و اجبار شخص به شهادت، سوگند يا اقرار را مجاز ندانسته و چنين سوگند اقرار يا شهادتي را فاقد اعتبار و ارزش اعلام كرده است . همچنين بر اساس ماده پنج اعلاميه جهاني حقوق بشر " احدي را نمي توان تحت شكنجه ، تنبيه يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا بر خلاف انسانيت و شوون بشري يا موهن باشد " .
لازم به توضيح است خانواده هاي ساير بازداشت شدگان نهضت ازادي ايران نيز تاكنون موفق به ديدار با بازداشت شدگان خود نشده اند .
منبع : خبرگزاري گزارشگران و فعالان حقوق بشر رهانا
مهدي معتمدي مهر عضو نهضت ازادي ايران تحت فشار فيزيكي و رواني براي اعتراف به آنچه كه مقامات امنيتي مي خواهند قرار دارد .
در حالي كه نماينده جمهوري اسلامي در اجلاس ادواری جامع پرونده حقوق بشری ايران ، متعهد شده كه به طور كامل معاهده هاى بين المللى مربوط به حقوق بشر را رعايت كند و اطمينان داده است كه شكنجه افراد حذف شده است برخي خبرها از ضرب وشتم مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران و عضو كميته دفاع از انتخابات آزاد ، سالم و عادلانه براي اعتراف به انچه كه مقامات امنيتي مي خواهند ، حكايت دارد .
مهدي معتمدي مهر مسئول كميته اموزش و عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران كه از تاريخ سيزدهم دي ماه سال جاري به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات احضار و از ان تاريخ در وضعيت نامشخصي به سر مي برد بعد از گذشت 47 روز تنها دو مرتبه تماس تلفني كوتاه مدت داشته است .
بر اساس اخبار رسيده مشخص نيست چه نهاد امنيتي مهدي معتمدي مهر را بازداشت و در چه مكاني نگهداري مي كند .
وي پيش از اين در تاريخ سي ام فروردين ماه 1388 به دليل انتشار اطلاعيه «کميته دفاع از انتخابات آزاد ،سالم و عادلانه» با عنوان "نظارت نهادهای مدنی و بين المللی، تضمين تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"، به مدت 45 روز در انفرادي بدور از امكانات اوليه بازداشت بود.
اين رفتار مقامات امنيتي با عضو نهضت ازادي ايران در حالي صورت مي گيرد كه قانون بر اساس اصل سي و هشتم هرگونه شكنجه براي كسب اطلاع يا اقرار را ممنوع و اجبار شخص به شهادت، سوگند يا اقرار را مجاز ندانسته و چنين سوگند اقرار يا شهادتي را فاقد اعتبار و ارزش اعلام كرده است . همچنين بر اساس ماده پنج اعلاميه جهاني حقوق بشر " احدي را نمي توان تحت شكنجه ، تنبيه يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا بر خلاف انسانيت و شوون بشري يا موهن باشد " .
لازم به توضيح است خانواده هاي ساير بازداشت شدگان نهضت ازادي ايران نيز تاكنون موفق به ديدار با بازداشت شدگان خود نشده اند .
منبع : خبرگزاري گزارشگران و فعالان حقوق بشر رهانا
۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه
واكنش سه نهاد بين المللي به نقض حقوق بشر در ايران
واكنش سه نهاد بين المللي به نقض حقوق بشر درايران
در حالي كه قرار است در روزهاي ۱۵ تا ۱۷ فوریه ۲۰۱۰، بررسی ادواری جامع پرونده حقوق بشری جمهوری اسلامی برای نخستین بار در ژنو صورت گيرد سه نهاد بين المللي از نقض حقوق معترضان و فعالان سياسي ، اجتماعي خبر مي دهند .
نمایندگان کشورهای عضو سازمان ملل، اعم از عضو شورای حقوق بشر یا ناظر در روزهای ۱۵ تا ۱۷ فوریه ۲۰۱۰، در زمانی حدود دو تا سه دقیقه پرسش هاي خود را از نمایندگان جمهوری اسلامی خواهند کرد و پیشنهادهای احتمالی خود را نیز ارایه خواهند داد. پس از این اجلاس، ترویکایی شامل نمایندگان کشورهای سنگال، پاکستان و مکزیک، پیشنهادها را جمع کرده و به مذاکره با نماینده یا نمایندگان جمهوری اسلامی خواهند پرداخت.
نتيجه مذاكرات در اختیار اجلاس بررسی ادواری جامع شورای حقوق بشر قرار خواهد گرفت و روشن خواهد شد که جمهوری اسلامی چه تعداد از پیشنهادها را خواهد پذیرفت، چه تعداد را مورد بررسی قرار خواهد داد و چه تعدادی را رد خواهد کرد.
در اين حال سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) ، سازمان عفو بين الملل و انستيتوي بين المللي مطبوعات در گزارش هايي منتشر شده از نقض گسترده حقوق بشر در ايران خبر مي دهند .
سازمان عفو بین الملل ، گزارش تازه دولت ایران كه در چارچوب اجلاس "بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر" به سازمان ملل ارائه شده است را "بدور از واقعیت" دانست و حکومت ايران را به "تحریف" واقعیت ها متهم کرد.
حسیبه حاج سهراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل در واکنش به گزارش دولت ایران در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور می گوید: "مسئولان حکومت ایران یا واقعا هیچ ایده ای در مورد واقعیت ندارند و یا نمی خواهند آن را بپذیرند". وي از از کشورهای جهان خواسته است به "آنچه که واقعا در ایران می گذرد توجه کنند".
سهراوی به بازداشت های گسترده، برخورد های خشونت آمیز با اعتراضات مسالمت آمیز مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران و شکنجه و "مرگ بازداشت شدگان" به عنوان بعضی از این واقعیت ها اشاره می کند.
شیرین عبادی حقوقدان ایرانی و برندۀ جایزۀ نوبل در اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو از این نهاد بین المللی خواست که برای استقرار صلح در ایران و پیش گیری از وقوع یک فاجعه اقدام کنند. وي از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل درخواست كرد گزارشگر ویژه ای را مأمور رسیدگی به مسألۀ حقوق بشر در ایران کند.
اين درخواست شيرين عبادي در حالي صورت مي گيرد كه فاطمه كروبي نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي ايران در نامه اي سرگشاده به رهبري ايران خواستار رسيدگي به وضع بازداشت شدگان 22 بهمن شد . وي مدعي است فرزندش علي كروبي 37 ساله پس از بازداشت در خيابان به مسجدي منتقل و براي ارعاب ديگر بازداشت شدگان مورد ضرب و شتم شديد و تهديد به تجاوز جنسي قرار گرفته است .
در گزارش ديگري انستیتوى بین المللى مطبوعات، ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان اعلام کرد .
این گروه مدافع حقوق روزنامه نگاران كه مرکز آن در وین پایتخت اتریش است مى گوید ایران در سال ۲۰۰۹ میلادى در جریان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهورى با زندانى کردن یکصد وبلاگ نویس و روزنامه نگار به سردمدار زندانى کردن روزنامه نگاران در جهان تبدیل شد.
سرپرست انستیتوى بین المللى مطبوعات «آنتونى میلز Anthony Mills» در این زمینه گفت: «دولت ایران به سرکوب همۀ کسانى پرداخته که به انتقال اخبار اشتغال دارند، اعم از وبلاگ نویس ها، روزنامه نگاران و هرکسى که به هر نحو مى خواست خبرهاى مربوط به وقایع پس از انتخابات بحث برانکیز ریاست جمهورى را در ایران منتشر کند. این یک نمونه از دولتى ست که با جلوگیرى از انتشار گزارش هاى مستقل و با مسدود کردن مسیر گذر هر نوع خبر اعم از نوشتارى و یا تصویرى هرگونه صداى مخالف را خفه مى کند تا مطمئن شود که جلو ِ تاثیر عظیم انتشار آن ها را در کشور گرفته است. »
در تازه ترين گزارش سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) مواردی از کشتار، شکنجه، بازداشت، مجازات های خودسرانه و ممانعت از تحصیل در ايران منتشر شده است .
در بخش مربوط به ايران اين گزارش به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه گذشته از جمله کشته شدن چند تن از دانشجویان در جریان این حوادث سخن به میان آمده است.
در این گزارش به نقل از بي بي سي آمده است که در جریان حمله ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ مأموران بسیج به خوابگاه دانشگاه تهران، ۳ دانشجوی پسر و یک دانشجوی دختر کشته شده و اتاق های دانشجویان به آتش کشیده شده است.
گزارش یونسکو همچنین به حمله مأموران مجهز به باتوم و گاز اشک آور به خوابگاه گلشن دانشگاه امیرکبیر تهران اشاره کرده و نوشته است که در جریان حمله ای مشابه به دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز یک دانشجوی دختر به شدت مضروب و دست کم یک دانشجوی دیگر کشته شده است.
گزارش های مربوط به حملات خشونت آمیز نیروهای امنیتی به محیط های دانشگاهی در شیراز، اصفهان، تبریز، بندرعباس و مشهد بخش دیگری از گزارش یونسکو را تشکیل می دهد.
دانشگاهیان، معلمان و دانشجویان ایرانی از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مکررا به اتهام همکاری با "دولت های متخاصم"، اقدام علیه امنیت ملی، اهانت به اسلام و روحانیت، تشویش اذهان عمومی به قصد تبلیغ علیه نظام یا شرکت در اعتراضات دستگیر شده اند.
گزارش یونسکو
در این گزارش همچنین آمده است که ۷۰ استاد دانشگاه در روز ۴ تیر ۱۳۸۸ پس از دیدار اعضای انجمن اسلامی استادان دانشگاه با میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت ایران بازداشت شده اند.
اتهامات امنیتی
در بخش های دیگری از گزارش یونسکو به زندانی شدن کامیار و آرش علایی، پژوهشگران شناخته شده بین المللی در زمینه ایدز اشاره شده است که به برقراری تماس با دشمن متهم شده بودند.
همچنین بازداشت هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش، دو دانشگاهی ایرانی - آمریکایی و متهم شدن آنها به اتهامات امنیتی در گزارش یونسکو مورد اشاره قرار گرفته است.
محکومیت فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر کرد به اعدام به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محکومیت یاسر گلی، فعال حقوق بشر و دبیر کل اتحادیه دانشجویان کرد دانشگاه های ایران به تحمل ۱۵ سال حبس به اتهام داشتن ارتباط با سازمان های غیر قانونی کرد، از جمله موارد دیگری است که در گزارش مذکور آمده است.
در این گزارش همچنین به بازداشت و بدرفتاری با بیش از ۴۰ تن از اعضای گروه "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" در جریان حوادث مربوط به روز دانشجوی سال ۱۳۸۶ اشاره شده است.
برخورد با معلمان
بخش دیگری از این گزارش به محدودیت هایی اشاره دارد که علیه معلمان معترض به وضعیت کاری خود در ایران اعمال شده است.
گزارش قبلی یونسکو از حملات علیه آموزش در جهان در سال ۲۰۰۷ میلادی منتشر شده بود
بر اساس این گزارش، ۹ معلم به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری معلمان علیه شرایط کاری در پائیز سال ۱۳۸۶ به مجازات هایی مانند تبعید و کسر حقوق محکوم شدند.
همچنین گزارش هایی به یونسکو رسیده است مبنی بر اینکه حدود ۷۰۰ تن از معلمانی که در جریان اعترضات شناسایی شده بودند با کسر حقوق، ۸۶ نفر از آنها با تعلیق و ۳۹ نفر دیگر با منع تدریس مواجه شده اند.
محکوم شدن چند دانشجوی دانشگاه امیرکبیر تهران به تحمل حبس به اتهام اهانت به اسلام و روحانیت از طریق انتشار یک نشریه دانشجویی، موضوع دیگری است که در گزارش یونسکو آمده است.
موضوع "ستاره دار" کردن دانشجویان فعال در زمینه سیاسی که باعث بازماندن تعدادی از آنها از ادامه تحصیل شده است هم در گزارش یونسکو مورد توجه قرار گرفته است.
منبع : با مردم
در حالي كه قرار است در روزهاي ۱۵ تا ۱۷ فوریه ۲۰۱۰، بررسی ادواری جامع پرونده حقوق بشری جمهوری اسلامی برای نخستین بار در ژنو صورت گيرد سه نهاد بين المللي از نقض حقوق معترضان و فعالان سياسي ، اجتماعي خبر مي دهند .
نمایندگان کشورهای عضو سازمان ملل، اعم از عضو شورای حقوق بشر یا ناظر در روزهای ۱۵ تا ۱۷ فوریه ۲۰۱۰، در زمانی حدود دو تا سه دقیقه پرسش هاي خود را از نمایندگان جمهوری اسلامی خواهند کرد و پیشنهادهای احتمالی خود را نیز ارایه خواهند داد. پس از این اجلاس، ترویکایی شامل نمایندگان کشورهای سنگال، پاکستان و مکزیک، پیشنهادها را جمع کرده و به مذاکره با نماینده یا نمایندگان جمهوری اسلامی خواهند پرداخت.
نتيجه مذاكرات در اختیار اجلاس بررسی ادواری جامع شورای حقوق بشر قرار خواهد گرفت و روشن خواهد شد که جمهوری اسلامی چه تعداد از پیشنهادها را خواهد پذیرفت، چه تعداد را مورد بررسی قرار خواهد داد و چه تعدادی را رد خواهد کرد.
در اين حال سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) ، سازمان عفو بين الملل و انستيتوي بين المللي مطبوعات در گزارش هايي منتشر شده از نقض گسترده حقوق بشر در ايران خبر مي دهند .
سازمان عفو بین الملل ، گزارش تازه دولت ایران كه در چارچوب اجلاس "بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر" به سازمان ملل ارائه شده است را "بدور از واقعیت" دانست و حکومت ايران را به "تحریف" واقعیت ها متهم کرد.
حسیبه حاج سهراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل در واکنش به گزارش دولت ایران در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور می گوید: "مسئولان حکومت ایران یا واقعا هیچ ایده ای در مورد واقعیت ندارند و یا نمی خواهند آن را بپذیرند". وي از از کشورهای جهان خواسته است به "آنچه که واقعا در ایران می گذرد توجه کنند".
سهراوی به بازداشت های گسترده، برخورد های خشونت آمیز با اعتراضات مسالمت آمیز مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران و شکنجه و "مرگ بازداشت شدگان" به عنوان بعضی از این واقعیت ها اشاره می کند.
شیرین عبادی حقوقدان ایرانی و برندۀ جایزۀ نوبل در اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو از این نهاد بین المللی خواست که برای استقرار صلح در ایران و پیش گیری از وقوع یک فاجعه اقدام کنند. وي از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل درخواست كرد گزارشگر ویژه ای را مأمور رسیدگی به مسألۀ حقوق بشر در ایران کند.
اين درخواست شيرين عبادي در حالي صورت مي گيرد كه فاطمه كروبي نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي ايران در نامه اي سرگشاده به رهبري ايران خواستار رسيدگي به وضع بازداشت شدگان 22 بهمن شد . وي مدعي است فرزندش علي كروبي 37 ساله پس از بازداشت در خيابان به مسجدي منتقل و براي ارعاب ديگر بازداشت شدگان مورد ضرب و شتم شديد و تهديد به تجاوز جنسي قرار گرفته است .
در گزارش ديگري انستیتوى بین المللى مطبوعات، ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان اعلام کرد .
این گروه مدافع حقوق روزنامه نگاران كه مرکز آن در وین پایتخت اتریش است مى گوید ایران در سال ۲۰۰۹ میلادى در جریان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهورى با زندانى کردن یکصد وبلاگ نویس و روزنامه نگار به سردمدار زندانى کردن روزنامه نگاران در جهان تبدیل شد.
سرپرست انستیتوى بین المللى مطبوعات «آنتونى میلز Anthony Mills» در این زمینه گفت: «دولت ایران به سرکوب همۀ کسانى پرداخته که به انتقال اخبار اشتغال دارند، اعم از وبلاگ نویس ها، روزنامه نگاران و هرکسى که به هر نحو مى خواست خبرهاى مربوط به وقایع پس از انتخابات بحث برانکیز ریاست جمهورى را در ایران منتشر کند. این یک نمونه از دولتى ست که با جلوگیرى از انتشار گزارش هاى مستقل و با مسدود کردن مسیر گذر هر نوع خبر اعم از نوشتارى و یا تصویرى هرگونه صداى مخالف را خفه مى کند تا مطمئن شود که جلو ِ تاثیر عظیم انتشار آن ها را در کشور گرفته است. »
در تازه ترين گزارش سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) مواردی از کشتار، شکنجه، بازداشت، مجازات های خودسرانه و ممانعت از تحصیل در ايران منتشر شده است .
در بخش مربوط به ايران اين گزارش به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه گذشته از جمله کشته شدن چند تن از دانشجویان در جریان این حوادث سخن به میان آمده است.
در این گزارش به نقل از بي بي سي آمده است که در جریان حمله ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ مأموران بسیج به خوابگاه دانشگاه تهران، ۳ دانشجوی پسر و یک دانشجوی دختر کشته شده و اتاق های دانشجویان به آتش کشیده شده است.
گزارش یونسکو همچنین به حمله مأموران مجهز به باتوم و گاز اشک آور به خوابگاه گلشن دانشگاه امیرکبیر تهران اشاره کرده و نوشته است که در جریان حمله ای مشابه به دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز یک دانشجوی دختر به شدت مضروب و دست کم یک دانشجوی دیگر کشته شده است.
گزارش های مربوط به حملات خشونت آمیز نیروهای امنیتی به محیط های دانشگاهی در شیراز، اصفهان، تبریز، بندرعباس و مشهد بخش دیگری از گزارش یونسکو را تشکیل می دهد.
دانشگاهیان، معلمان و دانشجویان ایرانی از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مکررا به اتهام همکاری با "دولت های متخاصم"، اقدام علیه امنیت ملی، اهانت به اسلام و روحانیت، تشویش اذهان عمومی به قصد تبلیغ علیه نظام یا شرکت در اعتراضات دستگیر شده اند.
گزارش یونسکو
در این گزارش همچنین آمده است که ۷۰ استاد دانشگاه در روز ۴ تیر ۱۳۸۸ پس از دیدار اعضای انجمن اسلامی استادان دانشگاه با میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت ایران بازداشت شده اند.
اتهامات امنیتی
در بخش های دیگری از گزارش یونسکو به زندانی شدن کامیار و آرش علایی، پژوهشگران شناخته شده بین المللی در زمینه ایدز اشاره شده است که به برقراری تماس با دشمن متهم شده بودند.
همچنین بازداشت هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش، دو دانشگاهی ایرانی - آمریکایی و متهم شدن آنها به اتهامات امنیتی در گزارش یونسکو مورد اشاره قرار گرفته است.
محکومیت فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر کرد به اعدام به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محکومیت یاسر گلی، فعال حقوق بشر و دبیر کل اتحادیه دانشجویان کرد دانشگاه های ایران به تحمل ۱۵ سال حبس به اتهام داشتن ارتباط با سازمان های غیر قانونی کرد، از جمله موارد دیگری است که در گزارش مذکور آمده است.
