امیر حسین کاظمی . از آبان ماه سال ۱۳۸۵ نوشتن وبلاگ با مردم را شروع کردم. بارها به دلیل فیلتر شدن وبلاگ مجبور به تغییر آدرس شدم.
۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه
جوادي آملي : كشتن و ريختن خون بي احترامي محض به عاشوراي حسيني است
آيت الله جوادي آملي كشتن و ريختن خون انسان ها در روز عاشورا كه در ماه حرام واقع شده است را بي احترامي
محض به عاشوراي حسيني دانست .
به گزارش عصر ايران آيت الله جوادي املي امام جمعه پيشين قم كه در اعتراض به تندروي هاي از سمت خود استعفا داد ضمن محكوم كردن هرگونه شادماني در روز عاشورا با انتقاد از صدا و سيما در به حاشيه بردن بي احترامي هاي ديگري كه در روز عاشورا اتفاق افتاد اظهار داشت : " البته بايد گفت و به تلخي هم بايد گفت هتک حرمت عاشورا ، به همين مورد کف و سوت زدن ختم نمي شود بلکه در اين روز ، تهران، شاهد بي احترامي هاي ديگري نيز به ساحت عاشوراي حسيني بوده است که متاسفانه ، صدا و سيما آن را به حاشيه کف و سوت هاي حرمت شکنانه برده و کوچکترين اشاره اي به آن نمي کند " .
ايشان در ادامه بروز رفتارهاي شادمانه در روز حزن اهل بيت(ع) به هر دلیل را غير قابل توجيه دانسته و افزود : " اما بي گمان ، کشتن و ريختن خون انسان ها در روز عاشورا که در «ماه حرام» نيز واقع شده است ، بي احترامي محض به عاشوراي حسيني است ".
استاد حوزه علميه قم از رسانه هايي كه ادعاي كارگاهي دارند و بي پروا گناه بزرگي چون قتل نفس را به ديگران نسبت مي دهند انتقاد كرد و افزود : " اما دردمندانه بايد دست بر پيشاني کوبيد که در عاشوراي 88 تهران ، شکستن حرمت اين روز ، فقط به کف و سوت عده اي ، محدود نشد و علاوه بر آن ، خون هايي بر زمين ريخت ،خانواده هايي براي هميشه عزادارشدند و حرمت ماه حرام شکست ".
آيت الله جوادي املي در ادامه خواستار محكوم شدن كساني شد كه با انجام قتل حرمت ماه حرام و روز عاشورا را شكستند و افزود : " آيا کساني که در اين روز ، به سمت پدر دو فرزند تير شليک کردند و او را کشتند (و پليس نيز اين اقدام را تروريستي و مشکوک خواند) ، يا بر سينه ديگري چاقو زدند و يا با اتومبيل از روي جوان مردم رد شدند ، عاشوراي حسيني را هتک حرمت نکردند؟ مگر اعلام نشده که اين قتل ها مشکوک و حتي کار تروريست ها بوده است؟پس آيا جا ندارد حرمت شکني کساني که در ماه حرام و روز عاشورا مرتکب گناه آدم کشي شدند نيز محکوم شود؟ " .
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در انتها از دستگاه قضايي كه در راس ان عالمي مجتهد است درخواست كرد : " تمام حرمت شکنان عاشوراي حسيني را چه آنان که در اين روز به شادماني پرداختند و چه کساني که مرتکب قتل نفس شدند ، به جزاي اعمال شان برساند تا ديگر کسي جرأت نکند مقدسات ديني مردم را اين چنين هتاکانه و بي شرمانه زير پا بگذارد و در اين مسير ، حتي عاشوراي حسين (ع) را نيز حرمت نگه ندارد. اينجا ، ديگر جاي مسامحه و تعارف نيست چه آن که اگر جلوي اين حرمت شکني در همين جا گرفته نشود ، ديگر اميدي به حفظ احترام مقدسات مردم نيست و اين ، آغاز بلوايي مستمر در جامعه خواهد بود " .
لازم به توضيح است در حوادث خونبار عاشوراي تهران و چند شهر ديگر ايران دست كم هشت تن كشته و صدها تن زخمي و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند كه در ميان اسامي كشته شدگان نام سيد علي موسوي خواهر زاده مير حسين موسوي از كانديداهاي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به چشم مي خورد .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ دی ۸, سهشنبه
بازداشت دكتر يزدي چرا و چگونه ؟
بازداشت دكتر يزدي چرا و چگونه ؟
ساعت 3 بامداد هفتم دي ماه ماموران امنيتي دولت منتصب محمود احمدي نژاد با يورش به منزل دكتر ابراهيم يزدي ، دبير كل نهضت آزادي ايران و وزير امور خارجه دولت موقت را بازداشت كردند .
بازداشت دبير كل نهضت آزادي ايران از چند نظر قابل تامل و بررسي است .
اول : در هفته گذشته جمعي از اعضاي دفتر سياسي نهضت ازادي ايران توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي احضار شده و در بازجويي شش ساعته تحت فشار براي توقف فعاليت ها و اعلام انحلال اين تشكل چهل و هشت ساله قرار گرفتند . گويا مقامات امنيتي از بيانيه نهضت آزادي ايران در مورد پرهيز از خشونت بسيار خشمگين هستند و معتقدند كه نهضت ازادي ايران سرمنشاء اوضاع كنوني ايران و یکی از تشکل هایی است که از گسترش خشونت ممانعت می نماید . بنابراين بازداشت دكتر ابراهيم يزدي در راستاي افزايش فشار مضاعف بر جلسه آينده شوراي مركزي نهضت آزادی ایران می توان بر شمرد .
دوم: سخنراني صريح شفاف و بي پرده دكتر ابراهيم يزدي در مراسم تاسوعاي حسيني كه به روال و سنت همه ساله در منزل هاشم صباغيان از اعضاي نهضت آزادي ايران و وزير كشور دولت موقت برگزار شد مي توان دليلي ديگر براي بازداشت دبير كل نهضت آزادي ايران باشد.
سوم : پس از وقايع تلخ روز يكشنبه و به خاك و خون كشيدن مردم عزادار تهران در روز عاشورا و بازتاب گسترده اين جنايت، فضاي امنيتي و ملتهبي در پايتخت ايران بوجود آمده است . شهادت دست كم هشت تن از معترضان از جمله سيد علي حبيبي موسوي ، خواهر زاده مير حسين موسوي، نظام جمهوري اسلامي را در شرايط بسيار بسيار دشواري قرار داده است . بنابراين مقامات امنيتي به دنبال برون رفت از شرايط فعلي با بازداشت گسترده تحليل گران و افراد سرشناس بين لمللي كه مورد توجه اصحاب رسانه هستند سعي دارند از گسترش اين بازتاب ها جلوگيري نمایند .
چهارم : گروه افراطي و تند رو جناح حاكم كه در پی جانشين كردن چهره مورد نظر خود به عنوان رهبر است مقدمات عبور از روحانيون و آيت الله خامنه اي را فراهم كرده است . این گروه با حذف جناح هاي حاضر در صحنه و بازداشت چهره هاي معتدل و به حاشيه راندن آنها ، سعی در گسترش خشونت دارد . لذا با زندان ، شكنجه و به کارگیری خشونت هاي عريان قصد دارد جنبش سبز را از خواسته اصلی خود که در بیانیه رهبران این جنبش بارها مورد تاکید قرار گرفته است منحرف سازد .
منبع : بامردم
۱۳۸۸ دی ۶, یکشنبه
كشتار مردم عزادار در تهران
نيروهاي امنيتي نظامي با حمله به عزاداران امام حسين (ع) در تهران آنها را به خاك و خون كشيدند .
پيش از ظهر امروز دهم عاشورا تجمع مسالمت اميز معترضان به نتيجه انتخابات و فضاي امنيتي حاكم بر كشور با واكنش تند نيروهاي امنيتي نظامي به صحنه زد و خورد تبديل شد .
يورش نيروهاي امنيتي، نظامي ، بسيجي به مردم بي دفاع ، صحنه هاي دردناكي در ماه محرم الحرام و در روز عاشوراي حسيني خلق كرد .
وسعت اين درگيري ها از ميدان امام حسين (ع) تا ميدان آزادي بود .
در تقاطع خيابان طوس امام حسين (ع) نيروهاي امنيتي به طرف بسيجياني حمله كردند كه قصد انجام خراب كاري و آتش زدن مترو را داشتند .
بنا به گزارش سايت هاي خبري در اين درگيري ها 5 تن كشته شده اند كه در اين ميان نام سيد علي موسوي خواهر زاده مير حسين موسوي از معترضان به نتيجه انتخابات نيز ديده مي شود .
محل شهادت سه نفر در پل كالج و يك نفر ديگر چهار راه ولي عصر گزارش شده است .