در این گزارش همچنین به بازداشت و بدرفتاری با بیش از ۴۰ تن از اعضای گروه "دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" در جریان حوادث مربوط به روز دانشجوی سال ۱۳۸۶ اشاره شده است.
برخورد با معلمان
بخش دیگری از این گزارش به محدودیت هایی اشاره دارد که علیه معلمان معترض به وضعیت کاری خود در ایران اعمال شده است.
گزارش قبلی یونسکو از حملات علیه آموزش در جهان در سال ۲۰۰۷ میلادی منتشر شده بود
بر اساس این گزارش، ۹ معلم به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری معلمان علیه شرایط کاری در پائیز سال ۱۳۸۶ به مجازات هایی مانند تبعید و کسر حقوق محکوم شدند.
همچنین گزارش هایی به یونسکو رسیده است مبنی بر اینکه حدود ۷۰۰ تن از معلمانی که در جریان اعترضات شناسایی شده بودند با کسر حقوق، ۸۶ نفر از آنها با تعلیق و ۳۹ نفر دیگر با منع تدریس مواجه شده اند.
محکوم شدن چند دانشجوی دانشگاه امیرکبیر تهران به تحمل حبس به اتهام اهانت به اسلام و روحانیت از طریق انتشار یک نشریه دانشجویی، موضوع دیگری است که در گزارش یونسکو آمده است.
موضوع "ستاره دار" کردن دانشجویان فعال در زمینه سیاسی که باعث بازماندن تعدادی از آنها از ادامه تحصیل شده است هم در گزارش یونسکو مورد توجه قرار گرفته است.
منبع : با مردم
۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه
نامه سرگشاده همسر كروبي به آيت الله خامنه اي
نامه سرگشاده همسر كروبي به آيت الله خامنه اي
افشای شکنجه شدید علی کروبی در مسجد امیرالمومئین
فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر در خصوص اتفاقات روز ۲۲بهمن و دستگیری فرزند و حمله به همسرش و شرایط حاکم بر جامعه اتقادات صریحی را مطرح کرد. و از آیت الله خامنه ای خواست که" تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری " کند. به گزارش سحام متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت اله خامنه ای – مقام معظم رهبری
با سلام و احترام
در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی بیان کرد با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم.
پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب حمایت کنم. همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر
فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید.
هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند.
فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید.
هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند.
براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.
دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم. البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.
آین رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم.
۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سهشنبه
میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد
میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد
میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.
موسوی در این گفتگو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:
در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟
در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.
بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.
می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟
رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.
عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟
در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیابانها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است.
مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند.
همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.
بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.
انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.
گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته، آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند، خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.
امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.
آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟
نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.
همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟
از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….
مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.
درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.
در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.
امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.
مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.
عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟
انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.
ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوءظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.
شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.
هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.
آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟
بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.
به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.
در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.
به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید
راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.
آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟
در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.
گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟
مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.
میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.
موسوی در این گفتگو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:
در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟
در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.
بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.
می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟
رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.
عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟
در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیابانها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است.
مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند.
همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.
بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.
انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.
گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته، آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند، خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.
امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.
آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟
نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.
همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟
از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….
مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.
درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.
در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.
امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.
مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.
عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟
انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.
ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوءظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.
شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.
هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.
آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟
بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.
به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.
در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.
به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید
راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.
آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟
در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.
گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟
مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.
۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه
اجتماع مردم و خانواده هاي زندانيان سياسي در برابر زندان اوين
اجتماع مردم و خانواده هاي زندانيان سياسي در برابر زندان اوين
عدم اطلاع رساني مسئولان زندان اوين و دادگاه انقلاب در مورد بازداشت شدگان عاشورا موجب نگراني و سرگرداني مردم شده است .
برگزاري دادگاه هاي نمايشي و صدور احكام محاربه موجب نگراني مردم بويژه خانواده هاي زندانيان سياسي شده است و شامگاه ديروز حدود دو هزار نفر از خانوادههای زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین اجتماع كردند .
مسئولان در حالي كه از برخي خانواده ها ، وثيقه براي آزادي زندانيان دريافت كرده اند اما به وعده ي خود براي آزادي آنها عمل نكرده اند .
در اين حال صبح امروز حراست مجلس شوراي اسلامي از ورود برخي ازخانواده هاي بازداشت شدگان براي ملاقات با نمايندگان اقليت مجلس جلوگيري كرد .
اين اقدام با واكنش محمد رضا تابش دبير كل فراكسيون خط امام مجلس روبرو شد .
محمد رضا تابش در اعتراض به محدوديت هاي ايجاد شده براي ملاقات با خانواده هاي زندانيان سياسي و فيلترشدن سايت رسمي اين فراكسيون و ممنوع الورود شدن خبرنگار پارلمان نيوز از سمت خود استعفا كرد تا در نهايت با وساطت ابوترابي نايب رييس مجلس و قول رفع محدوديت ها از اين اقدام خود منصرف شود .
منبع : با مردم
عدم اطلاع رساني مسئولان زندان اوين و دادگاه انقلاب در مورد بازداشت شدگان عاشورا موجب نگراني و سرگرداني مردم شده است .
برگزاري دادگاه هاي نمايشي و صدور احكام محاربه موجب نگراني مردم بويژه خانواده هاي زندانيان سياسي شده است و شامگاه ديروز حدود دو هزار نفر از خانوادههای زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین اجتماع كردند .
مسئولان در حالي كه از برخي خانواده ها ، وثيقه براي آزادي زندانيان دريافت كرده اند اما به وعده ي خود براي آزادي آنها عمل نكرده اند .
در اين حال صبح امروز حراست مجلس شوراي اسلامي از ورود برخي ازخانواده هاي بازداشت شدگان براي ملاقات با نمايندگان اقليت مجلس جلوگيري كرد .
اين اقدام با واكنش محمد رضا تابش دبير كل فراكسيون خط امام مجلس روبرو شد .
محمد رضا تابش در اعتراض به محدوديت هاي ايجاد شده براي ملاقات با خانواده هاي زندانيان سياسي و فيلترشدن سايت رسمي اين فراكسيون و ممنوع الورود شدن خبرنگار پارلمان نيوز از سمت خود استعفا كرد تا در نهايت با وساطت ابوترابي نايب رييس مجلس و قول رفع محدوديت ها از اين اقدام خود منصرف شود .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه
موسوي و كروبي اعدام هاي اخير را محكوم و از مردم براي راهپيمايي 22 بهمن دعوت كردند
موسوي و كروبي اعدام هاي اخير را محكوم و از مردم براي راهپيمايي 22 بهمن دعوت كردند
میرحسین موسوی و مهدی کروبی نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نیز ابراز تاسف کردند.
به گزارش سحام نیوز، در این دیدار که در منزل مهدی کروبی برگزار شد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند.
موسوی و کروبی با اشاره به پرونده اعدام شدگان اخیر گفتند: به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد، ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است.
موسوی و کروبی تاکید کردند: بازداشت های گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
مهندس موسوی و مهدی کروبی با اشاره به خطبه های احمد جنتی در نماز جمعه این هفته، ضمن ابراز تاسف از بیان چنین مسائلی از زبان امام جمعه موقت تهران گفتند: متاسفانه به جای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطیب نماز جمعه با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند و این جای بسی تاسف است که تریبون نماز جمعه به جایگاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهروندان تبدیل شده است.
موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند و تاکید کردند: اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود.
کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایرات است دانستند و افزودند: به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد.
کروبی و موسوی تاکید کردند: اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است.
گفتنی است کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نیز ابراز تاسف کردند.
به گزارش سحام نیوز، در این دیدار که در منزل مهدی کروبی برگزار شد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند.
موسوی و کروبی با اشاره به پرونده اعدام شدگان اخیر گفتند: به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد، ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است.
موسوی و کروبی تاکید کردند: بازداشت های گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
مهندس موسوی و مهدی کروبی با اشاره به خطبه های احمد جنتی در نماز جمعه این هفته، ضمن ابراز تاسف از بیان چنین مسائلی از زبان امام جمعه موقت تهران گفتند: متاسفانه به جای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطیب نماز جمعه با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند و این جای بسی تاسف است که تریبون نماز جمعه به جایگاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهروندان تبدیل شده است.
موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند و تاکید کردند: اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود.
کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایرات است دانستند و افزودند: به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد.
کروبی و موسوی تاکید کردند: اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است.
گفتنی است کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند.
۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه
مشایی : حضرت عیسی كجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار میكرد
مشایی : حضرت عیسی كجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار میكرد
اسفندیار رحیم مشایی درباره تدریس در محافل مذهبی از سن 14 سالگی، محوریت خدا در وحدت، دلایل اظهار نظر تخصصی در مسائل دینی، شكایت از روزنامه كیهان، مدیریت جامع انبیاء، رژیم صهیونیستی، تماس با مرتاض هندی و جن كرمانی توضیحاتی ارائه داد.
اسفندیار رحیممشایی مشاور و رئیس دفتر رئیسجمهور كه در جلسه هفتگی جامعه اسلامی وعاظ جهت پاسخگویی به سوالات روحانیون این تشكل حاضر شده بود، با بیان اینكه بنده به عنوان كسی كه از بچگی پای درس علما و روحانیون بودهام، اعتقاد دارم خداوند نور ایمان را از دوران كودكی در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگی در مساجد و به دستور روحانیون مساجد سخنرانی میكردم، در سن 14 سالگی در مدرسه كلاس درس مذهبی برگزار كرده بودم.
مشایی با بیان اینكه بنده به عنوان شاگرد این مكتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفتهام و خواهم گفت، افزود: من نمیخواهم بگویم رئیس دفتر فردی به نام احمدینژاد هستم كه من او را به عنوان خالصترین آدمهای امروز روی كره زمین یافتم و من ذرهای احساس گرایش به نفس و هوای نفس را در رئیسجمهور نمیبینم.
مشاور رئیسجمهور با بیان اینكه ما متاسفانه با دو گروه امروز مواجهیم،گفت: یك گروه سانسورگر كه پشت پرده نشسته و احزاب فراوانی در اختیار دارد، و گروه دیگر كه ظاهر ولایتمدار دارد اما باطنش متفاوت است. البته گروه دیگری نیز وجود دارد كه نمیتواند بگویم باطنش ولایتمدار نیست اما آتش بیار معركه است.
* من میگویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد
وی با بیان اینكه در برخی از سایتها نوشته شده بود كه مشایی گفته است اگر انسان نباشد خدا حفظ خواهد شد، گفت: این بحث كاملا روشن است من میگویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد. بودن انسان كه معلول است چه ربطی به بودن خدا دارد. این وجود ماست كه به بودن خدا وابسته است.
این سخنرانی در حالی ادامه داشت كه برخی از روحانیون با قطع كردن سخنان مشایی، به وی اعتراض میكردند كه چرا به سؤالهای آنها پاسخ نمیدهد و مقدمه را تا این حد طول داده است.البته یكی از حاضرین گفت مردم انتظار دارند مسئول دفتر ریس جمهور تنها به خدمتگذاری بپردازد و از این سخنان غیر تخصصی پرهیز كند كه این گفته، موجب احسنت احسنت گفتن حاضرین شد.
وی همچنین در خصوص اظهاراتش در مورد مدیریت انبیاء نیز گفت: به چه كسی جایزه میدهند كه اگر بخواهد مدیریت حضرت نوح را زیر سئوال ببرد؟ اینكه برای بنده كه رئیسدفتر رئیسجمهوری چون احمدینژاد كه ارزشهای اسلامی نقطه آرمان وی و بازگشت به ارزشهای امام و اسلام ناب افتخارش است چگونه امكان دارد.
**حضرت عیسی كجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار میكرد
وی با بیان اینكه حضرت عیسی سی و چند سال پیامبر بودند گفت: آیا حضرت عیسی كه پیامبر بود مدیر هم بود؟ حضرت عیسی كجا مدیر بود، حضرت عیسی كه از اینجا به آنجا فرار میكرد، حضرت عیسی در تهدید قتل بود، در مضیغه بود، در محدودیت بود ما نباید حساب جامعه دوران حضرت مسیح را به پای حضرت بنویسیم.
مشایی گفت: من در سخنرانیم گفتم كه فرض كنید حضرت عیسی را نمیكشتند كسی میتوانست بگوید حضرت عیسی 300 سال پیامبری نمیكرد، حضرت موسی میتوانست 500 سال پیامبری كند.
** اعتراض روحانیون به مشایی به جهت طفره از سؤلات
در ادامه این مراسم روحانیون حاضر از مشایی خواستند تا در این خصوص بیشتر توضیح ندهد و به سئوالات مكرر آنها پاسخ دهد. كه مشایی در جواب برخی از آنها كه معتقد بودند سخنان مشایی با سخنان گذشتهاش در تعارض است گفت شما به نوار سخنان من رجوع كنید من انچه را كه الان میگویم را در گذشته نیز گفته بودم البته مشایی در خصوص چگونگی پیدا كردن نوارهای سخنرانیش توضیحی نداد و گفت متاسفانه در خصوص سخنرانیهای من واقعیت به صورت آنچه كه گفته میشود منتشر نمیشود.
مشایی در پاسخ به سئوال روحانیون مبنی بر اینكه چرا خدا را عامل وحدت ندانسته بود گفت: علت اینكه بشر در طول تاریخ در كنار هم قرار نگرفته و به وحدت نرسیده و در برابر هم قرار گرفته و جنگ و ستیز به راه انداخته است. نشانگر این است كه آنها خدای واحد را آنگونه كه باید بشناسند، نشناخته و به آن ایمان نیاوردهاند.
**علت عدم وحدت نبود توحید است
وی با بیان اینكه نتیجه كلمه توحید، توحید كلمه است گفت: علت عدم وحدت نبود توحید است و راه صلاح بشر بازگشت به توحید است. مشایی معتقد است كه رسانهها مطالب وی را درست منعكس نمیكنند و در صورت ارسال جوابیه، جوابیه وی منتشر نمیشود اما مطالبی را كه نمیگویم را همه منتشر میكنند.
**یك روحانی معترض خطاب به مشایی: سخنان شما چه مشكلی را حل میكند
یكی از روحانیون معترض به سخنان مشایی خطاب به وی گفت كه شما مدعی هستید از سن 13 سالگی سخنرانی میكنید . آقای رحیم مشایی این درست است كه با سخنان شما روزنامهها و مردم حساس شوند و در این وضعیت شرایط برای دولت سخت شود. آیا فقر و بیكاری مشكلات مردم حل شده است كه شما با این اظهارات خود بر سر راه دولت و نظام مانع درست میكنید؟ من به شما دوستانه میگویم و به شما پیشنهاد میدهم كه یك سال در خصوص این موضوعات سخن نگویید، شما رئیسدفتر رئیسجمهور هستید و كار خودتان را انجام دهید.
البته این معترض به سخنان مشایی بعد از اعلام اعتراض خود مورد تشویق حاضرین در جلسه قرار گرفت تا اینكه مجری برنامه از حاضرین بخواهد با ذكر صلوات سكوت را در جلسه حاكم كند تا مشایی به ادامه سخنان خود بپردازد.
**احمدینژاد بگوید حرف نزن، حرف نمیزنم
مشایی گفت: برخی ها به من میگویند كه اظهاراتم موجب حمله برخیها به احمدینژاد میشود، حالا باید گفت كه احمدینژاد به من بگوید كه حرف نزن من حرف نمیزنم، من كه ماموریت فردی ندارم و به طور طبیعی اگر از دولت بیرون آمدهام به عنوان یك مهندس هر گونه كه دلم بخواهد حرف میزنم.
این جمله مشایی باز هم موجب تنش در جمع حاضرین شد و برخی از حاضرین خطاب به وی اعتراض خود را اعلام كردند. اما مشایی در پاسخ به این معترضان گفت: آقای احمدینژاد میگوید كه برخیها میخواهند كه تو حرف نزنی.
**فرد 400ساله نداریم كه مرتاض 400ساله داشته باشیم،جن كرمانی؟! من مازندرانیام
یكی از حاضرین از مشایی خواست تا به طور شفاف ماجرای مرتاض 400 ساله هندی را توضیح بدهد كه مشایی گفت: من از شما سئوال میكنم آیا انسان 400 ساله داریم. كه یكی از حاضرین گفت البته ما جن كرمانی هم شنیدهام در این خصوص لطفا توضیح بدهید، كه مشایی گفت : جن كرمانی اگر وجود داشته باشد مربوط به برخی از افراد است من كه مازندرانی هستم.
وی افزود: من رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بودهام، قبل از آن هم مدیر شبكه رادیو بودم و البته مدیر رادیو پیام نیز بودهام. این آقایی كه امروز موسسه آینده روشن را مدیریت میكند خوب میداند كه این موسسه را من بنیان گذاشتم.
**پیشنهاد یك معترض به مشایی، من به اندازه وزنتان كتاب و مقاله دارم
یكی از حاضرین خطاب به مشایی گفت اگر شما علاقه به نظریهپردازی دارید به كار نظریهپردازی مشغول شوید ما كه پای سخنرانی شما نشستیم روحانیون معمولی نیستیم. بنده به عنوان یك روحانی به اندازه وزن شما كتاب و مقاله دارم.
* یك روحانی خطاب به مشایی: این اظهارات موجب تضعیف دولت احمدینژاد میشود
یكی دیگر از حاضرین كه معتقد بود سخنان مشایی غیر تخصصی است و از حوزه دانش وی خارج است خطاب به مشایی گفت شما با این اظهاراتتان موجب تضعیف دولت آقای احمدینژاد شدهاید كه برخی دیگر از روحانیون در حمایت از وی این سخنان را تكرار كردند تا نظم جلسه باز هم دچار اخلال شود و صلوات بر محمد و آل محمد سكوت را در جلسه حاكم كند. اما مجری جلسه كه قصد داشت بعد از صلوات جلسه را آماده سخنرانی مشایی كند یكی از حاضرین خطاب به مشایی گفت آقای مشایی نمیخواهی در خصوص سئوالات ما پاسخ دهید؟ در خصوص سئوالمان در مورد اسرائیل جوابی نداری كه بگوی و یا نمیخواهی جواب دهید كه در این حال شعار مرگ بر اسرائیل طنینانداز این مراسم شد.
مشایی كه بعد از دقایقی به جهت اعتراض روحانیون مجبور به سكوت شده بود در خصوص سئوالات مكرر روحانیون در مورد رژیم صهیونیستی، گفت: دو روز قبل از آن روزی كه من آن جمله را در خصوص اسرائیل در مراسمی كه در شمال كشور به مناسبت گرامیداشت شهدا برگزار شده بود گفتم كه شهدا زندهاند و نتیجه خونهای شهدا ثمر داده است و اسرائیل مرده است اما هنوز تشییع جنازه نشده است. من شاید حداقل صدها سخنرانی علیه اسرائیل كردهام اما شما ببینید شاید جمله من در این خصوص اشتباه باشد كه اشكالی دارد. شما روزنامه كیهان را ببینید این روزنامه نوشته است مشایی در برابر اسرائیل سر تعظیم فرو آورده و اسرائیل را تمجید كرده است.