گفتني است وسعت اين خشونت ها پس از شنبه خونين 30 خرداد ماه بي سابقه بود .
منبع : وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ دی ۴, جمعه
ايران پناهگاه 25 تن از اعضاي خانواده بن لادن
عمربن لادن فرزند اسامه بن لادن رئیس تشکیلات القاعده در گفت گويي ضد و نقيض با العربيه نت از حضور 25 تن از اعضاي خانواده اسامه بن لادن از جمله محمد وسعد 29 ساله ، عثمان 25 ساله ، فاطمه 22 ساله ، حمزه 20 ساله ، ایمان 17 ساله و بکر 15 ساله در ايران خبر داد .
در پي فرار و پناهندگي دختر اسامه بن لادن به سفارت عربستان سعودي در تهران عمر بن لادن جزئيات تازه اي از حضور خانواده اش در اختيار العربيه گذاشته است .
عمر بن لادن در مورد نحوه پناهندگي خواهرش به سفارت عربستان در تهران گفت : " او از حدود 30 روز پیش در
سفارت سعودی درتهران به سرمی برد و بسیار مایل است که به وطن خود برگردد، وی هنگامی که برای تفریح به همراه محافظان و نه زندانبانان از مجتمع مسکونی خارج شده بود به سفارش برادرم عبدالله به سفارت سعودی رفت."
عمر بن لادن با انتقاد از اخبار منتشر شده در رسانه ها ، درج گزارش هاي معكوس را تاثير گذار بر تلاش هاي ديپلماتيك خواند و افزود : " اطلاعات نادرستی در مورد خواهرم ایمان منتشر شده است وی از دست ماموران ایرانی فرارنکرده است و افراد خانوده ام نیز درآنجا بازداشت نیستند ، آنها میهمان دولت ایران هستند و ما از آنها تشکر می کنیم که در طول این مدت از آنها محافظت کردند از انتشار گزارش های معکوس متاسفیم ، این بر تلاش های دیپلماتیک برای حل موضوع تاثیر می گذارد."
عمر بن لادن از سلامتي اعضاي خانواده اش و برآورده شدن تمامي احتياجات شان از سوي مقامات ايراني خبر داد و افزود : " آنها برای برقرای ارتباط با افراد درخارج از محل مسکونی به کسی اعتماد ندارند چون که ممکن است برای آنها خطرساز باشد."
وي با اشاره به تلاش هاي ديپلماتيك در حال انجام از احمدی نژاد خواست تا نسبت به آزادی ایمان بن لادن که سن کمی دارد همکاری کند و تاكيد كرد ، دولت ایران به او اطمینان داده است که به اعضای خانواده اش اجازه خروج از ايران داده خواهد شد .
عمر بن لادن از تحت الحفظ بودن 25 تن از اعضاي خانواده اش از جمله محمد وسعد 29 ساله ، عثمان 25 ساله ، فاطمه 22 ساله ، حمزه 20 ساله ، ایمان 17 ساله و بکر 15 ساله و زنان برادرانش به همراه فرزندانشان و زنان و مردان همراه همسران برادرانش اشاره كرد .
لازم به توضيح است پيش از اين یک دیپلمات سفارت سعودی درتهران از بازداشت پنج تن از پسران و يكي از همسران اسامه بن لادن در سال 2001 ميلادي در ايران خبر داده بود .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه
وداع ده ها هزار نفر با آيت الله العظمي منتظري
پيكر آيت الله العظمي منتظري امروز در ميان خيل عظيم مردم در حالي تشييع شد كه فضاي امنيتي در شهر قم حاكم بود .
از بامداد امروز ده ها هزار تن از نقاط مختلف ايران با حضور در شهر قم خود را براي برگزاري مراسم تشييع پيكر آيت الله العظمي منتظري آماده كردند .
اين مراسم در ابتدا با قرائت دو بيانيه كتبي و شفاهي از سوي بيت آن مرحوم آغاز گرديد .
بيت آيت الله العظمي منتظري در اين بيانيه ها ضمن تقدير و تشكر از حضور مردم خواستار پرهيز از هرگونه شعار انحرافي براي جلوگيري از سوء استفاده برخي شدند .
پس از قرائت اين دو بيانيه مردم با شعار هاي " عزا عزا است امروز ، روز عزاست امروز ، ملت سبز ايران صاحب عزا است امروز " و " ملت سبز ايران تسليت تسليت " و ذكر تسليت به مسئولان و مراجع حاضر در اين مراسم پيگيري شد كه مي توان به شعار هاي " طاهري طاهري تسليت تسليت " ، " صانعي صانعي تسليت تسليت " ، " كروبي موسوي تسليت تسليت " اشاره كرد .
پس از گذشت يك ربع از مردم خواسته شد به سوي حرم حضرت معصومه براي تشييع پيكر آيت الله العظمي منتظري به حركت در آيند .
پيكر آن مرحوم توسط خودرو كاميونت كه از سوي مقامات امنيتي تهيه شده بود و به سرعت از خيابان هاي منتهي به مرقد عبور داده شد و از در جنوبي وارد صحن حرم حضرت معصومه شد .
درب هاي ورودي ضلع غربي و جنوبي مرقد حضرت معصومه از سوي مقامات امنيتي بسته شده بود و تنها درب شرقي و شمالي براي ورود خيل جمعيت پيش بيني شده بود به طوري كه احمد منتظري فرزند آن مرحوم پس از طي مسافتي طولاني موفق به حضور در جايگاه ويژه اي كه از سوي مقامات امنيتي براي اقامه نماز تهيه شده بود شد و مردم نيز براي پرپايي نماز از درهاي شرقي و شمالي وارد صحن شدند .
حضور افسران سپاهي در پشت بام هاي قسمت هاي مختلف فضاي امنيتي بر فراز آرامگاه حضرت معصومه ايجاد كرده بود .
مجري اين مراسم در تمام طول حضور مردم در صحن حرم با قرائت شعارهايي قصد داشت مانع از شنيدن شعارهاي مردم شود .
در قسمتي از اين برنامه كه پيام رهبري قرائت شد مردم با سر دادن شعارهايي چون" یا حجت ابن الحسن ریشه ظلم را بکن" و " مرگ بر ديكتاتور " الله اكبر " اعتراض خود را به نحوه برگزاري اين مراسم اعلام كردند .
سرانجام پس از اقامه نماز بر پيكر آيت الله العظمي منتظري توسط آيت الله شبيري زنجاني فرزند آن مرحوم در سخنان كوتاهي ضمن تشكر از مردم براي حضور در اين تشييع ، برنامه مراسم بزرگداشت بعد ازظهر را اعلام و از مردم خواست كه صحن حرم معصومه را ترك كنند .
پيكر مرحوم بر روي دوش عده معدودي از شاگردان و فرزندان آن به سوي جايگاه ابدي رهنمون شد و مردم مشتاق به دليل محدوديت هاي امنيتي از آخرين وداع با رهبر مذهبي خود محروم شدند .
جمعيت با خروج از در شرقي در ضلع جنوبي مرقد حضرت معصومه به راهپيمايي پرداختند .
پس از اتمام مراسم تشييع پيكر آيت الله العظمي منتظري همچنان بر جمعيت مردم عزادار در شهر قم افزوده مي شود .
منبع : بامردم
۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه
ابراهيم يزدي : هيچ كس نمي تواند جنبش سبز را مهار كند
ابراهيم يزدي : هيچ كس نمي تواند جنبش سبز را مهار كند
جنبش سبز در ایران در چه موقعیتی قرار دارد؟ پایگاههای آن کدام است؟ چه ارتباطی با جهان خارج دارد و سیاستهای احتمالی حکومت در برخورد با آن چه نتایجی خواهند داشت؟
هزینهها و فایدههای آن چه میتواند باشد و چه سیاستهایی میتواند به سود این جنبش و در مجموع کشور تلقی شود؟
اینها مطالبی هستند که در گفتوگو با آقای دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، مطرح کردهام.
آقای دکتر یزدی، در شرایط فعلی، بنا به زمزمههای پیش آمده، دستگیری سران جنبش سبز را تا چه حد محتمل میدانید؟
این احتمال وجود دارد، ولی ضعیف است. فقط تهدید میکنند. بیشتر به نظر میرسد تهدید باشد. برای اینکه جمعبندی ما همه این است که اگر بخواهند این سران را بازداشت کنند، واکنش مردم بسیار شدید خواهد بود.
این احساس در بسیاری از ما در ایران وجود دارد که اگر بخواهند آقایان موسوی و کروبی را بازداشت کنند، احتمالاً درگیری میشود و اوضاع بسیار وخیم خواهد شد. بنابراین ما فکر میکنیم که احتمالش ضعیف است، ولی معذالک ممکن است این آقایان دست به چنین کاری بزنند.
به نظر میرسد شما و همینطور بسیاری از تحلیلگران هر دو امکان را محتمل میبینید. چرا این حالت در طرف مقابل وجود دارد، چرا هر دو این فرضیهها قابل قبول است؟
ببینید، جریان حاکم یکنواخت و همدل نیست. کسانی هستند در درون سیستم که به نظر میرسد خردورز باشند و محاسباتی کرده و با چنین کارهایی مخالف باشند.
اما کسانی هم هستند که به اصطلاح ما خردگریز هستند. اینها چندان به هزینهها و پیامدهای اعمالشان فکر نمیکنند و ممکن است دست به چنین کاری بزنند.
جریانی که به گفتهی شما ممکن است دست به چنین اقداماتی بزند، به نظر شما هزینهی این مسأله را چگونه محاسبه میکند؟ یعنی فکر میکند در صورت مقاومت بیشتر مردم، با یک سرکوب خشن هزینهاش را پرداخت و تقبل میکند؟
همانطور که گفتم، کسانی در درون این مجموعه حاکم هستند که چنین فکر میکنند. اما وقتی ما صحبت از هزینه میکنیم، فقط این نیست که معترضین را بگیرند، زندان بیندازند، سرکوب کنند و حتی کار به جای حساستر و ضرب و شتم و کشتن هم برسد.
هزینهای که اکنون آنها نگرانش هستند، ریزش نیروها در درون خود مجموعه حکومت است، کسانی که از درون خود سیستم به شدت نسبت به این گونه رفتارها معترض هستند.
اگر شما وضعیت کنونی را با روزهای پس از انتخابات بررسی کنید، میبینید آرامآرام دامنهی اعتراضات گستردهتر میشود.
حتی شخصیت و مرجعی مثل آقای مکارم هم آمده و سخنان جدیدی را مطرح میکند. همهی اینها نشان میدهد که وقتی ما میخواهیم هزینهی یک کار تند را بررسی کنیم، در موردی مثل بازداشت سران جنبش سبز، مسأله فقط این نیست که مردم تحت فشار قرار گیرند. ریزش نیروهای درونی خودشان هم مهم است و از درون ممکن است دچار یک سلسله پوسیدگیها شوند.
خیلی از تحلیلگران سیاسی معتقدند مشکلاتی که امروز ایران در عرصهی سیاست خارجی با قدرتهای بزرگ دارد، در نوع سیاستی که نسبت به اعتراضات داخل و به طور کلی جنبش سبز اتخاذ میکند، تعیین کننده است. شما فکر میکنید تأثیر مناسبات فعلی ایران با جهان غرب، در همین عرصهای که دربارهاش صحبت میکنیم چیست؟
جو جهانی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وارد دنیای جدیدی شد که در آن دموکراسی یک فرایند اجتنابناپذیر شده است. این که موج سوم دموکراسی در دنیا امروز رو به توسعه است، مثلا در آمریکای لاتین و جاهای دیگر، این یک سیاست کلان از جانب آمریکا و اروپا نیست.
این پدیده پیامد انقلاب الکترونیک و پایان جنگ سرد، و بهطبع دورهی تازهای از مناسبات بینالمللی است. بنابراین ایران هم نمیتواند خودش را از این مجموعه کنار بکشد. گرچه دولتهای و قدرتهای بزرگی که امروز در دنیا اثرگذار هستند هم با مسألهی حقوق بشر در کشورهای خودشان مشکل دارند.
شاید از این نظر نتوانند آنگونه که برخی از کشورها انتظار دارند عمل کنند، اما واکنشی که جهان نسبت به مسائل ایران دارد را نباید خلاصه کرد در واکنش قدرتهای بزرگ. نه، این اصلاحناپذیر است و اینها هم چارهای ندارند جز آن که تمکین کنند.
به این ترتیب شما معتقدید که الزام روشهای دموکراتیک برای کشورهای در حال توسعه نه بهخاطر سیاست قدرتهای بزرگ، بلکه الزامات تاریخی و مسائلی است که در عرصهی پیشرفتهای فنی و تکنولوژیک پیش آمده؟
بله. به عنوان مثال، اصلاً تا به حال برای کسی قابل تصور بوده که علیه وزیر امور خارجه اسراییل حکمی بدهند و او نتواند به انگلیس سفر کند؟
این نیست که سیاست خاص دولت انگلیس را منعکس میکند. این ضرورتهای شکلگرفتهی جهان در این مرحله از تاریخ است. این چیزی است که نه رهبران اسراییل میفهمند، نه رهبران ایران و نه رهبران کشورهای عربی. این خواست دولت آمریکا یا دولت انگلیس نیست. پس از انقلاب الکترونیک و این انفجار و اطلاعات کسی نمیتواند دیگر آن کارها را بکند. با دنیا سروکار داشته و با افکار عمومی دنیا طرف هستند.
بنابراین جنبشهایی که در کشورهای در حال توسعه، مثل جنبش سبز در ایران، هستند، در یک فرصت تاریخی بهسرمیبرند!
بله، حتماً همینطور است.
به این ترتیب رابطهی جنبش سبز با جهان و پایگاه اجتماعی آن را در ایران چگونه تعریف میکنید؟
ببینید، جنبش سبز این نیست که متکی به اروپا یا آمریکا باشد. جنبش سبز یک جنبش درونزا است. از یکطرف با توجه به شرایط جهانی، چنین چیزی در ایران شکل میگیرد و از طرف دیگر این جنبش از درون خود این جامعه بیرون آمده است.
شاید شما این را از من شنیده باشید. انقلاب اسلامی ایران موجب تغییر و تحولی بسیار کلیدی و اساسی در وضعیت زنان ما در ایران شده است.
میلیونها زن ایرانی جایگاه تاریخی خودشان را در منزل ترک کردند و به خیابانها آمده و سیاسی شدند. زنان جوانی که در هنگام انقلاب سیاسی شدهاند، امروز مادران این نسل جدید و جوان ما هستند.
آن آرمانها، آن باورهایی که برایشان انقلاب کردند، امروز به فرزندان خودشان منتقل کردهاند. میلیونها زن ایرانی در آن شرایط آمده و حالا میبیند که به آرمانهایشان پشت شده است، آرمانشان منحرف شده و به آن خیانت شده است؛ و این را در خانهها به بچههایشان منتقل کردهاند.
بنابراین مرکز اصلی جنبش سبز در خانوادهها است. شما میبینید که پدر و مادر میروند در تظاهرات شرکت میکنند. دختر و پسرشان در تظاهرات شرکت میکند. این یک امر خانوادگی شده است. این را نمیشود با گرفتن یک یا دو نفر حلش کرد.
به این ترتیب شما امکان مهارکردن این جنبش را مقدور نمیدانید. چه آیندهای را متصور هستید در برخورد حاکمیت با این جنبش، یا چهقدر احتمال مدارا و تعامل میبینید؟
هیچ کس نمیتواند با این امر ستیز کند. در مقطعی میشد. یعنی چنانچه بعد از انتخابات مسئولان ایران با درایت گونهی دیگری عمل میکردند، شاید میشد مهارش کرد.
ولی الان دیگر نمیتوانند. حتی من باید این را بگویم که آقای کروبی و آقای موسوی هم دیگر نمیتوانند این جنبش را خاموش یا کنترل کنند. مگر آن که حاکمیت بیاید، همانطور که آقای مکارم شیرازی یا دیگران بهدرستی پیشنهاد کردهاند، مثل همه جای دنیا با رهبران این جنبش به مذاکره بنشینند و در مواردی باهم توافق کنند.
یا بده بستانی صورت گیرد که این رهبران هم بتوانند متقابلاً به مردم وعده بدهند و آرامششان کنند تا این مرحله از وضعیت بحرانی کنونی بگذرد. وگرنه اگر بخواهند سرشان را به دیوار بکوبند، هیچ فایدهای برایشان نخواهد داشت.
منبع : راديو زمانه
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
اخبار نگران كننده از فشار بر دانشجويان بازداشتي 16 آذر
بازداشت شدگان اعتراضات گسترده دانشجويان در 16 آذر و روزهاي بعد از آن براي اعتراف به پاره كردن رهبر فقيد انقلاب تحت فشار قرار دارند .
بر اساس اخبار درج شده در پايگاه هاي مختلف خبري تعدادي از دانشجويان بازداشت شده در زندان اوين در بند 240 تحت فشار براي اعتراف به پاره كردن عكس رهبر فقيد انقلاب قرار دارند .
اين دانشجويان كه در سلول هاي انفرادي قرار گرفته اند توسط بازجويان سپاه به طوري موازي تحت فشار قرار دارند تا به سناريوي شكست خورده اعتراف كنند .
اين دانشجويان دربند از خيمه شب بازي كودتاچيان در اين مورد بي اطلاع هستند و نميدانند اعتراف به پاره كردن اين عكس قرار است در چه سناريويي به كار گرفته شود.