**كیهان را محكوم نكنم، مسلمان نیستم
مشاور رئیسجمهور در پاسخ به سئوالی در خصوص هوشنگ امیراحمدی نیز گفت: خدا شاهد است كه این دروغ است من به همین جهت علیه روزنامه كیهان شكایت كردهام و حتما این روزنامه محكوم خواهد شد.
اگر این روزنامه محكوم نشود من مسلمان نیستم. چون دروغ بسیار بزرگی را نوشته است.
این روزنامه گفته است كه هوشنگ امیراحمدی را مشایی به ایران آورده و در ایران مشایی با هوشنگ امیراحمدی ملاقات كردهاند در حالی زمانی كه این فرد ایران آمد من اصلا نمیدانستم كه آمده و اصلا با من تماس نگرفته و اجازه ملاقات از من نیز نخواسته است و تا زمانی كه از كشور بیرون نرفته بود من نفهمیده بودم كه وی به ایران آمده است.
**ما با مردم دنیا حتی مردم آمریكا و اسرائیل دوست هستیم
حاضرین در جلسه كه معتقد بودند مشایی از پاسخ دادن به سئوالات اصلی آنها طفره میرود با اعتراضات خود برای چندمین بار متوالی نظم جلسه را بهم ریختند تا مشایی مجبور شود در خصوص اسرائیل توضیح بدهد و بگوید كه من در سخنرانی كه در خصوص گسترش افكار انقلابی جمهوری اسلامی ایران به دنیا بود گفتم كه این مكتب این قدرت را دارد كه به دنیا خودش را عرضه كند و ما برای دشمنی برای مردم نیامدهایم.
وی افزود:این عبارت من است موضع ما نسبت به مردم دنیا موضع دوستانی است. البته در انتهای این سخنانم گفتم كه حتی مردم آمریكا و اسرائیل نیز موضعی نداریم چرا كه بحث سیاست بین الملل ما دوستی با مردم است. موضع ما موضع پیامبر است.
مشایی گفت: من در این سخنرانی گفتم كه ما با همه مردم دنیا حتی مردم آمریكا و اسرائیل دوست هستیم كه ابتدا برخیها گفتند چرا گفتی ملت اسرائیل، من احساس كردم كه شاید خطا كرده باشم. فردای آن روز خبرنگاران در این خصوص از من سئوال كردند. اما باید بگویم كه واژه ملت در ادبیات سیاسی با مردم فرق میكند. ملت به ازای دولت شمرده میشود.
رئیس دفتر رئیس جمهور با بیان اینكه در خصوص این سخنرانی من در مورد اسرائیل شانتاژ آفرینی فراوانی شد و اصلا هیچ كس رها نمیكرد از این سایت به آن سایت، از این روزنامه به آن روزنامه،از آن عالم تا آن عالم و حتی 200 نماینده مجلس علیه من امضا كردند كه البته برخی از آنها بعدها پیش من آمدند و ابراز پشیمانی كردند.
یكی دیگر از حاضرین خطاب به مشائی گفت: آقای مشایی مقام معظم رهبری فرمودند بحث دوستی با اسرائیل غلط است.
*اگر موضعم را در خصوص اسرائیل بد میدانستم آنرا تكرار نمیكردم
مشایی با بیان اینكه احمدی نژاد گفته است حرف مشایی حرف دولت است تاكید كرد: من اگر جمله خود را در خصوص اسرائیل بد میدانستم آن را تكرار نمی كردم اما من بر این اساس این مسئله را گفتم كه اگر اسرائیل را امروز دنیا یك كشور میشناسند، یك كشوری است كه با یك سیلی حذف میشود. حال اگر بخواهیم بدانیم كه چرا حذف نمیشود به خاطر اینكه نفوذ در بسیاری از كشورها دارد و افكار عمومی را به نفع خود و علیه ما بسیج میكند.
مشایی افزود: سیاست دولت این بود كه ما در عین حال كه با صهیونیزم مقابل میكنیم و افتخار این دولت این بود كه موج بزرگی از مقابله با صهیونیزم جهانی را در دنیا به راه انداخت ما میخواستیم بگویم كه این رژیم در حالی كه در دنیا قانونی نیست در سرزمین خودش نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.
رئیس دفتر رئیس جمهور از روحانیون جامعه وعاظ خواست تا بیانات مقام معظم رهبری در خصوص خود و معترضانش مورد بازخوانی قرار دهند و گفت: اصل بحث آقا این بود كه این مسئله چیست كه شما اینقدر آن را كش میدهید، بعد فرمودند كه كه مردم اسرائیل دوست ما نیست و حرف بنده را نفی فرمودند و توضیح دادند.
مشایی بیان داشت: بعد از بیانات آقا طی نامهای خطاب به رهبری نوشتم كه مقام معظم رهبری فصل الخطاب است.
وی گفت: تعریفی كه بنده از ولایت فقیه دارم این است كه به محض اینكه معلوم شد نظر ولی فقیه چیزی دیگری است تكلیف روشن است.
**نوشتهاند كه من قطعا جاسوس و عامل موسادم
رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: امروز برخی از روزنامهها نوشتهاند كه قطعا، جاسوس و از عوامل موساد هستم.
شجونی دبیر كل جامعه اسلامی وعاظ ضمن قطع سخنان به مشائی به وی گفت آقای مشایی ماجرای این هدیه خانم چیست البته یكی دیگر از حاضرین از مشایی پرسید كه چرا خبرگزاریها شما را در راهپیمایی از جمله راهپیمایی روز قدس نمیببیند
.
مشایی در پاسخ به این سئوال گفت: صدها بار این كار را كردهام.
این روحانیون معترض گفت: آیا حضور شما در روز قدس در راهپیمایی بوده است كه مشایی گفت: روز قدس كه حتما با من مصاحبه نكردهاند.
یكی دیگر از روحانیون معترض با بیان اینكه هیچ دولتی به اندازه دولت نهم مورد حمایت مقام معظم رهبری نبوده است، گفت مقام معظم رهبری از رئیس دولت میخواهد كه شما را از معاونت اولی بردارد شما باید جواب دهید كه جرا مقام معظم رهبری مجبور میشود در خصوص شما خطاب به رئیس جمهور نامه بنویسد، شما چرا دولت خدمتگزار را در معرض تهمت قرار میدهید، باز هم ذكر صلوات بود كه برای چندمین بار جلسه به هم ریخته آماده ادامه سخنرانی كرد.
**چطور عالم است كه میگوید حج از شئون ولی فقیه است
مشایی در بخش دیگری از سخنان خود در حالی كه پاسخهای متعدد روحانیون بی جواب مانده بود به بحث سازمان حج اشاره كرد و گفت: زمانی كه بحث ادغام سازمان حج و سازمان گردشگری مطرح بود یكی از آقایان نامهای نوشتند و متذكر شدند كه حج از شئون ولی فقیه است و ما نباید در آن دخالت كنیم. من تعجب كردم كه چطور این فرد عالم است، عالمه، چطور عالم است كه میگوید حج از شئون ولی فقیه است آیا او ولی فقیه را فقط یك روحانی می داند. ولی فقیه كیست. آن ولی فقهی كه ما در مكتب علما فهمیدیم همه چیز برای اوست. داخلی و خارجی ندارد سیاست خارجی، هوا فضا ... از شئون ولی فقیه است.
مشایی تصریح كرد: این آقایی كه میگفت حج كه از شئون ولی فقیه است در انتخابات چگونه عمل كرد و كدام طرف رفت.
**مگر احمدی نژاد اجازه میدهد كه كسی یك ذره انحراف داشته باشد
وی در پایان گفت: كه اگر 27 سال قبل از احمدی نژاد را در خصوص توجه به قرآن و روحانیت را جمع بزنیم و ضربدر 100 بكنیم به سه سال دوران احمدی نژاد نمیرسد. حال باید دید كه احمدی نژاد كیست؟ مگر احمدی نژاد اجازه میدهد كه كسی یك ذره انحراف داشته باشد. حال كه برخیها نمیتوانند این مسائل را توجیه كنند میگویند مشایی احمدی نژاد را سحر كرده است. چرا میگویند مرتاض 400 ساله یا جن كرمانی؟ برای اینكه نمیتوانند دولت و سئوالات ما را توجیه كنند و به همین خاطر یه این مسائل روی میآورند.
مشایی در خصوص ادغام سازمان حج ، بازدید از نمایشگاه هدیه تهرانی و نامه مقام معظم رهبری در كم لن یكن كردن معاون اول رئیس جمهوری وی مطالبی ایراد كرده كه بنا به این گفته مشایی كه شرعا از انتشار این مطالب راضی نیست، از انتشار این مطالب صرف نظر كرد.
منبع : آینده
http://www.ayandenews.com/news/17949/
اسفندیار رحیم مشایی درباره تدریس در محافل مذهبی از سن 14 سالگی، محوریت خدا در وحدت، دلایل اظهار نظر تخصصی در مسائل دینی، شكایت از روزنامه كیهان، مدیریت جامع انبیاء، رژیم صهیونیستی، تماس با مرتاض هندی و جن كرمانی توضیحاتی ارائه داد.
اسفندیار رحیممشایی مشاور و رئیس دفتر رئیسجمهور كه در جلسه هفتگی جامعه اسلامی وعاظ جهت پاسخگویی به سوالات روحانیون این تشكل حاضر شده بود، با بیان اینكه بنده به عنوان كسی كه از بچگی پای درس علما و روحانیون بودهام، اعتقاد دارم خداوند نور ایمان را از دوران كودكی در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگی در مساجد و به دستور روحانیون مساجد سخنرانی میكردم، در سن 14 سالگی در مدرسه كلاس درس مذهبی برگزار كرده بودم.
مشایی با بیان اینكه بنده به عنوان شاگرد این مكتب مطالبی را در خصوص دین، خدا، جامعه دینی، نظام دینی و آینده گفتهام و خواهم گفت، افزود: من نمیخواهم بگویم رئیس دفتر فردی به نام احمدینژاد هستم كه من او را به عنوان خالصترین آدمهای امروز روی كره زمین یافتم و من ذرهای احساس گرایش به نفس و هوای نفس را در رئیسجمهور نمیبینم.
مشاور رئیسجمهور با بیان اینكه ما متاسفانه با دو گروه امروز مواجهیم،گفت: یك گروه سانسورگر كه پشت پرده نشسته و احزاب فراوانی در اختیار دارد، و گروه دیگر كه ظاهر ولایتمدار دارد اما باطنش متفاوت است. البته گروه دیگری نیز وجود دارد كه نمیتواند بگویم باطنش ولایتمدار نیست اما آتش بیار معركه است.
* من میگویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد
وی با بیان اینكه در برخی از سایتها نوشته شده بود كه مشایی گفته است اگر انسان نباشد خدا حفظ خواهد شد، گفت: این بحث كاملا روشن است من میگویم بودن انسان ربطی به بودن خدا ندارد. بودن انسان كه معلول است چه ربطی به بودن خدا دارد. این وجود ماست كه به بودن خدا وابسته است.
این سخنرانی در حالی ادامه داشت كه برخی از روحانیون با قطع كردن سخنان مشایی، به وی اعتراض میكردند كه چرا به سؤالهای آنها پاسخ نمیدهد و مقدمه را تا این حد طول داده است.البته یكی از حاضرین گفت مردم انتظار دارند مسئول دفتر ریس جمهور تنها به خدمتگذاری بپردازد و از این سخنان غیر تخصصی پرهیز كند كه این گفته، موجب احسنت احسنت گفتن حاضرین شد.
وی همچنین در خصوص اظهاراتش در مورد مدیریت انبیاء نیز گفت: به چه كسی جایزه میدهند كه اگر بخواهد مدیریت حضرت نوح را زیر سئوال ببرد؟ اینكه برای بنده كه رئیسدفتر رئیسجمهوری چون احمدینژاد كه ارزشهای اسلامی نقطه آرمان وی و بازگشت به ارزشهای امام و اسلام ناب افتخارش است چگونه امكان دارد.
**حضرت عیسی كجا مدیر بود، از اینجا به آنجا فرار میكرد
وی با بیان اینكه حضرت عیسی سی و چند سال پیامبر بودند گفت: آیا حضرت عیسی كه پیامبر بود مدیر هم بود؟ حضرت عیسی كجا مدیر بود، حضرت عیسی كه از اینجا به آنجا فرار میكرد، حضرت عیسی در تهدید قتل بود، در مضیغه بود، در محدودیت بود ما نباید حساب جامعه دوران حضرت مسیح را به پای حضرت بنویسیم.
مشایی گفت: من در سخنرانیم گفتم كه فرض كنید حضرت عیسی را نمیكشتند كسی میتوانست بگوید حضرت عیسی 300 سال پیامبری نمیكرد، حضرت موسی میتوانست 500 سال پیامبری كند.
** اعتراض روحانیون به مشایی به جهت طفره از سؤلات
در ادامه این مراسم روحانیون حاضر از مشایی خواستند تا در این خصوص بیشتر توضیح ندهد و به سئوالات مكرر آنها پاسخ دهد. كه مشایی در جواب برخی از آنها كه معتقد بودند سخنان مشایی با سخنان گذشتهاش در تعارض است گفت شما به نوار سخنان من رجوع كنید من انچه را كه الان میگویم را در گذشته نیز گفته بودم البته مشایی در خصوص چگونگی پیدا كردن نوارهای سخنرانیش توضیحی نداد و گفت متاسفانه در خصوص سخنرانیهای من واقعیت به صورت آنچه كه گفته میشود منتشر نمیشود.
مشایی در پاسخ به سئوال روحانیون مبنی بر اینكه چرا خدا را عامل وحدت ندانسته بود گفت: علت اینكه بشر در طول تاریخ در كنار هم قرار نگرفته و به وحدت نرسیده و در برابر هم قرار گرفته و جنگ و ستیز به راه انداخته است. نشانگر این است كه آنها خدای واحد را آنگونه كه باید بشناسند، نشناخته و به آن ایمان نیاوردهاند.
**علت عدم وحدت نبود توحید است
وی با بیان اینكه نتیجه كلمه توحید، توحید كلمه است گفت: علت عدم وحدت نبود توحید است و راه صلاح بشر بازگشت به توحید است. مشایی معتقد است كه رسانهها مطالب وی را درست منعكس نمیكنند و در صورت ارسال جوابیه، جوابیه وی منتشر نمیشود اما مطالبی را كه نمیگویم را همه منتشر میكنند.
**یك روحانی معترض خطاب به مشایی: سخنان شما چه مشكلی را حل میكند
یكی از روحانیون معترض به سخنان مشایی خطاب به وی گفت كه شما مدعی هستید از سن 13 سالگی سخنرانی میكنید . آقای رحیم مشایی این درست است كه با سخنان شما روزنامهها و مردم حساس شوند و در این وضعیت شرایط برای دولت سخت شود. آیا فقر و بیكاری مشكلات مردم حل شده است كه شما با این اظهارات خود بر سر راه دولت و نظام مانع درست میكنید؟ من به شما دوستانه میگویم و به شما پیشنهاد میدهم كه یك سال در خصوص این موضوعات سخن نگویید، شما رئیسدفتر رئیسجمهور هستید و كار خودتان را انجام دهید.
البته این معترض به سخنان مشایی بعد از اعلام اعتراض خود مورد تشویق حاضرین در جلسه قرار گرفت تا اینكه مجری برنامه از حاضرین بخواهد با ذكر صلوات سكوت را در جلسه حاكم كند تا مشایی به ادامه سخنان خود بپردازد.
**احمدینژاد بگوید حرف نزن، حرف نمیزنم
مشایی گفت: برخی ها به من میگویند كه اظهاراتم موجب حمله برخیها به احمدینژاد میشود، حالا باید گفت كه احمدینژاد به من بگوید كه حرف نزن من حرف نمیزنم، من كه ماموریت فردی ندارم و به طور طبیعی اگر از دولت بیرون آمدهام به عنوان یك مهندس هر گونه كه دلم بخواهد حرف میزنم.
این جمله مشایی باز هم موجب تنش در جمع حاضرین شد و برخی از حاضرین خطاب به وی اعتراض خود را اعلام كردند. اما مشایی در پاسخ به این معترضان گفت: آقای احمدینژاد میگوید كه برخیها میخواهند كه تو حرف نزنی.
**فرد 400ساله نداریم كه مرتاض 400ساله داشته باشیم،جن كرمانی؟! من مازندرانیام
یكی از حاضرین از مشایی خواست تا به طور شفاف ماجرای مرتاض 400 ساله هندی را توضیح بدهد كه مشایی گفت: من از شما سئوال میكنم آیا انسان 400 ساله داریم. كه یكی از حاضرین گفت البته ما جن كرمانی هم شنیدهام در این خصوص لطفا توضیح بدهید، كه مشایی گفت : جن كرمانی اگر وجود داشته باشد مربوط به برخی از افراد است من كه مازندرانی هستم.
وی افزود: من رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بودهام، قبل از آن هم مدیر شبكه رادیو بودم و البته مدیر رادیو پیام نیز بودهام. این آقایی كه امروز موسسه آینده روشن را مدیریت میكند خوب میداند كه این موسسه را من بنیان گذاشتم.
**پیشنهاد یك معترض به مشایی، من به اندازه وزنتان كتاب و مقاله دارم
یكی از حاضرین خطاب به مشایی گفت اگر شما علاقه به نظریهپردازی دارید به كار نظریهپردازی مشغول شوید ما كه پای سخنرانی شما نشستیم روحانیون معمولی نیستیم. بنده به عنوان یك روحانی به اندازه وزن شما كتاب و مقاله دارم.
* یك روحانی خطاب به مشایی: این اظهارات موجب تضعیف دولت احمدینژاد میشود
یكی دیگر از حاضرین كه معتقد بود سخنان مشایی غیر تخصصی است و از حوزه دانش وی خارج است خطاب به مشایی گفت شما با این اظهاراتتان موجب تضعیف دولت آقای احمدینژاد شدهاید كه برخی دیگر از روحانیون در حمایت از وی این سخنان را تكرار كردند تا نظم جلسه باز هم دچار اخلال شود و صلوات بر محمد و آل محمد سكوت را در جلسه حاكم كند. اما مجری جلسه كه قصد داشت بعد از صلوات جلسه را آماده سخنرانی مشایی كند یكی از حاضرین خطاب به مشایی گفت آقای مشایی نمیخواهی در خصوص سئوالات ما پاسخ دهید؟ در خصوص سئوالمان در مورد اسرائیل جوابی نداری كه بگوی و یا نمیخواهی جواب دهید كه در این حال شعار مرگ بر اسرائیل طنینانداز این مراسم شد.