در اين حال خانواده مجيد توکلی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير از وضعيت فرزندشان پس از گذشت هشت روز در بي خبري مطلق قرار دارند .
به گفته خانواده مجيد توکلی هيچ مرجعی پاسخگوی بازداشت و پرونده او نيست.
مجيد توكلي پس از سخنرانی در مراسم شانزده آذر با ضرب و شتم شديد بازداشت و از سوي پايگاه هاي خبري منتصب به نظاميان و طرفداران دولت متهم به فرار با پوشش زنان محجبه شد .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه
حمله مدافعان قتل هاي زنجبره اي به سران اصلاحات
حمله مدافعان قتل هاي زنجبره اي به سران اصلاحات
كودتاچيان با پخش تصاويري مشكوك از صدا و سيماي جمهوري اسلامي و انتصاب آن به دانشجويان معترض و هوادار جنبش سبز، بهانه اي براي حمله به مير حسين موسوي ، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي يافتند.
در حالي كه خبرگزاري ها از نشست مشترك سران قواي مجريه، قضائيه و مقننه در دفتر محمود احمدي نژاد خبر داده اند روحالله حسينيان نماينده فعلي مجلس ، مؤسسه تنظيم و نشرآثار آيت الله خميني رهبر فقيد انقلاب را يك حزب در خدمت اغراض فتنه خواند .
وي كه زماني رياست مركز اسناد انقلاب اسلامي را بر عهده داشت خواستار بازنگري در اين موسسه شد و افزود : " آيا مؤسسه اي كه امروز به جاي محكوم كردن اين هتاكي صدا و سيما را به نقد كشيده است، نياز به بازنگري ندارد" .
روح الله حسينيان حامي سعيد امامي ، متهم رديف اول قتل هاي زنجيره اي توطئه پاره كردن عكس رهبر فقيد انقلاب را فتنه اي خواند كه زير پرچم موسوي به راه افتاده است .
وي در حاشيه جلسه علني مجلس در جمع خبرنگاران ، معترضان به نتايج انتخابات را اقليت و فتنه گر ناميد و افزود : " وقتي كه جريان فتنه در مقابل نظام ايستاد و با يك ديكتاتوري روشنفكرمابانه تلاش كرد اولا اقليتي را پيروز نشان دهد و سپس بخواهد آن اقليت را تحميل كند، حركتي را انجام داد كه با روح ضد استبدادي امام مغاير بود. اگر اينها در چنين روندي قرار نمي گرفتند و فتنهگران را تحريك نمي كردند، قطعاً بدانيد كه چنين اتفاقي رخ نمي داد " .
روح الله حسينيان سران اصلاح طلب را سران فتنه خواند و طرح شعارهايي همچون "نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران" را ساختار شكنانه دانست و برانت نكردن از چنين شعارهايي توسط سران اصلاح طلب را دليل بر همسو بودن با آن عنوان كرد .
روح الله حسينيان در تجمع بدون مجوز از وزارت كشور كه توسط برخي از تشكل هاي دانشجويي منتصب به قواي نظامي در مرقد رهبر فقيد انقلاب برگزار شد نيز حضور پيدا كرده و به ايراد سخنراني پرداخت .
در اين برنامه كه علاوه بر اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان ، سردارعلي فضلي فرمانده بسيج ، مهدي كوچكزاده، الياس نادران، حسين فدايي، حسن غفوريفرد، محمد كوثري و حميد رسايي نيز حضور داشتند شعارهايي چون «مرگ بر منافق»، «مرگ بر اسلام آمريكايي»، «مرگ بر موسوي»، «مرگ بر خاتمي» و «مرگ بر ...» شنيده مي شد .
سخنان روحالله حسينيان قائم مقام سابق دادستان انقلاب در وزارت اطلاعات در حالي مطرح مي شود كه حمايت قاطع از سعيد امامي متهم رديف اول قتل هاي زنجبره اي در برنامه زنده تلويزيوني چراغ در ياد ها به تلخي باقي است .
منبع : با مردم
۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه
كلمه : مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است
در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی نسبت به امام و نسبت دادن آن به دانشجویان، از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.
به گزارش وبسایت کلمه، به کلیه حامیان جنبش سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.
با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی، کلمه به دیگر پایگاههای اطلاعاتی پیشنهاد میکند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.
از دوستان عزيز مي خواهم با توجه به اين اطلاعيه تنها به اخبار مورد تاييد كه در سايت هاي
www.mowjcamp.com
در صورتي كه اين سايت ها فيلتر هستند مي توانيد از
فيلتر شكن تهيه نماييد.
۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه
اعطاي جايزه كانون مدافعان حقوق بشر به آيت الله العظمي منتظري
كانون مدافعان حقوق بشر ايران كه در سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر دهم دسامبر به يكي از " تلاشگران حقوق بشر یا قربانیان نقض حقوق بشر" جايزه اعطا مي كند با حضور در بيت آيت الله العظمي منتظري واقع در شهر قم ، جايزه خود را به خاطر تلاش در راه حقوق بشر به ايشان اهدا نمودند .
آيت الله العظمى حاج شيخ حسينعلى منتظرى به دليل نقش موثرش در انقلاب اسلامى ايران و موضع گيري هاى علمى و سياسى قابل توجهى كه در نيم قرن اخير داشته است ، در رديف مهمترين شخصيت هاى علمى و انقلابى جهان معاصر قرار دارد.
اين روحانى آزاده كه جمع كثيرى از شيعيان ايران و جهان در احكام اسلام از او تقليد مىكنند، بيش از ساير مراجع تقليد در معرض قضاوت عمومى قرار دارد.
وي زماني دومين شخصيت جمهوري اسلامي محسوب مىشد، امروزه مورد بى مهرى مقامات اين جمهورى قرار گرفته و به دستور شاگردان ناسپاس خويش به جرم نصيحت و خيرخواهى بيش از پنج سال در منزل مسكونى اش زندانى بوده و در شانزده سال اخير با محدوديت ها ي بسياري روبرو بوده است .
لازم به توضيح است كانون مدافعان حقوق بشر در سال 1380 توسط پنج وكيل دادگستري شكل گرفت و در هر فصل وهم چنين در پايان هرسال گزارشي از وضعيت حقوق بشر در ايران منتشر مي سازد . اين كانون در سال 2003 برنده جايزه حقوق بشر از سوي نهاد ملي حقوق بشر دولت فرانسه شد و در سال 1382 به عضویت رسمی فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر مستقر در پاریس درآمد .
منبع : وبلاگ با مردم
یک پسرم در سینه خاک و یکى در کنج زندان
صبح روز 16 آذر کامران آسا برادر دانشجوی جانباخته کیانوش آسا، زمانى که مىخواست براى حضور در مراسم روز دانشجو وارد دانشگاه علم و صنعت شود از سوى مأموران انتظامى بازداشت شد. دانشگاه علم و صنعت محل تحصیل کیانوش در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی پتروشیمی بود. دانشجویان این دانشگاه مىخواستند همزمان با روز دانشجو از کیانوش آسا نیز تجلیل به عمل آید، بنا بر این از خانواده وى نیز دعوت شده بود تا در این مراسم شرکت کنند.بازداشت کامران در حالی اتفاق مىافتد که هنوز شش ماه از کشته شدن برادرش در تجمع اعتراض آمیز 25 خرداد در میدان آزادی تهران نگذشته است. فاطمه فلاح، مادر کیانوش و کامران که داغدار از دست دادن فرزندش است، این بار در مصاحبه با روز از کامران گفته است و اینکه "به شدت" نگران اوست.
خانم فلاح کامران آسا کى و چگونه بازداشت شده است؟
روز 16 آذر بین ساعت 10 تا 11 صبح کنار در دانشگاه علم و صنعت در تهران توسط چند مأمور نیروی انتظامی بازداشت شده است. همراه یکى دیگر از بستگان ما که دوست کیانوش هم بود. البته این پسر را یک روز بعد با گرفتن تعهد آزاد کردند، اما گویا کامران را به زندان اوین منتقل کردهاند و من از این بابت خیلى نگران هستم.
کامران برای حضور در مراسم 16 آذر به تهران رفته بود؟
بله، دانشجویان و همکلاسىهاى کیانوش در دانشگاه علم و صنعت از ما دعوت کرده بودند تا به مناسبت روز دانشجو در مراسمى که قرار بود در تجلیل از کیانوش برگزار شود شرکت کنیم. همان طور که مىدانید کیانوش، دانشجوى نخبه این دانشگاه بود و داشت ترم آخر فوق لیسانس در رشته مهندسى پتروشیمى را مىگذراند.من خودم به دلیل بیماری نتوانستم بروم، اما کامران به نمایندگی از طرف خانواده رفت. آن روز تاج گلی را با عکس برادرش تهیه کرده بود که به دانشگاه ببرد،اما قبل از اینکه وارد دانشگاه شود او و همراهش را بازداشت کردهاند.