مشایی كه بعد از دقایقی به جهت اعتراض روحانیون مجبور به سكوت شده بود در خصوص سئوالات مكرر روحانیون در مورد رژیم صهیونیستی، گفت: دو روز قبل از آن روزی كه من آن جمله را در خصوص اسرائیل در مراسمی كه در شمال كشور به مناسبت گرامیداشت شهدا برگزار شده بود گفتم كه شهدا زندهاند و نتیجه خونهای شهدا ثمر داده است و اسرائیل مرده است اما هنوز تشییع جنازه نشده است. من شاید حداقل صدها سخنرانی علیه اسرائیل كردهام اما شما ببینید شاید جمله من در این خصوص اشتباه باشد كه اشكالی دارد. شما روزنامه كیهان را ببینید این روزنامه نوشته است مشایی در برابر اسرائیل سر تعظیم فرو آورده و اسرائیل را تمجید كرده است.
**كیهان را محكوم نكنم، مسلمان نیستم
مشاور رئیسجمهور در پاسخ به سئوالی در خصوص هوشنگ امیراحمدی نیز گفت: خدا شاهد است كه این دروغ است من به همین جهت علیه روزنامه كیهان شكایت كردهام و حتما این روزنامه محكوم خواهد شد.
اگر این روزنامه محكوم نشود من مسلمان نیستم. چون دروغ بسیار بزرگی را نوشته است.
این روزنامه گفته است كه هوشنگ امیراحمدی را مشایی به ایران آورده و در ایران مشایی با هوشنگ امیراحمدی ملاقات كردهاند در حالی زمانی كه این فرد ایران آمد من اصلا نمیدانستم كه آمده و اصلا با من تماس نگرفته و اجازه ملاقات از من نیز نخواسته است و تا زمانی كه از كشور بیرون نرفته بود من نفهمیده بودم كه وی به ایران آمده است.
**ما با مردم دنیا حتی مردم آمریكا و اسرائیل دوست هستیم
حاضرین در جلسه كه معتقد بودند مشایی از پاسخ دادن به سئوالات اصلی آنها طفره میرود با اعتراضات خود برای چندمین بار متوالی نظم جلسه را بهم ریختند تا مشایی مجبور شود در خصوص اسرائیل توضیح بدهد و بگوید كه من در سخنرانی كه در خصوص گسترش افكار انقلابی جمهوری اسلامی ایران به دنیا بود گفتم كه این مكتب این قدرت را دارد كه به دنیا خودش را عرضه كند و ما برای دشمنی برای مردم نیامدهایم.
وی افزود:این عبارت من است موضع ما نسبت به مردم دنیا موضع دوستانی است. البته در انتهای این سخنانم گفتم كه حتی مردم آمریكا و اسرائیل نیز موضعی نداریم چرا كه بحث سیاست بین الملل ما دوستی با مردم است. موضع ما موضع پیامبر است.
مشایی گفت: من در این سخنرانی گفتم كه ما با همه مردم دنیا حتی مردم آمریكا و اسرائیل دوست هستیم كه ابتدا برخیها گفتند چرا گفتی ملت اسرائیل، من احساس كردم كه شاید خطا كرده باشم. فردای آن روز خبرنگاران در این خصوص از من سئوال كردند. اما باید بگویم كه واژه ملت در ادبیات سیاسی با مردم فرق میكند. ملت به ازای دولت شمرده میشود.
رئیس دفتر رئیس جمهور با بیان اینكه در خصوص این سخنرانی من در مورد اسرائیل شانتاژ آفرینی فراوانی شد و اصلا هیچ كس رها نمیكرد از این سایت به آن سایت، از این روزنامه به آن روزنامه،از آن عالم تا آن عالم و حتی 200 نماینده مجلس علیه من امضا كردند كه البته برخی از آنها بعدها پیش من آمدند و ابراز پشیمانی كردند.
یكی دیگر از حاضرین خطاب به مشائی گفت: آقای مشایی مقام معظم رهبری فرمودند بحث دوستی با اسرائیل غلط است.
*اگر موضعم را در خصوص اسرائیل بد میدانستم آنرا تكرار نمیكردم
مشایی با بیان اینكه احمدی نژاد گفته است حرف مشایی حرف دولت است تاكید كرد: من اگر جمله خود را در خصوص اسرائیل بد میدانستم آن را تكرار نمی كردم اما من بر این اساس این مسئله را گفتم كه اگر اسرائیل را امروز دنیا یك كشور میشناسند، یك كشوری است كه با یك سیلی حذف میشود. حال اگر بخواهیم بدانیم كه چرا حذف نمیشود به خاطر اینكه نفوذ در بسیاری از كشورها دارد و افكار عمومی را به نفع خود و علیه ما بسیج میكند.
مشایی افزود: سیاست دولت این بود كه ما در عین حال كه با صهیونیزم مقابل میكنیم و افتخار این دولت این بود كه موج بزرگی از مقابله با صهیونیزم جهانی را در دنیا به راه انداخت ما میخواستیم بگویم كه این رژیم در حالی كه در دنیا قانونی نیست در سرزمین خودش نیز مورد اعتراض مردم قرار گرفته است.
رئیس دفتر رئیس جمهور از روحانیون جامعه وعاظ خواست تا بیانات مقام معظم رهبری در خصوص خود و معترضانش مورد بازخوانی قرار دهند و گفت: اصل بحث آقا این بود كه این مسئله چیست كه شما اینقدر آن را كش میدهید، بعد فرمودند كه كه مردم اسرائیل دوست ما نیست و حرف بنده را نفی فرمودند و توضیح دادند.
مشایی بیان داشت: بعد از بیانات آقا طی نامهای خطاب به رهبری نوشتم كه مقام معظم رهبری فصل الخطاب است.
وی گفت: تعریفی كه بنده از ولایت فقیه دارم این است كه به محض اینكه معلوم شد نظر ولی فقیه چیزی دیگری است تكلیف روشن است.
**نوشتهاند كه من قطعا جاسوس و عامل موسادم
رئیس دفتر رئیس جمهور گفت: امروز برخی از روزنامهها نوشتهاند كه قطعا، جاسوس و از عوامل موساد هستم.
شجونی دبیر كل جامعه اسلامی وعاظ ضمن قطع سخنان به مشائی به وی گفت آقای مشایی ماجرای این هدیه خانم چیست البته یكی دیگر از حاضرین از مشایی پرسید كه چرا خبرگزاریها شما را در راهپیمایی از جمله راهپیمایی روز قدس نمیببیند
.
مشایی در پاسخ به این سئوال گفت: صدها بار این كار را كردهام.
این روحانیون معترض گفت: آیا حضور شما در روز قدس در راهپیمایی بوده است كه مشایی گفت: روز قدس كه حتما با من مصاحبه نكردهاند.
یكی دیگر از روحانیون معترض با بیان اینكه هیچ دولتی به اندازه دولت نهم مورد حمایت مقام معظم رهبری نبوده است، گفت مقام معظم رهبری از رئیس دولت میخواهد كه شما را از معاونت اولی بردارد شما باید جواب دهید كه جرا مقام معظم رهبری مجبور میشود در خصوص شما خطاب به رئیس جمهور نامه بنویسد، شما چرا دولت خدمتگزار را در معرض تهمت قرار میدهید، باز هم ذكر صلوات بود كه برای چندمین بار جلسه به هم ریخته آماده ادامه سخنرانی كرد.
**چطور عالم است كه میگوید حج از شئون ولی فقیه است
مشایی در بخش دیگری از سخنان خود در حالی كه پاسخهای متعدد روحانیون بی جواب مانده بود به بحث سازمان حج اشاره كرد و گفت: زمانی كه بحث ادغام سازمان حج و سازمان گردشگری مطرح بود یكی از آقایان نامهای نوشتند و متذكر شدند كه حج از شئون ولی فقیه است و ما نباید در آن دخالت كنیم. من تعجب كردم كه چطور این فرد عالم است، عالمه، چطور عالم است كه میگوید حج از شئون ولی فقیه است آیا او ولی فقیه را فقط یك روحانی می داند. ولی فقیه كیست. آن ولی فقهی كه ما در مكتب علما فهمیدیم همه چیز برای اوست. داخلی و خارجی ندارد سیاست خارجی، هوا فضا ... از شئون ولی فقیه است.
مشایی تصریح كرد: این آقایی كه میگفت حج كه از شئون ولی فقیه است در انتخابات چگونه عمل كرد و كدام طرف رفت.
**مگر احمدی نژاد اجازه میدهد كه كسی یك ذره انحراف داشته باشد
وی در پایان گفت: كه اگر 27 سال قبل از احمدی نژاد را در خصوص توجه به قرآن و روحانیت را جمع بزنیم و ضربدر 100 بكنیم به سه سال دوران احمدی نژاد نمیرسد. حال باید دید كه احمدی نژاد كیست؟ مگر احمدی نژاد اجازه میدهد كه كسی یك ذره انحراف داشته باشد. حال كه برخیها نمیتوانند این مسائل را توجیه كنند میگویند مشایی احمدی نژاد را سحر كرده است. چرا میگویند مرتاض 400 ساله یا جن كرمانی؟ برای اینكه نمیتوانند دولت و سئوالات ما را توجیه كنند و به همین خاطر یه این مسائل روی میآورند.
مشایی در خصوص ادغام سازمان حج ، بازدید از نمایشگاه هدیه تهرانی و نامه مقام معظم رهبری در كم لن یكن كردن معاون اول رئیس جمهوری وی مطالبی ایراد كرده كه بنا به این گفته مشایی كه شرعا از انتشار این مطالب راضی نیست، از انتشار این مطالب صرف نظر كرد.
منبع : آینده
http://www.ayandenews.com/news/17949/
۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه
مصالحه کاری مجلس در وقایع کهریزک
مصالحه کاری مجلس در وقایع کهریزک
باگذشت نزدیک به به یکصد و نود و هشت روز از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک ، حوادث این بازداشگاه همچنان خبرساز است.
در پی افشاگری عبدالحسین روح الامینی نام رامین آقازاده قهرمانی به فهرست کشته شدگان اضافه و تعداد کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک به چهار نفر افزایش یافت.
روح الامینی درحالی برای نخستین بار پرده از کشته شدن رامین آقازاده تهرانی به خاطر ضرب و شتم در کهریزک برمی دارد که پیش از این کمیته رسیدگی مجلس شورای اسلامی تنها امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی را از کشته شدگان این بازداشتگاه معرفی کرده بود.
براساس گزارش کمیته رسیدگی مجلس سعید مرتضوی دادستان سابق عمومی و انقلاب در ششم مردادماه سال جاری تعداد بازداشت شدگان را "حدود" 390 نفر اعلام کرده است که از این تعداد 250 نفر بازداشت شدگان میدانی صحنه اغتشاشات و 50 نفر بازداشت شدگان غیرمیدانی هستند .سعید مرتضوی به باقی این افراد که 90 نفر هستند اشاره ای ندارد که درکجا و به چه دلیل بازداشت شده اند .
این در حالی است که خبرگزاری ایسنا تعداد بازداشت شدگان را 400 نفر منتشر کرده است که در میان این تعداد 50 نفر بازداشت شدگان غیرمیدانی هستند.
به کار گیری لفظ "حدود" بازداشت شدگان و آمار متناقص موجود این پرسش را در اذهان عمومی ایجاد کرده است آیا جان 10 انسان که ظاهراًدر جمع و تفریق صحبتهای دادستان و خبرگزاری ها حاصلی پیوسته یکسان دارد دراین حد بی ارزش است که نمایندگان مجلس بدون توجه به آن گزارش خود را منتشر ساخته اند.
سعید مرتضوی علت مرگ روح الامینی ، کامرانی ، جوادی فر را براساس بررسی های پژشکی قانونی مننژیت و دلیل انتقال بازداشت شدگان 18 تیرماه به بازداشتگاه کهریزک را فقدان ظرفیت زندان اوین و مناسب و استاندارد بودن این بازداشتگاه اعلام کرده است این در حالی است که آیت الله خامنه ای طی حکمی در بیستم تیرماه سال جاری ، دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را به دلیل استاندارد نبودن صادر کرده و مسئولان زندان اوین ادعای مرتضوی مبنی بر نبود ظرفیت در آن تاریخ را به صراحت رد کرده اند.
ارجاع گزارش ناقص کمیته ویژه مجلس از سوی علی لاریجانی به قوه قضائیه و کمیسیون اصل 90 مجلس و سکوت و رازداری اعضای کمیته ویژه و دیگر نمایندگاه مجلس درخصوص مرگ آقازاده تهرانی اعتماد اذهان عمومی و رسانه ها را به عملکرد مجلس بسیار تضعیف کرده و به نظر می رسد مصالحه کاری در میان است.
لازم به توضیح است که سعید مرتضوی دادستان سابق و یکی از متخلفان و مقصران حوادث بازداشتگاه کهریزک از سوی محمود احمدی نژاد به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گماشته شده است .
منبع : با مردم
باگذشت نزدیک به به یکصد و نود و هشت روز از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک ، حوادث این بازداشگاه همچنان خبرساز است.
در پی افشاگری عبدالحسین روح الامینی نام رامین آقازاده قهرمانی به فهرست کشته شدگان اضافه و تعداد کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک به چهار نفر افزایش یافت.
روح الامینی درحالی برای نخستین بار پرده از کشته شدن رامین آقازاده تهرانی به خاطر ضرب و شتم در کهریزک برمی دارد که پیش از این کمیته رسیدگی مجلس شورای اسلامی تنها امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی را از کشته شدگان این بازداشتگاه معرفی کرده بود.
براساس گزارش کمیته رسیدگی مجلس سعید مرتضوی دادستان سابق عمومی و انقلاب در ششم مردادماه سال جاری تعداد بازداشت شدگان را "حدود" 390 نفر اعلام کرده است که از این تعداد 250 نفر بازداشت شدگان میدانی صحنه اغتشاشات و 50 نفر بازداشت شدگان غیرمیدانی هستند .سعید مرتضوی به باقی این افراد که 90 نفر هستند اشاره ای ندارد که درکجا و به چه دلیل بازداشت شده اند .
این در حالی است که خبرگزاری ایسنا تعداد بازداشت شدگان را 400 نفر منتشر کرده است که در میان این تعداد 50 نفر بازداشت شدگان غیرمیدانی هستند.
به کار گیری لفظ "حدود" بازداشت شدگان و آمار متناقص موجود این پرسش را در اذهان عمومی ایجاد کرده است آیا جان 10 انسان که ظاهراًدر جمع و تفریق صحبتهای دادستان و خبرگزاری ها حاصلی پیوسته یکسان دارد دراین حد بی ارزش است که نمایندگان مجلس بدون توجه به آن گزارش خود را منتشر ساخته اند.
سعید مرتضوی علت مرگ روح الامینی ، کامرانی ، جوادی فر را براساس بررسی های پژشکی قانونی مننژیت و دلیل انتقال بازداشت شدگان 18 تیرماه به بازداشتگاه کهریزک را فقدان ظرفیت زندان اوین و مناسب و استاندارد بودن این بازداشتگاه اعلام کرده است این در حالی است که آیت الله خامنه ای طی حکمی در بیستم تیرماه سال جاری ، دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را به دلیل استاندارد نبودن صادر کرده و مسئولان زندان اوین ادعای مرتضوی مبنی بر نبود ظرفیت در آن تاریخ را به صراحت رد کرده اند.
ارجاع گزارش ناقص کمیته ویژه مجلس از سوی علی لاریجانی به قوه قضائیه و کمیسیون اصل 90 مجلس و سکوت و رازداری اعضای کمیته ویژه و دیگر نمایندگاه مجلس درخصوص مرگ آقازاده تهرانی اعتماد اذهان عمومی و رسانه ها را به عملکرد مجلس بسیار تضعیف کرده و به نظر می رسد مصالحه کاری در میان است.
لازم به توضیح است که سعید مرتضوی دادستان سابق و یکی از متخلفان و مقصران حوادث بازداشتگاه کهریزک از سوی محمود احمدی نژاد به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گماشته شده است .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه
بي خبري مطلق از بازداشت شدگان نهضت ازادي ايران
بي خبري مطلق از بازداشت شدگان نهضت ازادي ايران
هيچ يك از خانواده بازداشت شدگان نهضت آزادي تا به امروز موفق به ملاقات با زندانيان خود
نشده اند و در مراجعه به زندان و دادگاه انقلاب با پاسخ منفي مسئولان روبرو مي شوند .
مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران و دبير كميته آموزش اين تشكل از تاريخ سيزدهم دي ماه سال جاري به دفتر كميته پيگيري وزارت اطلاعات احضار شد و از آن تاريخ هيچگونه اطلاعي از وضعيت وي در دسترس نيست .
اين عضو نهضت آزادي ايران پيش از اين در اردي بهشت ماه سال جاري به مدت 45 روز در انفرادي و بدون بهره مندي از امكانات اوليه ، بازداشت بود .
مهدي معتمدي مهر همزمان با موج جديد بازداشت هاي پس از عاشورا، به همراه تني چند از اعضاي ديگر نهضت آزادي ايران بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد .
در حالي كه مسئولان زندان اوين از پاسخگويي به خانواده هاي بازداشت شدگان خودداري مي كنند
و مدعي هستند كه اسامي بازداشت شدگان نهضت آزادي در ليست زندان اوين نيست ، در تماس تلفني برخي از بازداشت شدگان با خانواده هاي خود پيش شماره هاي اين زندان منعكس شده است .
بنا به گزارش برخي از خبرگزاري ها محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي به همراه كيوان مهرگان ، عبدالرضا تاجيك از فعالان عرصه مطبوعات و سارا توسلي روز يكشنبه هفته گذشته به دادگاه انقلاب تهران منتقل و قرار بازداشت براي نامبردگان تمديد گرديده است .
در دي ماه 1388 علاوه بر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، مهدي قلي زاده ، سولماز عليمرادي از اعضاي شاخه جوانان ، محسن محققي ، امير خرم ، فريد طاهري از اعضاي شوراي مركزي ، مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي ، خسرو قشقايي و محمود نعيم پور از اعضاي با سابقه نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت شده اند .
منبع : بامردم
هيچ يك از خانواده بازداشت شدگان نهضت آزادي تا به امروز موفق به ملاقات با زندانيان خود
نشده اند و در مراجعه به زندان و دادگاه انقلاب با پاسخ منفي مسئولان روبرو مي شوند .
مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي نهضت ازادي ايران و دبير كميته آموزش اين تشكل از تاريخ سيزدهم دي ماه سال جاري به دفتر كميته پيگيري وزارت اطلاعات احضار شد و از آن تاريخ هيچگونه اطلاعي از وضعيت وي در دسترس نيست .
اين عضو نهضت آزادي ايران پيش از اين در اردي بهشت ماه سال جاري به مدت 45 روز در انفرادي و بدون بهره مندي از امكانات اوليه ، بازداشت بود .
مهدي معتمدي مهر همزمان با موج جديد بازداشت هاي پس از عاشورا، به همراه تني چند از اعضاي ديگر نهضت آزادي ايران بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد .
در حالي كه مسئولان زندان اوين از پاسخگويي به خانواده هاي بازداشت شدگان خودداري مي كنند
و مدعي هستند كه اسامي بازداشت شدگان نهضت آزادي در ليست زندان اوين نيست ، در تماس تلفني برخي از بازداشت شدگان با خانواده هاي خود پيش شماره هاي اين زندان منعكس شده است .