از وضعیت کامران خبر دارید؟ مىدانید کجاست؟
نه، به جز شب اول که با خواهرش تماس گرفت و گفت بازداشت شده، دیگر تماسى نداشته تا از وضعیتش باخبر شویم. اما کسی که با او بازداشت شد و روز بعد او را آزاد کردند مىگوید کامران و یک تعداد دیگر از بازداشتىها را مىخواستند به اوین انتقال بدهند. من نمىدانم چرا پسرم را آزاد نکردند.مگر او چه کار خلافى انجام داده است. فقط مىخواسته در مراسم بزرگداشت برادرش در دانشگاه شرکت کند. تازه هنوز وارد دانشگاه نشده بود که بازداشتش کردند.
برای پیگیری وضعیت کامران چه اقدامی انجام دادهاید؟
دخترم با آقای نیکبخت که وکیل پرونده کیانوش است صحبت کرد. گفتند فعلاً کاری از دست کسی بر نمىآید. الان هم که به تعطیلات برخوردیم، اما قرار شد شنبه به تهران برویم تا ببینیم چه مىشود. خودم هم گیج شدم. نمیدانم چکار باید بکنم. در تهران کسی را نداریم که دنبال کار کامران بفرستیم. خیلی مىترسم. ما خاطره خوبى از این پیگیرىها نداریم. یک هفته کامران و پرستو دخترم به تمام بازداشتگاهها و بیمارستانهاى تهران راسر زدند، اما آخر کار کیانوش را در پزشکى قانونى پیدا کردند.اما این بارخودم شنبه مىروم در زندان اوین و تا وقتى کامران را آزاد نکنند از آنجا تکان نمىخورم. من دیگر تحمل ندارم که ببینم با این یکی پسرم هم چنین رفتاری مىکنند. مگر او چکار کرده است. ما داغداریم. باید این را درک کنند. عزیزترین کس مان را از دست دادهایم. این کم دردی نیست.
خانم فلاح به خاطر شرایط روحی نامناسبی که الان شما دارید نمىخواهم پرسش دیگری بکنم، اگر خودتان صحبتی دارید بفرمایید لطفاً...
نمىدانم باید چه بگویم. به خدا این انصاف نیست که من و خانواده ام اینقدر زجر بکشیم. کیانوش امید یک خانواده بود. نخبه جامعه علمى کشور بود. او را از دست دادیم. الان کامران هم گرفتار شده است. مگر اینها خودشان بچه ندارند که با بچههاى مردم اینطور رفتار مىکنند. من مادر چه گناهى کرده ام که باید یک بچهام در سینه خاک باشد و این یکى کنج زندان؟ آخر وجدانشان کجا رفته که با ما این کارها را مىکنند. کامران الان نان آور خانه و سرپرست خانواده است. دختر کوچکم از وقتی کیانوش را از دست دادیم به دلیل وابستگی عاطفی که به برادرش داشت دچار ناراحتی روحی شده است. الان هم که کامران را گرفتند باز هم این دخترم است که ضربه مىخورد. خودم دیگر هیچی. این دو شب اصلاً نتوانستم بخوابم. تا خوابم مىبرد با فکر کیانوش و کامران از خواب مىپرم. از فکر اینکه چه بلایی سر کامران خواهد آمد دارم دیوانه مىشوم.کامران خودش هم دانشجو است. وقتی پدرشان فوت کرد، کامران مسئولیت تامین مخارج خانواده را به عهده گرفت تا کیانوش و خواهرانش بتوانند درس بخوانند. همین دو سال پیش با اصرار کیانوش رفت و امتحان کنکور داد. حالا هم به عنوان برادر کیانوش رفته همان دانشگاهى که برادرش در آن دانشجو بوده تا در مراسم بزرگداشت کیانوش شرکت کند.نمىدانم چطور دلشان آمده تاج گل و عکس کیانوش را از دست یک برادر داغدیده بگیرند و بازداشتش کنند. کامران باید آزاد شود. از مسئولین مىخواهم تا کامران را آزاد کنند. بیشتر از این ما را عذاب ندهند. ما یک خانواده داغدار هستیم، به جاى اینکه رعایت حال ما را بکنند این یکى پسرم را هم بازداشت کردهاند. خودتان را جای من بگذارید. چکار باید بکنم. چه کاری از دستم بر مىآید. کجا باید بروم. درد خود را به کى بگویم؟
منبع : روزآنلاين
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
اعلام آمادگي جبهه ملي نيوز براي انتشار اخبار نهضت آزادي
در پي مسدود شدن سايت هاي مرتبط با نهضت آزادي ايران توسط وزارت اطلاعات دولت منتصب محمود احمدي نژاد سايت خبري جبهه ملي ايران JMINEWS.COMبا انتشار بيانيه اي ضمن محكوم كردن اين حركت آمادگي خود را جهت درج مطالب و اخبار نهضت آزادي ايران ابراز داشت .
در بيانيه اين پايگاه خبري آمده است : " خبرگزاری جبهه ملی ایران بستن پایگاه های خبری نهضت آزادی را محکوم می کند و تا زمان بازگشایی اين سایت ها ٬ خود را ملزم به درج و پخش تمام اخبار و بیانیه های نهضت آزادی می داند " .
در سال هاي اخير و از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد فعاليت دگر انديشان و نيروهاي ملي در ايران با محدوديت هاي فراواني روبرو گشته است .
ممانعت نيروهاي امنيتي انتظامي از برگزاري جلسات قرآن دكتر يزدي و مراسم مذهبي چون نماز عيد فطر و مراسم بزرگداشت آيت الله طالقاني ، مهندس مهدي بازرگان و دكتر يدالله سحابي از بنيانگذاران نهضت آزادي ايران تنها گوشه اي از محدوديت هاي ايجاد شده در سال هاي گذشته است .
پس از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري همزمان با بازداشت گسترده كادرهاي استاني نهضت آزادي ايران در سراسر كشور فشار مضاعف براي تعطيلي جلسات اين تشكل افزايش يافت و اين تشكل از جلسات هفتگي و ماهانه خود تا به امروز محروم شده است .
در آخرين اقدام وزارت اطلاعات دولت منتصب محمود احمدي نژاد و در پي احضار محمد توسلي رييس دفتر اين تشكل ، ممنوعيت فعالیت سایتهای مرتبط با نهضت آزادی ايران توسط اين وزارت خانه ابلاغ شده است .
در اين رابطه روابط عمومي نهضت آزادي ايران با انتشار بيانيه اي ضمن اظهار تاسف نسبت به رفتارهاي صورت گرفته خلاف قانون حق شکایت و پیگیری قانونی از طریق قوه قضائیه را برای خود محفوظ داشته است .
پيش از اين در فروردين ماه 1380 تمامي فعاليت هاي نهضت آزادي ايران به دليل بازداشت گسترده اعضاي شوراي مركزي و دفتر سياسي و پلمپ دفاتر اين تشكل با مشكلات بسياري روبرو شد .
منبع : با مردم
بازتاب گسترده روز دانشجو در دنيا
اعتراض هاي صورت گرفته چند ماه گذشته ايران نسبت به نتايج انتخابات رياست جمهوري سبب شد روز دانشجو امسال با شكوه تر از هميشه در حالي بازتاب گسترده در رسانه هاي خبري دنيا بيابد كه پس از گذشت 48 ساعت جو دانشگاه هاي ايران متشنج گزارش مي شود .
تظاهرات دانشجويان در تهران و ديگر شهرهاى ايران در روز ۱۶ آذر که به درگیری با نیروهای ضد شورش و لباس شخصي منجر شد بازتاب گسترده اى در رادیو و تلویزیون ها و مطبوعات بين المللى داشته است.
در آمريكا، شبكه هاى راديو و تلويزيونى و الكترونيكى از جمله «سى ان ان»، «فاكس نيوز»، «ان بى سى»، تظاهرات دانشجويان و تقابل پليس ضد شورش، نيروهاى ويژه سپاه و لباس شخصى ها كه ظاهري بسيجي دارند را در بخش هاى خبرى خود به صورت وسيعى پخش كرده اند.
روزنامۀ «نيويورك تايمز» با اشاره به تمهيدهاى حكومت در بازداشت و زندانى كردن تعدادى از دانشجويان و فعالان سياسى در روزهاى قبل از تظاهرات دوشنبه، فرياد هاى شبانه مخالفان در يكشنبه شب را پيش درآمدى بر تظاهرات مردم و بويژه دانشجويان دانسته و تمركز تظاهرات را در درون دانشگاه هاى ايران گزارش كرده است.
روزنامه آمريكايى «واشينگتن پست» نيز در گزارش مفصلى به شرح درگيرى هاى روز دانشجو در ايران پرداخته و در ادامه به نقل از سايت هاى مخالفان دولت در ايران آورده است كه تظاهرات بيشترى قرار است در جريان مراسم عزادارى براى امام سوم شيعيان در ماه محرم برگزار شود.
در آلمان رسانههای جمعی وقایع روز دانشجو در ایران را به طور گسترده بازتاب دادهاند. روزنامه "فرانکفورتر آلگماینه" نوشته است: «رژیم ایران در ماههای گذشته به تدریج به یک دیکتاتوری نظامی بدل شده، اما وقایع روز دانشجو نشان داد که مردم مبارز از تهدیدات حکومت بیمی به دل راه نمیدهند و رژیم نمیتواند با فشار بیشتر جنبش سبز را خفه کند.»
روزنامه "تاگستسایتونگ" در سایت خود نوشته است: «رژیم جمهوری اسلامی پایههای خود را هرچه بیشتر از دست داده و اکنون تنها به زور اسلحه است که حکومت میکند.... رژیمی که سی سال پیش با قیام مردمی بر سر کار آمد، نمیتواند بدون پایگاه مردمی به حیات خود ادامه دهد . شمارش معکوس برای این رژیم شروع شده است. »
در اين حال سركوب خشونت آميز تظاهرات آرام دانشجويي واكنش مقامات رسمي بسياري از كشور ها را به همراه داشته است .
کلاودیا روت، رییس حزب سبزهای آلمان، از سوی این حزب بیانیهای به مناسبت تظاهرات روز ۱۶ آذر در ایران منتشر کرد. این بیانیه حقانیت دولت احمدینژاد را زیر پرسش برده و به سرکوب تظاهرات اعتراضی در ایران شدیدا انتقاد کرده است.
در بخشي از بیانیه حزب سبزهاي آلمان آمده است: «اعتراضها در ایران نشان میدهند که بحرانی که از طریق کودتا و تقلب انتخاباتی احمدینژاد ایجاد شد، تا چه اندازه سخت و پایدار است. احمدینژاد رییس جمهوری قانونی ایران نیست. خشونتی که با آن او و پشتیباناناش در دستگاه دولتی اپوزیسیون ایران را سرکوب میکنند، نشان میدهد که آنان در موضع تدافعی هستند».
همچنین یورگن تریتین، رییس فراکسیون حزب سبزها در مجلس آلمان، و کرستین مولر، سخنگوی روابط خارجی این حزب، در یک اطلاعیهی مطبوعاتی دیگر، دربارهی تازهترین تظاهرات اعتراضی در ایران موضعگیری کردهاند.
در این اطلاعیهی مطبوعاتی آمده است: «دانشجویان تظاهرکننده در تهران شایستهی همبستگی ما هستند. ما کاربرد چندین بارهی خشونت پلیس و نیروهای شبهنظامی علیه تظاهرکنندگان بیدفاع را محکوم میکنیم. ستایشبرانگیز است که تظاهرات جامعهی مدنی ایران بهرغم خشونت، بازداشت و شکنجههای انسانستیزانه، علیه تقلب انتخاباتی ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ و پیگردهای رژیم فروکش نمیکند».
در پایان این اطلاعیهی مطبوعاتی میخوانیم: «تظاهرکنندگان دلیرانه در برابر فروغلتیدن ایران به یک دیکتاتوری نظامی مقاومت میکنند. رژیم ایران هرگونه حقانیتی را از دست داده و زمان انتخابات تازه مدتهاست فرارسیده است».
ایالات متحده آمريكا نيز نگرانی خود را از سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز در ایران اعلام کرد. ایان کلی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفت که مقابلهی خشونتآمیز با مردمی که اعتراض خود را با مسالمت بیان کردهاند، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به اصول مندرج در قانون اساسی کشور خود اعتنایی ندارد.
دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، از سرکوب اعتراضات دانشجویان و مردم توسط نیروهای دولتی، ابراز تأسف کرد. آقای میلیبند گفت: «آزادی بیان و آزادی اعتراض سیاسی از ارزشهای اساسی است که همه کشورها باید رعایت کنند. ما از مقامات ایرانی میخواهیم که به حقوق شهروندان خود احترام بگذارند و با آنها خشونت نکنند.»
در حالي كه اخبار تظاهرات به خشونت كشيده شده دانشجويي بازتابي جهاني داشته است ، خبر هاي منتشر شده حكايت از ادامه اين تنش ها دارد .
به گزارش خبرنامۀ امیرکبیر، حراست دانشگاه تهران از صبح سه شنبه، در های دانشگاه را به روی نیرو های لباس شخصی خارج از دانشگاه باز کردند. بنا برنوشتۀ این خبرنامه، نیروهای بسیجی و انصارحزب الله با اتوبوس به دانشگاه شهید بهشتی آورده شده بودند.
لازم به توضيح است یک روز پس از اعتراضات گستردۀ دانشجویی در اکثر دانشگاه های ایران سردار رجب زاده فرماندۀ انتظامی تهران از دستگیری 165 مرد و 39 زن در تهران خبر داد اما بنا به اظهارات شاهدان تعداد دستگير شدگان در دانشگاه اميركبير اين تعداد است .
وی اظهار داشت تا زمانی که در داخل دانشگاه تهران تجمعاتی صورت گیرد، به منظور جلوگیری از کشیده شدن آن ها به خارج از دانشگاه ها نیروی پلیس در اطراف دانشگاه تهران مستقر خواهند بود.
منبع : با مردم
۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه
خشونت شديد لباس شخصي ها و نيروهاي نظامي بر عليه مردم بي دفاع
در گزارش راديو فرانسه آمده است : تظاهرات دانشجوئی و مردمی در حالي آغاز شده است كه فضای شهر تهران بشدت پلیسی است و دانشگاهها کاملاً در محاصرۀ نیروهای امنیتی قرار دارد
خبرهای رسیده حاکی از آنست که علیرغم کنترل شدید امنیتی، دانشجویان در دانشگاه شریف تجمع کرده اند و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر این دولت مردم فریب" یا "پلیس ضد شورش، احمدی رو بشورش"، در خیابان اطراف دانشگاه شنیده می شود. در همین دانشگاه، بادبادک های سبزی نیز به هوا فرستاده شده است که مردم بیرون از دانشگاه نیز آنرا مشاهده کنند.
خبرگزاری فرانسه ضمن تأکید بر حضور و آمادگی گستردۀ پلیس در تهران، از قول شاهدان عینی می نویسد که پلیس با پرتاب گاز اشک آور به سمت تظاهرکنندگانی که شعارهای خصمانه علیه محمود احمدی نژاد می دهند، سعی در پراکنده کردن آنان دارد.
خبرهای دیگری هم از تجمع معترضان در خیابان انقلاب رسیده است مبنی بر اینکه مأموران انتظامی با خشونت به مردمی که شعار می دهند "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، حمله کرده، آنها را مورد ضرب و جرح قرار می داده، تلفن های همراه را ضبط کرده اند.
در عین حال، نیروهای امنیتی در نقاط مختلف شهر از جمله ولی عصر مستقر شده اند و یگان های آنان در پارکینگ های اطراف در حالت آماده باش بسر می برند.
هرانا ، خبرگزاري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از درگيري هاي شديد در حوالي تقاطع فخر رازي به طرف جمهوري و بازداشت چند نفر خبر داده است .
به گزارش اين خبرگزاري : جوانان با سنگ به حملات وحشیانه نیروهای سرکوبگر که با باتون به مردم حمله می کردند به مقابله برخواستند و آنها را فراری دادند.
جمعیت به حدی زیادی است که نیروهای سرکوبگر از مسافتی شروع به شلیگ گاز اشک آور می کنند. درگیریهای در حال حاضر بین جوانان و نیروهای ولی فقیه ادامه دارد و تفوق مردم ملموس است.
در میدان ولی عصر اعتراضات گسترده است و درگیری شدیدی بین جوانان و نیروهای سرکوبگر روی داد. نیروهای سرکوبگر ولی فقیه با باتون به مردم حمله می کنند و آنها را آماج ضربات خود قرار می دهند . نیروهای لباس شخصی اقدام به دستگیری جوانان می کنند.
تا به حال بنابه گفته شاهدان عینی در ولی عصر بیش 10 دختر و پسر دستگیر شدند. نیروهای سرکوبگر همچنین اقدام به شلیگ تیرهوایی نمودند.
خبرگزاری رویترز از بروز درگیری مأموران با معترضان در اطراف میدان فرودسی خبر داده است. در جریان این درگیری، با گاز اشکآور و باتوم به تظاهرکنندگان حمله شده است. بنا به گزارش همین خبرگزاری، دهها لباس شخصی موتورسوار در میدان تجریش تهران تجمع کردهاند که شمار آنها پیوسته رو به افزایش است.