بنا به گزارش برخي از خبرگزاري ها محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي به همراه كيوان مهرگان ، عبدالرضا تاجيك از فعالان عرصه مطبوعات و سارا توسلي روز يكشنبه هفته گذشته به دادگاه انقلاب تهران منتقل و قرار بازداشت براي نامبردگان تمديد گرديده است .
در دي ماه 1388 علاوه بر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، مهدي قلي زاده ، سولماز عليمرادي از اعضاي شاخه جوانان ، محسن محققي ، امير خرم ، فريد طاهري از اعضاي شوراي مركزي ، مهدي معتمدي مهر عضو دفتر سياسي ، خسرو قشقايي و محمود نعيم پور از اعضاي با سابقه نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت شده اند .
منبع : بامردم
انتقال دوباره شهاب طباطبایی به بند امنیتی 240
انتقال دوباره شهاب طباطبایی به بند امنیتی 240
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان : سید شهاب الدین طباطبایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد 88 کل کشور از بند 209 زندان اوین به بند 240 منتقل شد.
به گزارش نوروز شهاب الدین طباطبایی، هدایت آقایی و تعداد دیگری از زندانیان با انتقال از بند 209 به 240 مجددا از دسترسی به روزنامه، تلویزیون و برخی دیگر از امکانات معمول در بندهای عمومی زندان اوین محروم شدند.
این در حالی است که بر اساس قانون نگهداری زندانیانی که در مرحله درخواست تجدیدنظر یا انتظار برای اجرای حکم بسر می برند در چنین شرایطی خلاف قانون است.
بند امنیتی 240 که از شرایط سخت تر و بسته تری نسبت به بند 209 اوین برخوردار است، در اختیار وزارت اطلاعات است و بطور معمول برای نگهداری زندانیان در شرایط ایزوله استفاده می شود و انتقال مجدد زندانیان به این بند نشانه تنبیه انضباطی متهمان و یا رویکرد مجدد بازجویان در پیگیری روند بازجویی است که می تواند آغازگر موج تازه ای در روند پرونده سازی برای متهمان باشد.
گفتنی است خبرهای رسیده از اوین حکایت از انباشت بیش از ظرفیت بندهای امنیتی این زندان از بازدداشت شدگان است تا جایی که در برخی سلول های انفرادی بین 4 تا 6 نفر نگهداری می شوند و در سلول های عمومی نیز فضای کافی برای خواب و استراحت زندانیان وجود ندارد.
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان : سید شهاب الدین طباطبایی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد 88 کل کشور از بند 209 زندان اوین به بند 240 منتقل شد.
به گزارش نوروز شهاب الدین طباطبایی، هدایت آقایی و تعداد دیگری از زندانیان با انتقال از بند 209 به 240 مجددا از دسترسی به روزنامه، تلویزیون و برخی دیگر از امکانات معمول در بندهای عمومی زندان اوین محروم شدند.
این در حالی است که بر اساس قانون نگهداری زندانیانی که در مرحله درخواست تجدیدنظر یا انتظار برای اجرای حکم بسر می برند در چنین شرایطی خلاف قانون است.
بند امنیتی 240 که از شرایط سخت تر و بسته تری نسبت به بند 209 اوین برخوردار است، در اختیار وزارت اطلاعات است و بطور معمول برای نگهداری زندانیان در شرایط ایزوله استفاده می شود و انتقال مجدد زندانیان به این بند نشانه تنبیه انضباطی متهمان و یا رویکرد مجدد بازجویان در پیگیری روند بازجویی است که می تواند آغازگر موج تازه ای در روند پرونده سازی برای متهمان باشد.
گفتنی است خبرهای رسیده از اوین حکایت از انباشت بیش از ظرفیت بندهای امنیتی این زندان از بازدداشت شدگان است تا جایی که در برخی سلول های انفرادی بین 4 تا 6 نفر نگهداری می شوند و در سلول های عمومی نیز فضای کافی برای خواب و استراحت زندانیان وجود ندارد.
۱۳۸۸ دی ۲۹, سهشنبه
استمداد از جامعه جهاني برای آزادی دکتر ابراهیم یزدی
استمداد از جامعه جهاني برای آزادی دکتر ابراهیم یزدی
شبکه جنبش راه سبز ( جرس): خانواده دکتر ابراهیم یزدی از جامعه جهانی و مسلمانان جهان برای آزادی وی استمداد طلبیدند. نزدیکان دکتر ابراهیم یزدی با نوشتن نامه ای به همه آزادگان درخواست کردند همه افرادی که با این مبارز سیاسی آشنایی دارند و منش و طریق سیاسی او را می شناسند برای آزادی وی اقدام کنند.
خانواده وی از مردم جهان خواسته اند تا با ارسال نامه هایی به رهبری، احمدی نژاد، رئیس مجلس و نماینده ایران در سازمان ملل خواستار آزادی این مبارز پیر شوند. در این نامه به فعالیتهای مبارزاتی و مذهبی این فعال سیاسی در اتحاد مسلمانان برای تشکیل سازمانی واحد اشاره شده است.
همچنین در بخشی از این نامه به نقش دکتر ابراهیم یزدی در جریان انقلاب اسلامی پرداخته و تاریخ مبارزات 60 ساله این آزادیخواه مسلمان را به رقم کشیده است. خانواده دکتر یزدی با اشاره به سابقه بیماری وی که پس از شیمی درمانی همچنان تحت نظر پزشک و مراقبتهای ویژه است به نحوه دستگیری وی در نیمه شب پرداخته است و بار دیگر یاد آور شده که وی پیرترین زندانی ایران می باشد. در خاتمه این نامه از همه مسلمانان خارج از ایران خواسته تا با نگارش نامه به مقامات ایرانی خواستار آزادی این مبارز پیر را که عمری برای برقراری آزادی و دمکراسی مبتنی بر اسلام تلاش کرده است شوند.
دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در خلال زندگی و تحصیل در آمریکا به تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا، انجمن اسلامی پزشکان آمریکا و کانادا پرداخت. او مدتی طولانی در شهر هوستون ایالت تگزاس زندگی میکرد. و در هنگام تحصیل در رشته داروسازی با بخش آسیب شناسی و فارماکولوژی دانشگاه بیلور همکاری میکرد. در این مدت او تحقیقاتی در مورد سرطان کرد و مقالات پژوهشی مهمی در این زمینه در نشریات تخصصی پزشکی به چاپ رساند. یزدی روز دوشنبه هفتم دیماه ، فردای عاشورای خونین تهران در ساعت سه صبح در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
در حال حاضر خانواده وی بشدت نگران سلامت وی هستند. خبرهای رسیده از زندان حاکی از وخامت حال این مبارز پیر دارد. گفتنی است پس از انتخابات 22 خرداد این دومین بار است که وی دستگیر می شود. بار اول وی را از بیمارستان به بازداشتگاه منتقل کردند. کینه جمهوری اسلامی با نهضت آزادی به ماههای اخبر اختصاص ندارد. طی دو دهه گذشته از هر فرصتی برای محدود کردن فعالیتهای قانونی این حزب سیاسی استفاده شده و همواره اعضای آن تحت فشار بوده اند.
اخبرا نیز با دستگیری تعداد زیادی از افراد حزب و بستگان و خویشان آنان سعی دارند تا برای همیشه مانع از فعالیت این گروه سیاسی شوند. ذکر این نکته ضروری است که دکتر ابراهیم یزدی اولین وزیر خارجه پس از انقلاب دردولت مرحوم دکتر بازرگان بود که طی مدت کوتاه وزارتش در کمک به مردم مسلمان افغانستان و فلسطین اهتمام ورزید.
شبکه جنبش راه سبز ( جرس): خانواده دکتر ابراهیم یزدی از جامعه جهانی و مسلمانان جهان برای آزادی وی استمداد طلبیدند. نزدیکان دکتر ابراهیم یزدی با نوشتن نامه ای به همه آزادگان درخواست کردند همه افرادی که با این مبارز سیاسی آشنایی دارند و منش و طریق سیاسی او را می شناسند برای آزادی وی اقدام کنند.
خانواده وی از مردم جهان خواسته اند تا با ارسال نامه هایی به رهبری، احمدی نژاد، رئیس مجلس و نماینده ایران در سازمان ملل خواستار آزادی این مبارز پیر شوند. در این نامه به فعالیتهای مبارزاتی و مذهبی این فعال سیاسی در اتحاد مسلمانان برای تشکیل سازمانی واحد اشاره شده است.
همچنین در بخشی از این نامه به نقش دکتر ابراهیم یزدی در جریان انقلاب اسلامی پرداخته و تاریخ مبارزات 60 ساله این آزادیخواه مسلمان را به رقم کشیده است. خانواده دکتر یزدی با اشاره به سابقه بیماری وی که پس از شیمی درمانی همچنان تحت نظر پزشک و مراقبتهای ویژه است به نحوه دستگیری وی در نیمه شب پرداخته است و بار دیگر یاد آور شده که وی پیرترین زندانی ایران می باشد. در خاتمه این نامه از همه مسلمانان خارج از ایران خواسته تا با نگارش نامه به مقامات ایرانی خواستار آزادی این مبارز پیر را که عمری برای برقراری آزادی و دمکراسی مبتنی بر اسلام تلاش کرده است شوند.
دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در خلال زندگی و تحصیل در آمریکا به تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا، انجمن اسلامی پزشکان آمریکا و کانادا پرداخت. او مدتی طولانی در شهر هوستون ایالت تگزاس زندگی میکرد. و در هنگام تحصیل در رشته داروسازی با بخش آسیب شناسی و فارماکولوژی دانشگاه بیلور همکاری میکرد. در این مدت او تحقیقاتی در مورد سرطان کرد و مقالات پژوهشی مهمی در این زمینه در نشریات تخصصی پزشکی به چاپ رساند. یزدی روز دوشنبه هفتم دیماه ، فردای عاشورای خونین تهران در ساعت سه صبح در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
در حال حاضر خانواده وی بشدت نگران سلامت وی هستند. خبرهای رسیده از زندان حاکی از وخامت حال این مبارز پیر دارد. گفتنی است پس از انتخابات 22 خرداد این دومین بار است که وی دستگیر می شود. بار اول وی را از بیمارستان به بازداشتگاه منتقل کردند. کینه جمهوری اسلامی با نهضت آزادی به ماههای اخبر اختصاص ندارد. طی دو دهه گذشته از هر فرصتی برای محدود کردن فعالیتهای قانونی این حزب سیاسی استفاده شده و همواره اعضای آن تحت فشار بوده اند.
اخبرا نیز با دستگیری تعداد زیادی از افراد حزب و بستگان و خویشان آنان سعی دارند تا برای همیشه مانع از فعالیت این گروه سیاسی شوند. ذکر این نکته ضروری است که دکتر ابراهیم یزدی اولین وزیر خارجه پس از انقلاب دردولت مرحوم دکتر بازرگان بود که طی مدت کوتاه وزارتش در کمک به مردم مسلمان افغانستان و فلسطین اهتمام ورزید.
۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه
جان دكتر ابراهيم يزدي در خطر است
جان دكتر ابراهيم يزدي در خطر است
شبکه جنبش راه سبز (جرس): دوستان و نزدیکان دکتر یزدی نسبت به وضعیت سلامت وی ابراز نگرانی کرده، از مجامع بین المللی برای آزادی وی درخواست کمک نمودند.
"به گزارش خبرنگار جرس از تهران این عضو شورای انقلاب، اوائل هفته گذشته با سر و وضع بسیار آشفته ای در دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم در لباس زندان دیده شده که برای تمدید قرار بازداشت او را به آنجا آورده بودند. خبرنگار جرس می افزاید چند روز قبل هم از نزدیکان این وزیر خارجه دولت موقت خواسته شده بودبرای ایشان از منزل دارو و وسائل بهداشتی به زندان اوین ببرند. دکتر یزدی هفتاد و نه ساله از بیماری های متعددی رنج می برد و دو سال قبل جهت شیمی درمانی به خارج از کشور عزیمت کرد و چند ماه قبل نیز تحت عمل جراحی قرار گرفته است. خانواده و دوستان دکتر یزدی به شدت نگران حال وی هستند. یکی از اعضای نهضت آزادی - که نخواست نامش فاش شود - به خبرنگار جرس در تهران گفت: ما از همه بشردوستان جهان و مجامع بین المللی حقوق بشر برای آزادی فوری دبیر کل بیمارمان جهت معالجه استمداد می کنیم.
ما نگران جان دکتر یزدی هستیم". این جمله ای است که خبرنگاران جرس در تهران گزارش کرده اند. گفتنی ست دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران، ساعت سه بامداد هفتم دی (فردای عاشورای خونین تهران) در منزل خود برای بار سوم در سال جاری بازداشت شد.
جمهوری اسلامی ایران دو هفته قبل بر خلاف قانون اساسی کلیه فعالیتهای قدیمی ترین جزب اسلامی ایران را بطور مطلق متوقف کرد، بسیاری از اعضای آنرا دستگیر کرد، حتی سه عضو خانواده دبیر دفتر سیاسی نهضت نیز بازداشت شده اند
گفتنی است دکتر ابراهیم یزدی 7 دی ساعت سه بامداد توسط ماموران وزارت اطلاعات در خانه شخصی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
پیش از این نیز یزدی در جریانات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در حالی که در بیمارستان بستری بود برای 72 ساعت بازداشت شده بود. از وی بعنوان مسن ترین زندانی ایرانی یاد می شود.
شبکه جنبش راه سبز (جرس): دوستان و نزدیکان دکتر یزدی نسبت به وضعیت سلامت وی ابراز نگرانی کرده، از مجامع بین المللی برای آزادی وی درخواست کمک نمودند.
"به گزارش خبرنگار جرس از تهران این عضو شورای انقلاب، اوائل هفته گذشته با سر و وضع بسیار آشفته ای در دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم در لباس زندان دیده شده که برای تمدید قرار بازداشت او را به آنجا آورده بودند. خبرنگار جرس می افزاید چند روز قبل هم از نزدیکان این وزیر خارجه دولت موقت خواسته شده بودبرای ایشان از منزل دارو و وسائل بهداشتی به زندان اوین ببرند. دکتر یزدی هفتاد و نه ساله از بیماری های متعددی رنج می برد و دو سال قبل جهت شیمی درمانی به خارج از کشور عزیمت کرد و چند ماه قبل نیز تحت عمل جراحی قرار گرفته است. خانواده و دوستان دکتر یزدی به شدت نگران حال وی هستند. یکی از اعضای نهضت آزادی - که نخواست نامش فاش شود - به خبرنگار جرس در تهران گفت: ما از همه بشردوستان جهان و مجامع بین المللی حقوق بشر برای آزادی فوری دبیر کل بیمارمان جهت معالجه استمداد می کنیم.
ما نگران جان دکتر یزدی هستیم". این جمله ای است که خبرنگاران جرس در تهران گزارش کرده اند. گفتنی ست دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران، ساعت سه بامداد هفتم دی (فردای عاشورای خونین تهران) در منزل خود برای بار سوم در سال جاری بازداشت شد.
جمهوری اسلامی ایران دو هفته قبل بر خلاف قانون اساسی کلیه فعالیتهای قدیمی ترین جزب اسلامی ایران را بطور مطلق متوقف کرد، بسیاری از اعضای آنرا دستگیر کرد، حتی سه عضو خانواده دبیر دفتر سیاسی نهضت نیز بازداشت شده اند
گفتنی است دکتر ابراهیم یزدی 7 دی ساعت سه بامداد توسط ماموران وزارت اطلاعات در خانه شخصی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
پیش از این نیز یزدی در جریانات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در حالی که در بیمارستان بستری بود برای 72 ساعت بازداشت شده بود. از وی بعنوان مسن ترین زندانی ایرانی یاد می شود.
نهضت آزادی در زندان
نهضت آزادی در زندان
فرزانه روشن
شش ماه از اعتراضات گسترده مردمی میگذرد و در این ماهها همگی احزاب اصلاحطلب از سوی نظام جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گرفته اند و نیروهای امنیتی سعی کردهاند بازداشتهای گستردهای را انجام دهند تا توان برنامهریزی و اظهارنظر از احزاب اصلاحطلب گرفته شود. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت که عمدهترین هواداران میرحسین موسوی در انتخابات خرداد ماه گذشته بودند از میان سران و بدنه تشکیلاتیشان زندانیان بسیاری در زندان اوین دارند. اما نهضت آزادی ایران به گونهای متفاوت تحت فشار است و نسبت به نفرات حزبی که شمارشان بسیار کمتر از دو حزب اصلاح طلب دیگراست، میتوان گفت که همه اعضای شاخص نهضت در حال حاضر زندانی یا تحت فشار شدید هستند.
دبیرکل نهضت آزادی با 78سال سن در زندان به سر میبرد، دکتر ابراهیم یزدی، فردای روز عاشورا دستگیر شد و برخی ازاعضای نهضت که یکی دو ماه از آزادیشان میگذشت هم دوباره دستگیر شدند، فشار دستگاههای اطلاعاتی تا جایی ادامه پیدا کرد بنا بر گفته یکی از اعضا، شورای مرکزی حزب درجلسهی مجبور به اعلان توقف موقت فعالیت این سازمان سیاسی شد.
درانتخابات جنجالی خرداد ماه گذشته نهضت آزادی ایران از هر دو نامزد اصلاح طلبان حمایت کرد هم از کروبی و هم ازموسوی، به نظر می رسید ،شورای مرکزی نهضت به این نتیجه رسیده بود که باسابقه نیم قرنی این حزب، نقش پیشکسوت داشته باشد ودر اختلافات رقابتی میرحسین موسوی و کروبی بیطرف بماند. با اعلام نتیجه مشکوک انتخابات و برنده شدن دوباره احمدینژاد البته همه چیز تغییر کرد و نهضت آزادی در بیا نیههایی انتخابات را تقلبی دانست و خواستار تجدید انتخابات و نظارت نهادهای بی طرف وهادهای بین المللی شد.
اگر بپذیریم که نهضت آزادی در انتخابات و حمایت از موسوی نقشی نداشته است و از طرف دیگر در اعتراضات گسترده مردمی هم با این وصف که اعتراضات به گونهای کاملا خودجوش بوده و نهضت آزادی در آمدن مردم به خیابان نقشی نداشته، راز این برخوردهای بسیار تند جمهوری اسلامی با نهضت آزادی را باید در جایی دیگر جست.
از میان احزابی که در دوسال اول انقلاب در صحنه سیاسی ایران حضور داشتند، بعد از سی سال این تنها نهضت آزادی بود که در ایران ماند و همچنان به فعالیت ادامه داد. فعالیت این حزب در تمام دهه شصت تا کنون به گونه آزاد نبوده است. اما به عنوان یک تک صدا با انتشار بیانههای مفصل، مواضع جمهوری اسلامی را به چالش میکشیده، در تمام این سالها حضور داشته است .کا ندیداهای نهضت آزادی با نظارت استصوابی شورای نگهبان درهمه این سالها رد صلا حیت شده اند. یک نفر از اعضای نهضت را نمی توان سراغ گرفت که مقام حکومتی داشته باشد و یا حتی مدیر یک وزارتخانه باشد.