رفتوآمد به دانشگاههای تهران با کنترل شدید ماموران همراه است. بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، نیروهای انتظامی با استقرار در جلوی درهای ورودی دانشگاه تهران، كارت دانشجویان را برای ورود کنترل میکنند تا مانع پیوستن احتمالی غیردانشجویان به حرکتهای اعتراضی درون دانشگاه شوند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر از صبح امروز بیش از 1500 دانشجوی پلی تکنیک تجمع اعتراضی خود را در حالی آغاز کردند، که نیروهای بسیج از خارج دانشگاه با همکاری وزارت اطلاعات و مدیریت دانشگاه امیرکبیر به دانشگاه منتقل شده اند.
نیروهای لباس شخصی و بسیجی غیردانشگاهی همگی کارت های زردرنگی در اختیار دارند که نیروی اتنظامی و حراست دانشگاه امیرکبیر با آنها همکاری کرده و اجازه ورود به دانشگاه دادند.
لازم به توضيح است در بيانيه شماره دو دانشجويان سبز دانشگاه هاي ايران 6 دانشگاه به عنوان محل برگزاري مراسم 16 آذر معرفي شده و از مردم خواسته شده تا در اين دانشگاه ها به دانشجويان بپيوندند.
منبع : با مردم
۱۳۸۸ آذر ۱۰, سهشنبه
ابراهیم یزدی: هاشمی برسر دو راهی است
از آغاز شکلگیری تظاهرات اعتراضی به نتیجهی انتخابات ریاست جمهوری دهم، حملات شخصیتها و رسانههای اصولگرا، نه تنها متوجه سران جنبش سبز، نظیر موسوی، کروبی و خاتمی بوده است، بلکه همزمان حملات تند و بیسابقهای علیه هاشمی رفسنجانی و خانوادهی وی صورت میگیرد؛ علیرغم این که او رییس دو نهاد بزرگ حکومتی در کشور یعنی مجلس خبرگان رهبری و شورای تشخیص مصلحت نظام است.
اما دو روز پس از آن که علی لاریجانی حملات تخریبی نسبت به هاشمی رفسنجانی را محکوم کرده بود، آیتالله خامنهای نیز چهارشنبهی گذشته، چهارم آبان ماه، در جلسهی دیدار با بسیجیان طی سخنانی مبنی بر لزوم تعامل و مدارا با مخالفان و این که نباید لفظ منافق و ضد ولایت فقیه را نسبت به هر کسی به کار برد، اذهان را متوجه دلجویی از هاشمی رفسنجانی کرد.
دیروز نیز در نماز عید قربان، امام جمعهی اصولگرای تهران، احمد خاتمی که پیش از این حملات تندی نسبت به هاشمی رفسنجانی داشته است، در سخنانی مبنی بر ضرورت توقف حملات به چهرههای شاخص نظام، از هاشمی رفسنجانی با عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری نام برد.
در محافل سیاسی، این تغییرات در اشارات کلامی رهبران نظام، پرسشهایی را مطرح کرده است. برخی از این پرسشها را با دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، طرح کردهام.
آقای یزدی در این باره که این تغییرات در ادبیات کلامی رهبران نظام، چرا پیدا شده است، میگوید:
حوادثی که طی این چند ماه در ایران اتفاق افتاده است، تاثیرات بسیار متفاوتی در کل بدنهی نظام برجای گذاشته است. شخصیتهای بسیار نافذ و مؤثر در درون سیستم، با این برخوردها نمیتوانند موافق باشند و اعلام و ابراز مخالفت کردهاند.
حال برخی بیشتر، برخی کمتر، بعضیها خصوصیتر و برخی دیگر علنیتر. آخرین نمونهی این اعتراض نیز استعفای آقای جوادی آملی از امامت نماز جمعه در قم است. خُب این نمیتواند مؤثر نباشد.
خود آقای هاشمی نیز از آمدن به نماز جمعه امتناع میکند و شرایطی را ذکر کرده است که تا کنون هیچکدام از آنها تحقق پیدا نکرده است.
بنابراین به نظر میرسد، به رغم این که نیروهایی یا عواملی خردگریز در درون سیستم هستند که میخواهند به هر قیمتی شده، به اهدافشان برسند، در درون این مجموعه عناصر خردورزی نیز وجود دارند که منافع کل نظام را تشخیص میدهند و با ادامهی این روش موافق نیستند.
تاثیر این گرایش در شرایط فعلی چه میتواند باشد؟
خُب این علامت خوب و امیدوار کنندهای است. طبعیتاً چنانچه این عناصر بخواهند اوضاع را بهبود ببخشند و ترمیم کنند، باید از جایی شروع کنند که برای بیشترین بخش نیروهای حاکم قابل قبول است؛ طبیعی است که باید از آقای هاشمی رفسنجانی شروع کنند.
حال باید منتظر بود، دید که آیا این نگاه و برخورد جدید و اظهاراتی که میشود، تا چه اندازه میتواند به عمل مثتبی تبدیل شود و موجب تغییراتی در روشهای کنونی بشود.
آقای یزدی، برخی امیدوارند به همان شکلی که شما اظهار کردید، این گشایشی در کل رفتار سیاسی حاکمیت نسبت به منتقدیناش باشد. برخی نیز نگرانند که این مدارا با این هدف باشد که آقای هاشمی را از کسانی مانند کروبی، خاتمی و موسوی جدا کند و در نتیجه، کار آنها را مشکلتر کند.
بله، این احتمال وجود دارد و ممکن است نیروهای افراطی برای جلوگیری از این خط مسالمتآمیز، رضایت بدهند که موقعیت آقای هاشمی را به بهای این که او را از بقیه جدا کنند، ترمیم کنند. اما من تصور نمیکنم شرایط و وضعیت به گونهای باشد که در همینجا بتوانند مطلب را قطع کنند. بنابراین احتمال موفقیت چنین سیاستی را بسیار ضعیف میدانم.
احتمال عدم موفقیت این سیاست را در برخوردی که ممکن است آقای هاشمی داشته باشد، میدانید؟ از نظر شما، آقای هاشمی چرا باید تن به چنین تعاملی بدهد و یا چرا نباید؟
آقای هاشمی نیز بر سر دو راهی سرنوشتسازی قرار گرفته است؛ به نظر من، اگر این تمایل یا نگاه آشتیجویانهای که به آن اشاره میکنید، اساسی،عمیق و واقعی باشد و آقای هاشمی هم در همان حد اکتفا کند و دوستانش را تنها بگذارد و رها کند، در نهایت آقای هاشمی از اینجا مانده، از آنجا رانده خواهد شد.
به نفع آقای هاشمی نخواهد بود و من تردید دارم که ایشان به این تن دردهد.
برخی تحلیلها نیز این سیاست را به نزدیک بودن مراسم ۱۶ آذر ارتباط میدهند. نظر شما در این باره چیست؟ و اساساً فکر میکنید این مراسم در مقایسه با مراسم روز قدس و ۱۳ آبان چگونه برگزار خواهد شد؟
مراسم ۱۶ آذر تفاوتی اساسی با روز قدس و ۱۳ آبان دارد. روز قدس، یک روز ملی است و سالهای سال است که در این روز تظاهرات بسیار گستردهای در همهی سطوح برپا میشود. در آنجا جنبش سبز از این فرصت استفاده کرد. در واقع آنها هم در روز قدس حضور پیدا کردند و مطالبات خود را در آن فضا مطرح کردند. در ۱۳ آبان هم همینطور بود.
اما ۱۶ آذر روز مخصوص دانشجو است و همانطور که خود دانشجویان نیز به درستی اعلام کردهاند، تظاهرات در داخل دانشگاههای کشور برگزار خواهد شد.
در طول ۵۰ سال گذشته رویه این بوده است که در داخل دانشگاه، به یاد دانشجویان شهید دانشگاه در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ مراسمی برگزار شود. امسال هم همین است. منتهی با این تفاوت که فضا و جو سیاسی سه چهار ماههی اخیر موجب شده است که تحرکهای گستردهتری در میان دانشجویان مشاهده شود.
این به آن معنا است که این تظاهرات مورد سرکوب قرار نخواهد گرفت؟
به نظر میرسد که تظاهرات در داخل دانشگاهها خواهد بود. اما آیا حاکمیت یا مدیران تحمل تظاهراتی محدود در داخل دانشگاهها را خواهند داشت و آیا با آن برخورد خواهند کرد، یا نه؛ نمیتوان قضاوت کرد.
البته تهدیدهایی نیز میشود، بحثهایی شده و حرفهایی میزنند. ولی این روز با روز ۱۳ آبان و روز قدس، تفاوت جدی دارد.
بنابراین من امیدوارم که نیروهای انتظامی اشتباه و کاری که در ۱۳ آبان و روز قدس کردند را در اینجا انجام ندهند و اجازه بدهند مانند همهی سالها، مراسم روز دانشجو در دانشگاهها با آرامش برگزار شود.