جمهوری اسلامی به صورت قاطع و بدون اغماض، نهضت آزادی را از همه عرصه های قدرت حذف کرده بود. خانه دبیر کل حزب واقع در خیابان ولیعصر همواره تحت نظر وزارت اطلاعات بوده است و جلسات شورای مرکزی هم بنابر تهدیدات وزارت اطلاعات برگزار نمی شد. همچنین مسوولان امنیتی جمهوری اسلامی نهضت را مکلف کرده بودند که به هیچ وجه در پی گسترش اعضا و ایجاد شاخه جوانان و زنان برنیاید. گرچه نهضت آزادی البته جوانان و دانشجویان را جذب کرد و تعدادی محدود عضو جوان پذیرفت که حالا بیشتر آنها در زندان هستند یا دچار محدودیت های جدی در شغل یا تحصیل شدند.
اما همانگونه که ابراهیم یزدی در یک مصاحبه عنوان کرده بود نهضت آزادی یک حزب نیست بلکه یک نوع تفکر است. برای شناخت نوع تفکر نهضت آزادی باید به سالهای پیش از انقلاب اسلامی بازگشت. نهضت آزادی حاصل انشعاب مهندس مهدی بازرگان عضو اسلامگرای جبهه ملی بود، که در سال 1340 به همراه آیت الله طالقانی و دکتر سحابی، نهضت آزادی ایران را دو سال پیش از آنکه آیت الله خمینی با اظهارنظر علیه شاه به عرصه سیاست وارد شود، بنیاد نهادند.
نهضت آزادی در فضای چپرویهای مارکسیستی و قرائتهای انقلابی و ایدئولوژیکی از اسلام، بنابر نوشتهها و سخنرانیهای برجای مانده به اسلامی آزادیخواه و لیبرال مسلک معتقد بود. مهندس بازرگان که بعد از فوتش عنوان پدر رو شنفکری دینی را ازسوی متفکران دین مدار گرفت، از همان ابتدا با اصل ولایت فقیه موافق نبود و بنا بر اندیشههای آزادیخواهانه معتقد بود که این اصل میتواند همان دیکتاتوری شاه را بازگرداند. این مواضع بازرگان، در دهه شصت و در قبال آیتالهخمینی که با کاریزمایی بیبدیل حکمرانی میکرد، نشان میداد که بازرگان نه برای قدرت که برای آزادی مبارزه میکند و تغییر رژیم سیاسی بدون رسیدن به آزادی در نظر او کار بیحاصلی است.
روش مبارزاتی نهضت آزادی چه در دوره پیش و پس از انقلاب براندازی نبوده است و نهضت همواره روشی مسالمت جویانه و اصلاحطلبانه را پیش میبرده و همه اینها به قرائت معتدل و آزادی محور بازرگان از اسلام باز میگردد. آنچه جمهوری اسلامی را در دودهه اخیر به ستوه آورده همین برانداز نبودن نهضت است.
نهضت آزادی به عنوان یک اپوزیسیون همیشگی با اعلام مواضع شفاف و با فاصلهای عمیق نسبت به جمهوری اسلامی امتداد پیدا کرده و حالا همان طرز تفکر میان رجال جمهوری اسلامی رشد کرده است. شباهت بیانیههای میرحسینموسوی به گفتههای بازرگان البته به تقلید نیست بلکه نشان از آن دارد که بذر آزدایخواهی که مهندس بازرگان کاشت امروز جوانه زده است.
هراس جمهوری اسلامی از نهضت آزادی، ترس از یک برانداز نیست بلکه هراس از یک تفکر آلترناتیو است. تفکری که می تواند بنابر روحیات دینی مردم ایران که نظامی لائیک را نمیپذیرند، جایگزینی برای نظام متصلب ولایت فقیه باشد و گرایشی از اسلام را حاکم کند که اگر چه تشابه اسمی با حکومت اسلامی دارد اما محتوای آن هیچ شباهتی به جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه نخواهد داشت. گویا مسوولان نظام جمهوری اسلامی حدس می زنند که تئورسینهای این حکومت جدید در نهضت آزادی حضور دارند اما به نظر می رسد تفکر بازرگان و نهضت آزادی در میان تمام احزاب اصلاح طلب رشد کرده است و دیگر نیاز نیست تا کسی همانند بنیانگذار نهضت آزادی پیدا شود تا اسلام لیبرال دمکرات را تئوریزه کند.
فرزانه روشن
شش ماه از اعتراضات گسترده مردمی میگذرد و در این ماهها همگی احزاب اصلاحطلب از سوی نظام جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گرفته اند و نیروهای امنیتی سعی کردهاند بازداشتهای گستردهای را انجام دهند تا توان برنامهریزی و اظهارنظر از احزاب اصلاحطلب گرفته شود. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت که عمدهترین هواداران میرحسین موسوی در انتخابات خرداد ماه گذشته بودند از میان سران و بدنه تشکیلاتیشان زندانیان بسیاری در زندان اوین دارند. اما نهضت آزادی ایران به گونهای متفاوت تحت فشار است و نسبت به نفرات حزبی که شمارشان بسیار کمتر از دو حزب اصلاح طلب دیگراست، میتوان گفت که همه اعضای شاخص نهضت در حال حاضر زندانی یا تحت فشار شدید هستند.
دبیرکل نهضت آزادی با 78سال سن در زندان به سر میبرد، دکتر ابراهیم یزدی، فردای روز عاشورا دستگیر شد و برخی ازاعضای نهضت که یکی دو ماه از آزادیشان میگذشت هم دوباره دستگیر شدند، فشار دستگاههای اطلاعاتی تا جایی ادامه پیدا کرد بنا بر گفته یکی از اعضا، شورای مرکزی حزب درجلسهی مجبور به اعلان توقف موقت فعالیت این سازمان سیاسی شد.
درانتخابات جنجالی خرداد ماه گذشته نهضت آزادی ایران از هر دو نامزد اصلاح طلبان حمایت کرد هم از کروبی و هم ازموسوی، به نظر می رسید ،شورای مرکزی نهضت به این نتیجه رسیده بود که باسابقه نیم قرنی این حزب، نقش پیشکسوت داشته باشد ودر اختلافات رقابتی میرحسین موسوی و کروبی بیطرف بماند. با اعلام نتیجه مشکوک انتخابات و برنده شدن دوباره احمدینژاد البته همه چیز تغییر کرد و نهضت آزادی در بیا نیههایی انتخابات را تقلبی دانست و خواستار تجدید انتخابات و نظارت نهادهای بی طرف وهادهای بین المللی شد.
اگر بپذیریم که نهضت آزادی در انتخابات و حمایت از موسوی نقشی نداشته است و از طرف دیگر در اعتراضات گسترده مردمی هم با این وصف که اعتراضات به گونهای کاملا خودجوش بوده و نهضت آزادی در آمدن مردم به خیابان نقشی نداشته، راز این برخوردهای بسیار تند جمهوری اسلامی با نهضت آزادی را باید در جایی دیگر جست.
از میان احزابی که در دوسال اول انقلاب در صحنه سیاسی ایران حضور داشتند، بعد از سی سال این تنها نهضت آزادی بود که در ایران ماند و همچنان به فعالیت ادامه داد. فعالیت این حزب در تمام دهه شصت تا کنون به گونه آزاد نبوده است. اما به عنوان یک تک صدا با انتشار بیانههای مفصل، مواضع جمهوری اسلامی را به چالش میکشیده، در تمام این سالها حضور داشته است .کا ندیداهای نهضت آزادی با نظارت استصوابی شورای نگهبان درهمه این سالها رد صلا حیت شده اند. یک نفر از اعضای نهضت را نمی توان سراغ گرفت که مقام حکومتی داشته باشد و یا حتی مدیر یک وزارتخانه باشد.
جمهوری اسلامی به صورت قاطع و بدون اغماض، نهضت آزادی را از همه عرصه های قدرت حذف کرده بود. خانه دبیر کل حزب واقع در خیابان ولیعصر همواره تحت نظر وزارت اطلاعات بوده است و جلسات شورای مرکزی هم بنابر تهدیدات وزارت اطلاعات برگزار نمی شد. همچنین مسوولان امنیتی جمهوری اسلامی نهضت را مکلف کرده بودند که به هیچ وجه در پی گسترش اعضا و ایجاد شاخه جوانان و زنان برنیاید. گرچه نهضت آزادی البته جوانان و دانشجویان را جذب کرد و تعدادی محدود عضو جوان پذیرفت که حالا بیشتر آنها در زندان هستند یا دچار محدودیت های جدی در شغل یا تحصیل شدند.
اما همانگونه که ابراهیم یزدی در یک مصاحبه عنوان کرده بود نهضت آزادی یک حزب نیست بلکه یک نوع تفکر است. برای شناخت نوع تفکر نهضت آزادی باید به سالهای پیش از انقلاب اسلامی بازگشت. نهضت آزادی حاصل انشعاب مهندس مهدی بازرگان عضو اسلامگرای جبهه ملی بود، که در سال 1340 به همراه آیت الله طالقانی و دکتر سحابی، نهضت آزادی ایران را دو سال پیش از آنکه آیت الله خمینی با اظهارنظر علیه شاه به عرصه سیاست وارد شود، بنیاد نهادند.
نهضت آزادی در فضای چپرویهای مارکسیستی و قرائتهای انقلابی و ایدئولوژیکی از اسلام، بنابر نوشتهها و سخنرانیهای برجای مانده به اسلامی آزادیخواه و لیبرال مسلک معتقد بود. مهندس بازرگان که بعد از فوتش عنوان پدر رو شنفکری دینی را ازسوی متفکران دین مدار گرفت، از همان ابتدا با اصل ولایت فقیه موافق نبود و بنا بر اندیشههای آزادیخواهانه معتقد بود که این اصل میتواند همان دیکتاتوری شاه را بازگرداند. این مواضع بازرگان، در دهه شصت و در قبال آیتالهخمینی که با کاریزمایی بیبدیل حکمرانی میکرد، نشان میداد که بازرگان نه برای قدرت که برای آزادی مبارزه میکند و تغییر رژیم سیاسی بدون رسیدن به آزادی در نظر او کار بیحاصلی است.
روش مبارزاتی نهضت آزادی چه در دوره پیش و پس از انقلاب براندازی نبوده است و نهضت همواره روشی مسالمت جویانه و اصلاحطلبانه را پیش میبرده و همه اینها به قرائت معتدل و آزادی محور بازرگان از اسلام باز میگردد. آنچه جمهوری اسلامی را در دودهه اخیر به ستوه آورده همین برانداز نبودن نهضت است.
نهضت آزادی به عنوان یک اپوزیسیون همیشگی با اعلام مواضع شفاف و با فاصلهای عمیق نسبت به جمهوری اسلامی امتداد پیدا کرده و حالا همان طرز تفکر میان رجال جمهوری اسلامی رشد کرده است. شباهت بیانیههای میرحسینموسوی به گفتههای بازرگان البته به تقلید نیست بلکه نشان از آن دارد که بذر آزدایخواهی که مهندس بازرگان کاشت امروز جوانه زده است.
هراس جمهوری اسلامی از نهضت آزادی، ترس از یک برانداز نیست بلکه هراس از یک تفکر آلترناتیو است. تفکری که می تواند بنابر روحیات دینی مردم ایران که نظامی لائیک را نمیپذیرند، جایگزینی برای نظام متصلب ولایت فقیه باشد و گرایشی از اسلام را حاکم کند که اگر چه تشابه اسمی با حکومت اسلامی دارد اما محتوای آن هیچ شباهتی به جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه نخواهد داشت. گویا مسوولان نظام جمهوری اسلامی حدس می زنند که تئورسینهای این حکومت جدید در نهضت آزادی حضور دارند اما به نظر می رسد تفکر بازرگان و نهضت آزادی در میان تمام احزاب اصلاح طلب رشد کرده است و دیگر نیاز نیست تا کسی همانند بنیانگذار نهضت آزادی پیدا شود تا اسلام لیبرال دمکرات را تئوریزه کند.
بازداشتي هاي امروز نهضت آزادي به چهار نفر افزايش يافت
بازداشتي هاي امروز نهضت آزادي به چهار نفر افزايش يافت
شمار بازداشت شدگان نهضت آزادي ايران امروز يكشنبه بيست و هفتم دي ماه 1388 به چهار نفر افزايش يافت .
سولماز علیمرادی از اعضای شاخه جوانان، فرید طاهری عضو شورای مرکزی، خسرو قشقایی و محمود نعیم پور دو تن از اعضای با سابقه نهضت آزادی ایران امروز پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شدند .
محمود نعیم پور از جمله کسانی است که ماهها در دوران معاونت سعید امامی پس از نامه معروف 90 امضایی به زندان افتاد و ماهها تحت سخت ترین شکنجه ها قرار داشت.
وي در سال 1380 همزمان با بازداشت ديگر اعضاي نهضت آزادي ايران توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگير و به مدت شش ماه از كل هشت ماه زندان خود را در انفرادي طي كرد .
لازم به توضيح است پيش از اين دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر، مهدي قلي زاده از اعضاي نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت و روانه زندان شده اند .
منبع : با مردم
شمار بازداشت شدگان نهضت آزادي ايران امروز يكشنبه بيست و هفتم دي ماه 1388 به چهار نفر افزايش يافت .
سولماز علیمرادی از اعضای شاخه جوانان، فرید طاهری عضو شورای مرکزی، خسرو قشقایی و محمود نعیم پور دو تن از اعضای با سابقه نهضت آزادی ایران امروز پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شدند .
محمود نعیم پور از جمله کسانی است که ماهها در دوران معاونت سعید امامی پس از نامه معروف 90 امضایی به زندان افتاد و ماهها تحت سخت ترین شکنجه ها قرار داشت.
وي در سال 1380 همزمان با بازداشت ديگر اعضاي نهضت آزادي ايران توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگير و به مدت شش ماه از كل هشت ماه زندان خود را در انفرادي طي كرد .
لازم به توضيح است پيش از اين دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر، مهدي قلي زاده از اعضاي نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت و روانه زندان شده اند .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه
تمديد قرار بازداشت و دستگيري دو عضو ديگر نهضت آزادي ايران
تمديد قرار بازداشت و دستگيري دو عضو ديگر نهضت آزادي ايران
قرار بازداشت اعضاي نهضت ازادي ايران و دو خبرنگار تمديد و دو عضو ديگر نهضت آزادي ايران واحد تهران بازداشت شدند .
سولماز عليمرادي از اعضاي شاخه جوانان و فريد طاهري از اعضاي شواري مركزي نهضت ازادي ايران امروز يكشنبه بيست و هفتم دي ماه 1388 توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بازداشت شدند .
در طي هفته هاي گذشته علاوه بر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت و روانه زندان شده اند .
همچنين صبح امروز محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران و كيوان مهرگان و عبد الرضا تاجيك از روزنامه نگاران فعال كشور به همراه سارا توسلي جهت تمديد قرار بازداشت از زندان اوين به دادگاه انقلاب منتقل و حكم بازداشت انان تمديد شد .
لازم به توضيح است فريد طاهري همسر سارا توكلي است كه در هفته هاي گذشته توسط ماموران امنيتي وزارت اطلاعات بازداشت و روانه زندان شده بود . اين زوج صاحب دو فرزند شانزده و سه ساله هستند .
منبع : با مردم
قرار بازداشت اعضاي نهضت ازادي ايران و دو خبرنگار تمديد و دو عضو ديگر نهضت آزادي ايران واحد تهران بازداشت شدند .
سولماز عليمرادي از اعضاي شاخه جوانان و فريد طاهري از اعضاي شواري مركزي نهضت ازادي ايران امروز يكشنبه بيست و هفتم دي ماه 1388 توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بازداشت شدند .
در طي هفته هاي گذشته علاوه بر دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت ، محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران واحد تهران و خانم ها ليلا و سارا توسلي فرزندان محمد توسلي رييس دفتر نهضت آزادي ايران توسط مقامات امنيتي بازداشت و روانه زندان شده اند .
همچنين صبح امروز محسن محققي ، امير خرم ، مهدي معتمدي مهر از اعضاي نهضت آزادي ايران و كيوان مهرگان و عبد الرضا تاجيك از روزنامه نگاران فعال كشور به همراه سارا توسلي جهت تمديد قرار بازداشت از زندان اوين به دادگاه انقلاب منتقل و حكم بازداشت انان تمديد شد .
لازم به توضيح است فريد طاهري همسر سارا توكلي است كه در هفته هاي گذشته توسط ماموران امنيتي وزارت اطلاعات بازداشت و روانه زندان شده بود . اين زوج صاحب دو فرزند شانزده و سه ساله هستند .
منبع : با مردم
داستان نهضت آزادی و استبداد
داستان نهضت آزادی و استبداد
عبدالعلي بازرگان
بنام خدا
نهضت آزادی ایران، ۴۸ سال پس از تأسیس، به دلیل فشارهای مستمر حاکمیت، بویژه وزارت اطلاعات، با بازداشت دبیر کل و برخی از اعضای فعال آن، در اوايل دی ماه جاری اجباراً متوقف گردید. پیش از این نیز در دوران شاه، این جمعیت به علت اعتراض به انقلاب سفید، با دستگیری رهبران، اجباراً تعطیل شده بود.
منظور از این نوشته، اشارهای به تاریخ نهضت آزادی ایران برای آشنائی جوانان و یادآوری سرگذشت آن برای هموطنان است، باشد دربررسی عملکرد و استقامت آن در برابر استبداد درسهائی برای آینده باشد.
نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ بوسیله مهندس بازرگان، دکتر سحابی و آیت الله طالقانی پایهگذاری شد. هدف از تأسیس این جمعیت، مبارزه با استبداد و کسب آزادیهای اساسی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی و اسلامی بود. سابقه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اسلامی پایه گذاران این گروه به سال های ۱۳۲۰ و جریان نهضت ملی ایران در زمان مرحوم دکتر مصدق میرسید.
نهضت آزادی پس از اعلام موجودیت، مورد استقبال گسترده مردم، به ویژه دانشجویان قرار گرفت. در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ نهضت با انتشار بیانیهای به تحلیل شرایط ایران و محکوم ساختن "انقلاب سفید" پرداخت و متعاقب صدور بیانیه مذکور، حکومت شاه رهبران نهضت، از جمله مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی، دکتر سحابی و مهندس سحابی را بازداشت و در دادگاه نظامی به زندانهای طولانی محکوم کرد. با جلوگیری از فعالیتهای نهضت در داخل کشورو غیر قانونی اعلام کردن آن، فعالیت نهضت در خارج از کشور (اروپا و آمریکا) با همّت آقایان: دکتر ابراهیم یزدی، دکتر مصطفی چمران و دکتر علی شریعتی تا آستانه انقلاب اسلامی ادامه یافت.
این اعضاء با همکاری در انتشار روزنامههای: "ایران آزاد" و "راه مجاهد"، به آگاه ساختن جوانان و دانشجویان خارج از کشور پرداختند و نقش مؤثری ایفا کردند.
شادروان دکتر شریعتی در اواسط دهه ۱۳۴۰به وطن بازگشت و با فعالیتها و سخنرانیهایش دردانشگاهها و حسینه ارشاد، بذر انقلاب در سراسر ایران زمین پاشیده شد و به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ منتهی گردید. شرح فعالیتها ،اطلاعیه ها و بیانیههای نهضت در اعتراض به عملکرد خلاف منافع و مصالح ملی و آزادیهای اساسی ملت طی حکومت شاه، در مجموعه اسناد نهضت که به تدریج در سالهای اول پس از انقلاب چاپ و منتشر گردید، قابل دسترسی میباشد.
با توجه به سوابق مبارزاتی و سیاسی نهضت آزادی ایران، بویژه نقش مرحوم مهندس بازرگان در داخل کشور و فعالیتهای گسترده دکتر یزدی و دکتر چمران در خارج کشور، شورای انقلاب، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری دولت موقت پیشنهاد کرد و رهبری انقلاب در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۵۷، قبل از پیروزی انقلاب، او را به سمت رئیس دولت موقت انقلاب منصوب نمود.
نهضت در دوران مسئولیت دولت موقت، به علت اشتغال شدید مسئولین آن در امور اجرائی دوران انقلاب، فعالیت گستردهای نداشت. پس از استعفای دولت موقت، که به علت کارشکنیها و دخالتهای مکرّر مراجع قدرت و رادیو تلویزیون در امور اجرائی صورت گرفت، فعالیتهای نهضت برای انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس آغاز گردید و گسترش یافت.
محدودیتها و سلب حقوق نهضت آزادی و اعضای آن، پس از استعفای دولت موقت، از همین جا آغاز گردید. بسیار طبیعی بود که مهندس بازرگان به عنوان نماینده و نامزد نهضت آزادی ایران در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نماید و به احتمال زیاد به عنوان اولین رئیس جمهور آزاده کشور انتخاب گردد، ولی با توجه به جَوّسازیهای شدید تلویزیونی علیه دولت موقت و مهندس بازرگان از یک سو، و مخالفت آقای خمینی با نامزدی ایشان، ملت ایران و نهضت آزادی از حق مسلم خود برای انتخابات آزاد محروم شدند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری، که به انتخاب آقای بنیصدر انجامید، مهندس بازرگان به عنوان نماینده نهضت آزادی، پیشنهاد شرکت گروههای ملی و اسلامی در انتخابات مجلس را (در منزل آیت الله زنجانی) مطرح ساخت و ائتلاف موسوم به "همنام" را، که در برگیرنده کلیه گروههای ملی و مذهبی بود، ایجاد و پشتیبانی نمود. این هیأت ۱۵ نامزد برای شرکت در انتخابات مجلس معرفی کرد که اغلب آنها در"ائتلاف همنام"، در اولین، و شاید تنها انتخابات آزاد و سالم، به مجلس نمایندگان ملت راه یافتند. از جمله مهندس بازرگان (نفر سوم)، دکتر سحابی، احمد صدر حاج سید جوادی، دکتر ابراهیم یزدی، مهندس هاشم صباغیان، دکتر مصطفی چمران را میتوان نام برد.
در این مرحله، هرچند نهضت آزادی از حق خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری محروم گردید، با این حال متناسب با وسع و توان خود در انتخابات مجلس اول مؤثر واقع گردید. ولی این دوره چندان استمرار نیافت و سیر سلب حقوق و ایجاد محدودیتهای روزافزون برای نهضت همچنان به شرح زیر ادامه یافت:
در تیرماه ۱۳۵۹ نهضت آزادی با توجه به شرایط جدید و ضرورت فعالیت گسترده سیاسی برای جلوگیری از انحراف انقلاب ازاهداف آن، اولین کنگره خود پس از پیروزی انقلاب را با جمع کثیری از اعضاء و علاقهمندان تشکیل داد و مرام نامه و اصول برنامه و خط مشی خود برای فعالیت در دوران پس از انقلاب را مطرح ساخت و اصول و رئوس آن را به تصویب رساند.
نهضت متعاقباً در سال ۱۳۶۰ برای اخذ پروانه رسمی از کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب اقدام کرد و مدارک لازم را برای کمیسیون ارسال داشت. کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب بدون ارائه هرگونه توضیح قانونی، از صدور پروانه رسمی برای نهضت آزادی ایران امتناع کرد. مسئولین نهضت بارها موضوع را به طور کتبی و شفاهی و حضوری با مقامات وزارت کشور و کمیسیون مذکور مطرح ساختند ولی کمیسیون مذکوربر خلاف اصل ۲۶ قانون اساسی هرگز به وظیفه قانونی خود برای صدور پروانه رسمی برای نهضت اقدام نکرد و این جمعیت را از حق قانونی خود محروم نمود. با این حال، علیرغم استمرار فشارها علیه نهضت و محروم ساختن آن از پروانه رسمی، همچنان با استقامت به فعالیتهای خویش ادامه داد.
در این مرحله هنوز پارهای از حقوق اساسی فردی و اجتماعی وجود داشت و نهضت آزادی توانسته بود بر اساس اصل ۲۶ قانون اساسی که فعالیت احزاب را آزاد اعلام میدارد، دارای دفتر مرکزی و روزنامهای که نظرات آن را منتشر کند (روزنامه میزان) باشد. نهضت در این دوره علیرغم فشارهای مستقیم بر نمایندگان خود در مجلس، به نقد حاکمیت و سیاستهای آن پرداخت. در همین ایام که مقارن و مصادف با سالهای اول جنگ ایران و عراق (قبل از فتح خرمشهر) بود، نهضت با پشتیبانی از رزمندگان در دفاع از مرزهای کشور و اعزام نیروهای داوطلب به جبههها کوشید و از سیاست پایداری و مقاومت دولت و ملت در برابر تهاجم دشمن حمایت کرد.
از جمله میتوان ارسال کمکهای داوطلبانه و پشتیبانی از نیروی ارتش در جبهه کردستان، فداکاری دکتر مصطفی چمران (از اعضای شورای مرکزی نهضت) و یاران او در خوزستان، و ارسال کمکهای مورد نیاز جبهه تا زمان فتح خرمشهر در خرداد ۱۳۶۱ را نام برد.
پس از فتح خرمشهر و آمادگی عراق و کشورهای حامی آن، برای مذاکره و گفتگوی صلح و پرداخت غرامت به ایران، نهضت آزادی با سیاست ادامه جنگ تا فتح عراق و قدس از طریق کربلا موافق نبود و آن را مشروع و عملی نمیدانست. در این دوره (سالهای ۶۱ تا ۶۷) نهضت با صدور دهها بیانیه و نشریه در مورد جنگ و نقد عملکرد حاکمیت بر پایان دادن به جنگ تهاجمی اصرار ورزید. در این بیانیهها نهضت به تشریح خسارات وارده ناشی از ادامه جنگ، عدم مشروعیت جنگ تهاجمی، و امکان ناپذیربودن پیروزی نظامی در کشورگشائی را تبیین نمود.
طی این سالها فشارهای سنگینی بر نهضت آزادی به دلیل مخالفت با ادامه جنگ، وارد شد و به بازداشت و محاکمه غیرقانونی و زندانی ساختن گسترده تعدادی از اعضای آن در سال ۱۳۶۹ انجامید. در این سالها گروههای فشارمورد حمایت حاکمیت بارها به دفترمرکزی نهضت حمله آوردند، وسائل و تجهیزات را تخریب و دفتر را پلمپ کردند. نمایندگان عضو و علاقمند به نهضت در مجلس مورد فشار دائم بودند و سخنرانیهای پیش از دستور آنها با ممانعت یا مزاحمت و در مواردی به ضرب و شتم آنان منتهی میشد (از جمله مضروب شدن مهندس هاشم صباغیان و مهندس معین فر). مراسم اجتماعی و مذهبی نهضت نیزمانند دعای کمیل و مراسم شبهای احیاء ماه رمضان به کرّات مورد تهاجم بود و به تعطیل کشانده میشد.
روزنامه میزان را، که منعکس کننده نظرات نهضت بود، در سال ۱۳۶۱ توقیف وادعا کردند پرونده آن در دادگاه گم شده است!! تا پیگیری آن عملاً غیرممکن باشد.
در اردیبهشت سال ۱۳۶۷ نهضت با صدور بیانیه مبسوطی تحت عنوان "هشدار"، درباره خسارات ناشی از جنگ و عدم پذیرش قطعنامه شورای امنیت، مستقیماً رهبری انقلاب را مورد سؤال و انتقاد قرار داد و در نتیجه عدهای از اعضای شورای مرکزی آن در خرداد ماه بازداشت گردیدند.
علاوه بر بازداشتها، از حمله گروههای فشار به اجتماعات سنواتی نهضت مانند مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی و سالگرد تأسیس نهضت هم دریغ نگردید. از جمله در سالگرد تأسیس نهضت بر سر مزار آیت الله طالقانی در بهشت زهرا، مهندس بازرگان و دکتر سحابی و برخی از اعضای نهضت آزادی را ربوده وبا چشمان بسته! به یکی از کاروانسراهای مخروبه کهریزک بردند و به طور نمایشی مراسم محاکمه صحرائی و اعدام را اجرا کردند.
به همین نحو، در نوروز سال ۶۷ که تهران آماج موشکهای صدام قرار گرفته بود و برخی اعضای نهضت، خانهای را درخارج از تهران برای یک هفته اجاره کرده بودند، شبانه به خانه مذکور حمله بردند و با ایجاد رُعب و وحشت و ربودن مهندس بازرگان، نگرانی خانوادهها را چند برابر کردند. به این ترتیب حق مسافرت و تجمع عادی را نیز از نهضت آزادی سلب نمودند، ولی این جمعیت باز هم به استقامت در برابر استبداد و نقد و امر به معروف و نهی از منکر و پایبندی به اصول، علیرغم قِـلت نفرات و امکانات و محدودیتها و زندانها همچنان ادامه داد. در این ایام نهضت آزادی با انتشار تحقیقی ماندگار در باره ولایت (مطلقه) فقیه، موفق گردید ضعف مبانی اسلامی، سیاسی و اجتماعی ولایت (مطلقه) فقیه را مبتنی بر اصول اسلامی و علمی نشان دهد و آثار سوء حاکمیت ولایت فقیه را پیشبینی نماید. این اقدام نهضت عامل جدیدی برای افزایش فشارها و سرکوب بیشتر نهضت گردید.
پس از درگذشت آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۸ نامهای منتسب به ایشان از طرف وزیر کشور سالهای ۶۰ (آقای محتشمی) منتشر گردید. در این نامه اتهامات ناروائی به نهضت آزادی وارد شده بود، از جمله: ستون پنجم عراق در جنگ، عامل آمریکا، نا آگاه نسبت به اسلام و بدتر ازمنافق!! مهندس بازرگان به نمایندگی از طرف نهضت آزادی در سال ۱۳۶۹ به دلیل جعلی دانستن این نامه به قوه قضائیه شکایت کرد و دادگاه با دعوت از کارشناسان خط، ازآقای سید احمد خمینی برای حضور در دادگاه و ارائه اصل نامه دعوت به عمل آورد، متأسفانه دادگاه به علت عدم حضورایشان و ارائه اصل نامه نتوانست تشکیل شود و اعلام نظر نماید.
متعاقب این بی عدالتی، حاکمیت ۲۲ تن از اعضاء و علاقمندان نهضت را، که نامه اعتراض آمیزی به رئیس جمهور وقت (آقای هاشمی رفسنجانی) امضاء کرده بودند، در خرداد ماه ۱۳۶۹ دستگیر کرده و تحت شکنجههای شدید قراردادند!! این واقعه ضربه شدیدی بر پیکر نهضت آزادی وارد ساخت. از مهندس بازرگان نقل کردهاند که این دوره، که طی آن نزدیکترین یاران او در بند و تحت شکنجههای طاقت فرسا به سر میبردند، بدترین دوره زندگی او بوده و بهترین دوره زندگیاش، دوران زندان" برازجان" بوده، که خود در زندان و بسیاری از دوستانش آزاد بودند.
نهضت با وجود چنین ضربه سنگینی، با استقامت و صبر و توکل بر خداوند، به حیات خود ادامه داد و یاران زندانی به تدریج طی سالهای بعد آزاد گردیدند.
با در گذشت شادروان مهندس بازرگان در ۳۰ دیماه ۱۳۷۳ و تشییع جنازه با شکوه و گسترده و خود جوش مردم، حاکمیت برای چندمین بار مشاهده کرد که آرمانهای نهضت آزادی ایران همچنان زنده است و مردم نسبت به عملکرد حاکمیت عمیقاً معترضند. در اولین سالگرد در گذشت آن مرحوم که به دعوت نهضت آزادی و گروههای علاقمند قرار بود در حسینیه ارشاد برگذار گردد، پلیس و گروههای فشارمانع برگذاری مراسم شدند، ولی برای اولین بار در برابر اعتراض و پافشاری مردم عقب نشینی کرده و اجرای مراسم را با یک هفته تأخیر اجازه دادند.
با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی در تاریخ سیاسی ایران آغاز شد. اصول و ارزشها و شعارهائی که نهضت آزادی ایران برای تحقق آن طی ۲۰ سال تلاش کرده و همواره تهدید یا سرکوب شده بود، اینک از زبان یکی از یاران و نزدیکان رهبر انقلاب بیان میگردید که نه تنها معتقد به ولایت فقیه بود، بلکه از روحانیون شناخته شده و خوشنام و با سابقه وزارت در جمهوری اسلامی محسوب میگردید.
نهضت آزادی همچون سایر گروهها و احزاب سعی کرد فعالیت خود را در این دوره گسترش دهد، ولی همچنان با تهدیدات و حملات گروههای فشار مواجه میگردید و خاتمی نیز، به علت محدودیتهای موجود، نمیتوانست کمک مؤثری در پشتیبانی از فعالیتهای قانونی آن به عمل آورد.
نهضت به منظور حمایت از نامزدی خاتمی برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم به ائتلاف با برخی گروههای همفکر ملی- مذهبی گرفت. این تصمیم حاکمیت را برآن داشت تا دست به گستردهترین دستگیری اعضای نهضت و گروههای ملی- مذهبی بزند. به این ترتیب بیش از۵۰ نفر از اعضای نهضت و گروههای ملی- مذهبی در تهران و شهرستانها در اسفند ۱۳۷۹ و فروردین ۱۳۸۰ دستگیر شدند و دفتر مرکزی نهضت، که به تازگی پس گرفته شده بود، مجدداً مورد تهاجم واقع شده و به وسیله دادگاه انقلاب لاک و مُهر گردید.
محاکمه اعضای نهضت بر خلاف اصل ۱۶۸ قانون اساسی که مقرّر میدارد با حضور هیأت منصفه باشد، در دادگاه انقلاب و پشت درهای بسته و بدون حضور مردم و خبرنگاران انجام شد و اغلب اعضاء به محکومیتهای بلند مدت تا ۱۱ سال محکوم گردیدند. دادگاه انقلاب بدون آن که خود را نیازمند به استعلام از کمیسیون ماده ۱۰ببیند، رأی بر غیرقانونی بودن نهضت داد و آن را از همه حقوق حقه خود محروم ساخت.
پس از دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی، فشار بر نهضت افزایش یافت و در سال ۱۳۸۸ به حداکثرخود رسید. در این سال اعضای جوان نهضت آزادی برای استعفای از نهضت تحت فشار مستمر وزارت اطلاعات و اسارت در زندان قرار گرفتند و مورد تهدید، حتی در زندگی خصوصی، و تطمیع برای همکاری واقع شدند. علاوه بر آن، رئیس دفتر سیاسی نهضت (مهندس محمد توسلی) را بازداشت کرده و در زندان انفرادی، توقف و انحلال نهضت را از ایشان مطالبه کردند، که البته با مقاومت و مخالفت مواجه گردیدند.
در همین ایام از طریق فشار به اعضاء و مسئولین نهضت سعی کردند دفتر سیاسی، هیئت اجرائیه، شورای مرکزی و حوزههای نهضت را تعطیل و فعالیت آن را متوقف سازند و از هرگونه فعالیت عادی و جاری نهضت جلوگیری کنند.
به این ترتیب کلیه حقوق قانونی نهضت و اعضای آن بطور مستمر طی ۳۰ سال گذشته محدود و محدودتر و نهایتاً سلب گردیده است. حاکمیت به این وضعیت نیز راضی نشده، اقدام به دستگیری دبیر کل نهضت (دکتر ابراهیم یزدی)، مهندس محسن محققی (داماد مرحوم مهندس بازرگان و عضو شورای مرکزی) و مهندس امیر خرم (عضو شورای مرکزی و مسئول شاخه جوانان) و معتمدی مهر(عضو دفتر سیاسی) کرده است، علاوه برآن، دختران مهندس محمد توسلی (مهندس لیلا توسلی و دکتر سارا توسلی) را زندانی و سایر اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی را نیز تهدید به دستگیری نموده است.
حاکمیت ایران طی ۳۰ سال گذشته با سلب حقوق قانونی نهضت، پیوسته دامنه فعالیتهای آن را کاهش داده و به خیال خود متوقف ساخته است. غافل از آنکه معیار نهائی زنده بودن یک فرد یا سازمان، زنده بودن اهداف و آرمانهایش میباشد. امروز اندیشه آزادی خواهانه نهضت آزادی ایران بیش از پیش مورد تأیید مردم ایران واقع شده است و میلیونها ایرانی؛ زن و مرد، پیر و جوان، مصّرانه خواهان آزادیهای اساسی و حکومت مبتنی بر مردم سالاری و ارزشهای اخلاقی و انسانیاند و از طریق شبکه گسترده ارتباطات و جنبش راه سبز آرمانهای مذکور را دنبال میکنند.
نهضت آزادی ایران در شکل و ساختار متناسب با شرایط جدید، به خواست خداوند به وظائف ملی و دینی خویش ادامه خواهد داد و تکلیف خود در تلاش برای سربلندی و سعادت ملت بزرگ ایران را از یاد نخواهد برد.
عبدالعلي بازرگان
بنام خدا
نهضت آزادی ایران، ۴۸ سال پس از تأسیس، به دلیل فشارهای مستمر حاکمیت، بویژه وزارت اطلاعات، با بازداشت دبیر کل و برخی از اعضای فعال آن، در اوايل دی ماه جاری اجباراً متوقف گردید. پیش از این نیز در دوران شاه، این جمعیت به علت اعتراض به انقلاب سفید، با دستگیری رهبران، اجباراً تعطیل شده بود.
منظور از این نوشته، اشارهای به تاریخ نهضت آزادی ایران برای آشنائی جوانان و یادآوری سرگذشت آن برای هموطنان است، باشد دربررسی عملکرد و استقامت آن در برابر استبداد درسهائی برای آینده باشد.
نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ بوسیله مهندس بازرگان، دکتر سحابی و آیت الله طالقانی پایهگذاری شد. هدف از تأسیس این جمعیت، مبارزه با استبداد و کسب آزادیهای اساسی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی و اسلامی بود. سابقه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اسلامی پایه گذاران این گروه به سال های ۱۳۲۰ و جریان نهضت ملی ایران در زمان مرحوم دکتر مصدق میرسید.
نهضت آزادی پس از اعلام موجودیت، مورد استقبال گسترده مردم، به ویژه دانشجویان قرار گرفت. در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ نهضت با انتشار بیانیهای به تحلیل شرایط ایران و محکوم ساختن "انقلاب سفید" پرداخت و متعاقب صدور بیانیه مذکور، حکومت شاه رهبران نهضت، از جمله مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی، دکتر سحابی و مهندس سحابی را بازداشت و در دادگاه نظامی به زندانهای طولانی محکوم کرد. با جلوگیری از فعالیتهای نهضت در داخل کشورو غیر قانونی اعلام کردن آن، فعالیت نهضت در خارج از کشور (اروپا و آمریکا) با همّت آقایان: دکتر ابراهیم یزدی، دکتر مصطفی چمران و دکتر علی شریعتی تا آستانه انقلاب اسلامی ادامه یافت.
این اعضاء با همکاری در انتشار روزنامههای: "ایران آزاد" و "راه مجاهد"، به آگاه ساختن جوانان و دانشجویان خارج از کشور پرداختند و نقش مؤثری ایفا کردند.
شادروان دکتر شریعتی در اواسط دهه ۱۳۴۰به وطن بازگشت و با فعالیتها و سخنرانیهایش دردانشگاهها و حسینه ارشاد، بذر انقلاب در سراسر ایران زمین پاشیده شد و به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ منتهی گردید. شرح فعالیتها ،اطلاعیه ها و بیانیههای نهضت در اعتراض به عملکرد خلاف منافع و مصالح ملی و آزادیهای اساسی ملت طی حکومت شاه، در مجموعه اسناد نهضت که به تدریج در سالهای اول پس از انقلاب چاپ و منتشر گردید، قابل دسترسی میباشد.
با توجه به سوابق مبارزاتی و سیاسی نهضت آزادی ایران، بویژه نقش مرحوم مهندس بازرگان در داخل کشور و فعالیتهای گسترده دکتر یزدی و دکتر چمران در خارج کشور، شورای انقلاب، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری دولت موقت پیشنهاد کرد و رهبری انقلاب در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۵۷، قبل از پیروزی انقلاب، او را به سمت رئیس دولت موقت انقلاب منصوب نمود.
نهضت در دوران مسئولیت دولت موقت، به علت اشتغال شدید مسئولین آن در امور اجرائی دوران انقلاب، فعالیت گستردهای نداشت. پس از استعفای دولت موقت، که به علت کارشکنیها و دخالتهای مکرّر مراجع قدرت و رادیو تلویزیون در امور اجرائی صورت گرفت، فعالیتهای نهضت برای انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس آغاز گردید و گسترش یافت.
محدودیتها و سلب حقوق نهضت آزادی و اعضای آن، پس از استعفای دولت موقت، از همین جا آغاز گردید. بسیار طبیعی بود که مهندس بازرگان به عنوان نماینده و نامزد نهضت آزادی ایران در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نماید و به احتمال زیاد به عنوان اولین رئیس جمهور آزاده کشور انتخاب گردد، ولی با توجه به جَوّسازیهای شدید تلویزیونی علیه دولت موقت و مهندس بازرگان از یک سو، و مخالفت آقای خمینی با نامزدی ایشان، ملت ایران و نهضت آزادی از حق مسلم خود برای انتخابات آزاد محروم شدند.
پس از انتخابات ریاست جمهوری، که به انتخاب آقای بنیصدر انجامید، مهندس بازرگان به عنوان نماینده نهضت آزادی، پیشنهاد شرکت گروههای ملی و اسلامی در انتخابات مجلس را (در منزل آیت الله زنجانی) مطرح ساخت و ائتلاف موسوم به "همنام" را، که در برگیرنده کلیه گروههای ملی و مذهبی بود، ایجاد و پشتیبانی نمود. این هیأت ۱۵ نامزد برای شرکت در انتخابات مجلس معرفی کرد که اغلب آنها در"ائتلاف همنام"، در اولین، و شاید تنها انتخابات آزاد و سالم، به مجلس نمایندگان ملت راه یافتند. از جمله مهندس بازرگان (نفر سوم)، دکتر سحابی، احمد صدر حاج سید جوادی، دکتر ابراهیم یزدی، مهندس هاشم صباغیان، دکتر مصطفی چمران را میتوان نام برد.
در این مرحله، هرچند نهضت آزادی از حق خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری محروم گردید، با این حال متناسب با وسع و توان خود در انتخابات مجلس اول مؤثر واقع گردید. ولی این دوره چندان استمرار نیافت و سیر سلب حقوق و ایجاد محدودیتهای روزافزون برای نهضت همچنان به شرح زیر ادامه یافت:
در تیرماه ۱۳۵۹ نهضت آزادی با توجه به شرایط جدید و ضرورت فعالیت گسترده سیاسی برای جلوگیری از انحراف انقلاب ازاهداف آن، اولین کنگره خود پس از پیروزی انقلاب را با جمع کثیری از اعضاء و علاقهمندان تشکیل داد و مرام نامه و اصول برنامه و خط مشی خود برای فعالیت در دوران پس از انقلاب را مطرح ساخت و اصول و رئوس آن را به تصویب رساند.
نهضت متعاقباً در سال ۱۳۶۰ برای اخذ پروانه رسمی از کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب اقدام کرد و مدارک لازم را برای کمیسیون ارسال داشت. کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب بدون ارائه هرگونه توضیح قانونی، از صدور پروانه رسمی برای نهضت آزادی ایران امتناع کرد. مسئولین نهضت بارها موضوع را به طور کتبی و شفاهی و حضوری با مقامات وزارت کشور و کمیسیون مذکور مطرح ساختند ولی کمیسیون مذکوربر خلاف اصل ۲۶ قانون اساسی هرگز به وظیفه قانونی خود برای صدور پروانه رسمی برای نهضت اقدام نکرد و این جمعیت را از حق قانونی خود محروم نمود. با این حال، علیرغم استمرار فشارها علیه نهضت و محروم ساختن آن از پروانه رسمی، همچنان با استقامت به فعالیتهای خویش ادامه داد.
در این مرحله هنوز پارهای از حقوق اساسی فردی و اجتماعی وجود داشت و نهضت آزادی توانسته بود بر اساس اصل ۲۶ قانون اساسی که فعالیت احزاب را آزاد اعلام میدارد، دارای دفتر مرکزی و روزنامهای که نظرات آن را منتشر کند (روزنامه میزان) باشد. نهضت در این دوره علیرغم فشارهای مستقیم بر نمایندگان خود در مجلس، به نقد حاکمیت و سیاستهای آن پرداخت. در همین ایام که مقارن و مصادف با سالهای اول جنگ ایران و عراق (قبل از فتح خرمشهر) بود، نهضت با پشتیبانی از رزمندگان در دفاع از مرزهای کشور و اعزام نیروهای داوطلب به جبههها کوشید و از سیاست پایداری و مقاومت دولت و ملت در برابر تهاجم دشمن حمایت کرد.
از جمله میتوان ارسال کمکهای داوطلبانه و پشتیبانی از نیروی ارتش در جبهه کردستان، فداکاری دکتر مصطفی چمران (از اعضای شورای مرکزی نهضت) و یاران او در خوزستان، و ارسال کمکهای مورد نیاز جبهه تا زمان فتح خرمشهر در خرداد ۱۳۶۱ را نام برد.
پس از فتح خرمشهر و آمادگی عراق و کشورهای حامی آن، برای مذاکره و گفتگوی صلح و پرداخت غرامت به ایران، نهضت آزادی با سیاست ادامه جنگ تا فتح عراق و قدس از طریق کربلا موافق نبود و آن را مشروع و عملی نمیدانست. در این دوره (سالهای ۶۱ تا ۶۷) نهضت با صدور دهها بیانیه و نشریه در مورد جنگ و نقد عملکرد حاکمیت بر پایان دادن به جنگ تهاجمی اصرار ورزید. در این بیانیهها نهضت به تشریح خسارات وارده ناشی از ادامه جنگ، عدم مشروعیت جنگ تهاجمی، و امکان ناپذیربودن پیروزی نظامی در کشورگشائی را تبیین نمود.
طی این سالها فشارهای سنگینی بر نهضت آزادی به دلیل مخالفت با ادامه جنگ، وارد شد و به بازداشت و محاکمه غیرقانونی و زندانی ساختن گسترده تعدادی از اعضای آن در سال ۱۳۶۹ انجامید. در این سالها گروههای فشارمورد حمایت حاکمیت بارها به دفترمرکزی نهضت حمله آوردند، وسائل و تجهیزات را تخریب و دفتر را پلمپ کردند. نمایندگان عضو و علاقمند به نهضت در مجلس مورد فشار دائم بودند و سخنرانیهای پیش از دستور آنها با ممانعت یا مزاحمت و در مواردی به ضرب و شتم آنان منتهی میشد (از جمله مضروب شدن مهندس هاشم صباغیان و مهندس معین فر). مراسم اجتماعی و مذهبی نهضت نیزمانند دعای کمیل و مراسم شبهای احیاء ماه رمضان به کرّات مورد تهاجم بود و به تعطیل کشانده میشد.
روزنامه میزان را، که منعکس کننده نظرات نهضت بود، در سال ۱۳۶۱ توقیف وادعا کردند پرونده آن در دادگاه گم شده است!! تا پیگیری آن عملاً غیرممکن باشد.
در اردیبهشت سال ۱۳۶۷ نهضت با صدور بیانیه مبسوطی تحت عنوان "هشدار"، درباره خسارات ناشی از جنگ و عدم پذیرش قطعنامه شورای امنیت، مستقیماً رهبری انقلاب را مورد سؤال و انتقاد قرار داد و در نتیجه عدهای از اعضای شورای مرکزی آن در خرداد ماه بازداشت گردیدند.
علاوه بر بازداشتها، از حمله گروههای فشار به اجتماعات سنواتی نهضت مانند مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی و سالگرد تأسیس نهضت هم دریغ نگردید. از جمله در سالگرد تأسیس نهضت بر سر مزار آیت الله طالقانی در بهشت زهرا، مهندس بازرگان و دکتر سحابی و برخی از اعضای نهضت آزادی را ربوده وبا چشمان بسته! به یکی از کاروانسراهای مخروبه کهریزک بردند و به طور نمایشی مراسم محاکمه صحرائی و اعدام را اجرا کردند.
به همین نحو، در نوروز سال ۶۷ که تهران آماج موشکهای صدام قرار گرفته بود و برخی اعضای نهضت، خانهای را درخارج از تهران برای یک هفته اجاره کرده بودند، شبانه به خانه مذکور حمله بردند و با ایجاد رُعب و وحشت و ربودن مهندس بازرگان، نگرانی خانوادهها را چند برابر کردند. به این ترتیب حق مسافرت و تجمع عادی را نیز از نهضت آزادی سلب نمودند، ولی این جمعیت باز هم به استقامت در برابر استبداد و نقد و امر به معروف و نهی از منکر و پایبندی به اصول، علیرغم قِـلت نفرات و امکانات و محدودیتها و زندانها همچنان ادامه داد. در این ایام نهضت آزادی با انتشار تحقیقی ماندگار در باره ولایت (مطلقه) فقیه، موفق گردید ضعف مبانی اسلامی، سیاسی و اجتماعی ولایت (مطلقه) فقیه را مبتنی بر اصول اسلامی و علمی نشان دهد و آثار سوء حاکمیت ولایت فقیه را پیشبینی نماید. این اقدام نهضت عامل جدیدی برای افزایش فشارها و سرکوب بیشتر نهضت گردید.
پس از درگذشت آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۸ نامهای منتسب به ایشان از طرف وزیر کشور سالهای ۶۰ (آقای محتشمی) منتشر گردید. در این نامه اتهامات ناروائی به نهضت آزادی وارد شده بود، از جمله: ستون پنجم عراق در جنگ، عامل آمریکا، نا آگاه نسبت به اسلام و بدتر ازمنافق!! مهندس بازرگان به نمایندگی از طرف نهضت آزادی در سال ۱۳۶۹ به دلیل جعلی دانستن این نامه به قوه قضائیه شکایت کرد و دادگاه با دعوت از کارشناسان خط، ازآقای سید احمد خمینی برای حضور در دادگاه و ارائه اصل نامه دعوت به عمل آورد، متأسفانه دادگاه به علت عدم حضورایشان و ارائه اصل نامه نتوانست تشکیل شود و اعلام نظر نماید.
متعاقب این بی عدالتی، حاکمیت ۲۲ تن از اعضاء و علاقمندان نهضت را، که نامه اعتراض آمیزی به رئیس جمهور وقت (آقای هاشمی رفسنجانی) امضاء کرده بودند، در خرداد ماه ۱۳۶۹ دستگیر کرده و تحت شکنجههای شدید قراردادند!! این واقعه ضربه شدیدی بر پیکر نهضت آزادی وارد ساخت. از مهندس بازرگان نقل کردهاند که این دوره، که طی آن نزدیکترین یاران او در بند و تحت شکنجههای طاقت فرسا به سر میبردند، بدترین دوره زندگی او بوده و بهترین دوره زندگیاش، دوران زندان" برازجان" بوده، که خود در زندان و بسیاری از دوستانش آزاد بودند.
نهضت با وجود چنین ضربه سنگینی، با استقامت و صبر و توکل بر خداوند، به حیات خود ادامه داد و یاران زندانی به تدریج طی سالهای بعد آزاد گردیدند.
با در گذشت شادروان مهندس بازرگان در ۳۰ دیماه ۱۳۷۳ و تشییع جنازه با شکوه و گسترده و خود جوش مردم، حاکمیت برای چندمین بار مشاهده کرد که آرمانهای نهضت آزادی ایران همچنان زنده است و مردم نسبت به عملکرد حاکمیت عمیقاً معترضند. در اولین سالگرد در گذشت آن مرحوم که به دعوت نهضت آزادی و گروههای علاقمند قرار بود در حسینیه ارشاد برگذار گردد، پلیس و گروههای فشارمانع برگذاری مراسم شدند، ولی برای اولین بار در برابر اعتراض و پافشاری مردم عقب نشینی کرده و اجرای مراسم را با یک هفته تأخیر اجازه دادند.
با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ فصل جدیدی در تاریخ سیاسی ایران آغاز شد. اصول و ارزشها و شعارهائی که نهضت آزادی ایران برای تحقق آن طی ۲۰ سال تلاش کرده و همواره تهدید یا سرکوب شده بود، اینک از زبان یکی از یاران و نزدیکان رهبر انقلاب بیان میگردید که نه تنها معتقد به ولایت فقیه بود، بلکه از روحانیون شناخته شده و خوشنام و با سابقه وزارت در جمهوری اسلامی محسوب میگردید.
نهضت آزادی همچون سایر گروهها و احزاب سعی کرد فعالیت خود را در این دوره گسترش دهد، ولی همچنان با تهدیدات و حملات گروههای فشار مواجه میگردید و خاتمی نیز، به علت محدودیتهای موجود، نمیتوانست کمک مؤثری در پشتیبانی از فعالیتهای قانونی آن به عمل آورد.
نهضت به منظور حمایت از نامزدی خاتمی برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم به ائتلاف با برخی گروههای همفکر ملی- مذهبی گرفت. این تصمیم حاکمیت را برآن داشت تا دست به گستردهترین دستگیری اعضای نهضت و گروههای ملی- مذهبی بزند. به این ترتیب بیش از۵۰ نفر از اعضای نهضت و گروههای ملی- مذهبی در تهران و شهرستانها در اسفند ۱۳۷۹ و فروردین ۱۳۸۰ دستگیر شدند و دفتر مرکزی نهضت، که به تازگی پس گرفته شده بود، مجدداً مورد تهاجم واقع شده و به وسیله دادگاه انقلاب لاک و مُهر گردید.
محاکمه اعضای نهضت بر خلاف اصل ۱۶۸ قانون اساسی که مقرّر میدارد با حضور هیأت منصفه باشد، در دادگاه انقلاب و پشت درهای بسته و بدون حضور مردم و خبرنگاران انجام شد و اغلب اعضاء به محکومیتهای بلند مدت تا ۱۱ سال محکوم گردیدند. دادگاه انقلاب بدون آن که خود را نیازمند به استعلام از کمیسیون ماده ۱۰ببیند، رأی بر غیرقانونی بودن نهضت داد و آن را از همه حقوق حقه خود محروم ساخت.
پس از دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی، فشار بر نهضت افزایش یافت و در سال ۱۳۸۸ به حداکثرخود رسید. در این سال اعضای جوان نهضت آزادی برای استعفای از نهضت تحت فشار مستمر وزارت اطلاعات و اسارت در زندان قرار گرفتند و مورد تهدید، حتی در زندگی خصوصی، و تطمیع برای همکاری واقع شدند. علاوه بر آن، رئیس دفتر سیاسی نهضت (مهندس محمد توسلی) را بازداشت کرده و در زندان انفرادی، توقف و انحلال نهضت را از ایشان مطالبه کردند، که البته با مقاومت و مخالفت مواجه گردیدند.
در همین ایام از طریق فشار به اعضاء و مسئولین نهضت سعی کردند دفتر سیاسی، هیئت اجرائیه، شورای مرکزی و حوزههای نهضت را تعطیل و فعالیت آن را متوقف سازند و از هرگونه فعالیت عادی و جاری نهضت جلوگیری کنند.
به این ترتیب کلیه حقوق قانونی نهضت و اعضای آن بطور مستمر طی ۳۰ سال گذشته محدود و محدودتر و نهایتاً سلب گردیده است. حاکمیت به این وضعیت نیز راضی نشده، اقدام به دستگیری دبیر کل نهضت (دکتر ابراهیم یزدی)، مهندس محسن محققی (داماد مرحوم مهندس بازرگان و عضو شورای مرکزی) و مهندس امیر خرم (عضو شورای مرکزی و مسئول شاخه جوانان) و معتمدی مهر(عضو دفتر سیاسی) کرده است، علاوه برآن، دختران مهندس محمد توسلی (مهندس لیلا توسلی و دکتر سارا توسلی) را زندانی و سایر اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی را نیز تهدید به دستگیری نموده است.
حاکمیت ایران طی ۳۰ سال گذشته با سلب حقوق قانونی نهضت، پیوسته دامنه فعالیتهای آن را کاهش داده و به خیال خود متوقف ساخته است. غافل از آنکه معیار نهائی زنده بودن یک فرد یا سازمان، زنده بودن اهداف و آرمانهایش میباشد. امروز اندیشه آزادی خواهانه نهضت آزادی ایران بیش از پیش مورد تأیید مردم ایران واقع شده است و میلیونها ایرانی؛ زن و مرد، پیر و جوان، مصّرانه خواهان آزادیهای اساسی و حکومت مبتنی بر مردم سالاری و ارزشهای اخلاقی و انسانیاند و از طریق شبکه گسترده ارتباطات و جنبش راه سبز آرمانهای مذکور را دنبال میکنند.
نهضت آزادی ایران در شکل و ساختار متناسب با شرایط جدید، به خواست خداوند به وظائف ملی و دینی خویش ادامه خواهد داد و تکلیف خود در تلاش برای سربلندی و سعادت ملت بزرگ ایران را از یاد نخواهد برد.
.jpg)