آقای یزدی، نهضت آزادی ایران در رابطه با آنچه در ایران میگذرد؛ جنبش سبز و آنچه برای آینده محتمل است، سیاست خود را بر چه مبنایی خواهد گذاشت؟
ما همچنان معتقدیم که تنها راه عملیِ مؤثرِ مطمئن، اصلاحطلبی است و اصلاحطلبی هم خود را تعریف کرده است. تغییرات را قانونمند، تدریجی، در درون نظام جستجو میکند، نه بیرون از نظام. هرنوع شعاری که بخواهد از این فراتر برود یا طرح هر نوع مطالباتی فراتر از این، نقض غرض است.
نهضت آزادی نیز از این مطالبات قانونی در چهارچوب خط مشی و استراتژی جنبش سبز حمایت میکند.
۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه
قطعه 257، جايي كه بچه ها كنار هم ارميده ند
محبوبه عباسقلي كه به تازگي فعاليت در عرصه سايبري را اغاز كرده است در وبلاگ تازه تاسيس خود ، چهره شكسته از ظلم اما خستگي ناپذير پروين فهيمي را به تصوير كشيده است . تصويري از دردهاي مادر سهراب اعرابي كه در هياهوي و هم همه بچه ها و موتور ماشين ها و عبور عابران و زندگي در جريان ، سخت شنيده مي شود .
پروين فهيمي مادر سهراب اعرابي پس از گذشت نزديك به 160 روز از گذشته سهراب ، روزهاي انتظار و قطعه 257 بهشت زهرا جايي كه سهراب و بقيه بچه ها كنار هم آرميده اند ، قطعه اي كه فهيمي فرزندش سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است سخن مي گويد .
فهيمي مي گويد : " هر روز ، هر دقيقه و هر لحظه از خدا مي خواهم كه به درد عذاب وجدان دچارشان كند .هيچي نمي خواهم جزاينكه عذاب وجدان بگيرند و بدانند كه من هيچ وقت كوتاه نمي آيم و سكوت نمي كنم ، سكوت نخواهم كرد چون خون بچه ام و ديگران پايمال مي شود . وظيفه مردم و مادران اين است كه نگذارند خون بچه هاي ما پايمال شود سكوت يعني ظلم كردن در حق اين بچه ها " .
پروين فهيمي مي پرسد : " براي من خيلي سئوال است كه سهراب كجا كشته شده ؟ اين سئوال را هنوز كسي پاسخ نداده ! مي خواهم بدانم در زندان كشته شده در خيابان كشته شده ، آن چند روز كجا بوده ، بخصوص ان چهار روزي كه تو نامه ي پزشك قانوني نوشتن 29 تحويل دادند آن چهار روز كجا بوده؟ 25 اگراين كشته شده آن چهار روز كجا بوده اصلا به او رسيدن، نرسيدن ، بچه من چي خواسته چي گفته هنوز وسايلش روهم تحويل ندادن هيچ كدام از وسايل را به من نداده اند يكي از آشنايان ما خواب ديده سهراب دنبال كفش هايش مي گردد . خوب اين ها آزارم مي دهد اذيتم مي كند نمي توانم سكوت كنم ".
در بخشي ديگري از اين تصاوير پروين فهيمي از فرزندش سهراب اعرابي مي گويد :" سهراب عاشق صلح و ازادي بود با سياست كاري نداشت اما اين اواخر از ظلمي كه مي شد واقعا ناراحت بود و مي گفت به ما توهين مي كنند رييس جمهور مملكت به ما توهين كرده است . رييس جمهور مملكت ما رو خس و خاشاك دانسته ، ما كه آينده اين مملكت هستيم براي اين مملكت ارزش نداريم " .
لازم به توضيح است بر اساس اخبار منتشر شده در سايت هاي خبري سهراب اَعرابی، جوان ۱۹ سالهای که سال آخر دبیرستان را میگذراند در جریان اعتراض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ در حوالی میدان آزادی بر اثر تیراندازی نیروهای بسیج کشته شد ه است . ولي تاكنون هيچ مرجع رسمي جزئيات دقيقي از تاريخ و نحوه شهادت او منتشر نكرده است .
منبع : وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ آذر ۳, سهشنبه
هشدار نهضت آزادي ايران درباره گسترش خشونت متقابل درجامعه
نهضت آزادی ایران در بيانيه 2129 خود ضمن هشدار درباره گسترش خشونت متقابل درجامعه ، اندیشه «عدم خشونت» برای جنبش سبز را تنها راه پيروزي دانسته و از تمامی مردم، بویژه جوانان و دانشجویان، خواست در دام خشونتی که از سوی حاکمان نظامی پهن شده است نیفتند .
متن اين بيانيه به شرح زير است :
بسمه تعالی
هشدار درباره گسترش خشونت متقابل درجامعه
پس از گذشت نزدیک به پنج ماه از انتخابات ریاست جمهوری، تداوم اعتراضات عمومی به شیوه رفتار امنیتی و پلیسی نظام نشان دهنده عمق جنبش اعتراضی سبز مردم ایران است. بااینکه تمامیت خواهان اعتبارات بسیار سنگینی از بودجه کشور را برای کنترل، سرکوب و خاموش کردن جنبش هزینه کردهاند، حضور گسترده معترضان در گردهماییهای رسمی و عمومی در روزهای قدس و ۱۳ آبان این واقعیت را آشکار ساخت که این جنبش را نمیتوان با شیوههای پلیسی و امنیتی خاموش ساخت.
تلاش حاکمان در اعمال خشونت بیشتر و صرف هزینههای کلان برای برخورد با جنبش، به ویژه در روز ۱۳ آبان سال جاری، نشان دهنده احساس ضعف حاکمان از یک سو و ناتوانی آنان از درک عمق و گستردگی جنبش، از سوی دیگراست. اما اعمال سیاست خشونت و سرکوب هزینه سنگینی را برای حاکمان در پی داشته است. که برای ادامه چنین سیاستی باید بتواند آن را توجیه کند. بنابراین، تمایل درونی حاکمان رادیکالیزه کردن جنبش است. تجربه نشان داده است که اگر پاسخ مردم به خشونت حکومت به صورت واکنشی و احساسی و درقالب رفتار تلافی جویانه و تقابلی صورت گیرد، نه تنها مردم موفق به عقبراندن نظامیان نخواهند شد، بلکه این گونه رویارویی توجیه اعمال زور به عنوان یک «حق قانونی» را برای حکومت آسان خواهد ساخت.
نقش و ماموریت عامل تحریک ( پرووکاسیون) در مبارزات سیاسی کاملا شناخته شده است. حاکمان نظامی و شبه نظامی با نفوذ در صفهای معترضان و تحریک احساسات مردمی فضایی را به وجود میآورند که «اقدام متقابل خشونت آمیز» از نظر مردم عقلانی و درست جلوه کند، درحالی که نظامیان، به دلیل برتری ابزاری و اطلاعاتی، قطعا پیروز میدان خشونت خواهند بود. از سوی دیگر، رادیکالیزه و تند شدن جنبش از فراگیری و گسترش آن کاسته، امکان حضور میلیونی را از مردم سلب خواهد کرد. در نتیجه، جنبشی که در آن همه اقشار مردم، اعم از زنان و مردان، سالمندان و نوجوانان به صورت جمعی و خانوادگی شرکت میکردهاند، تبدیل به درگیریهای خشونت آمیز شهری خواهد شد که تنها عده اندکی از مردم تمایل حضور در آن را خواهند داشت.
نهضت آزادی ایران معتقد است که جنبش سبز تنها در چارچوب مبارزات مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه پیروز خواهد شد. اندیشه «عدم خشونت» برای جنبش تنها یک تاکتیک مقطعی نبوده، بلکه ازابتدای تشکیل جنبش به عنوان استراتژی اصلی آن مطرح بوده است. ما بر این باوریم که مقاومت مدنی مردم در قالب های اصلاح طلبانه ضامن بقا و ماندگاری جنبش سبز مردم ایران خواهد بود.
نهضت آزادی ایران، ضمن آنکه در شرایط دشوار کنونی خود را در کنار مردم و شریک دردهای آنان در صدمات پرشمار روحی و جسمی میداند، از تمامی مردم، بویژه جوانان و دانشجویان، صمیمانه میخواهد که در دام خشونتی که از سوی حاکمان نظامی پهن شدهاست نیفتند و با خویشتنداری و انتخاب ابتکارات گوناگون و حساب شده تداوم جنبش ضد استبدادی و ضد استکباری را تضمین کنند.
متاسفانه، برخی از گروههای اپوزیسیون خارج از کشورـ که درک واقع بینانهای از شرایط درونی کشور ندارند ـ خواسته یا ناخواسته، با دامنزدن به فضای احساسی، به تشویق دانشجویان برای اقدامات خشونت آمیز و تلافی جویانه در روز ۱۶ آذر پرداخته، انتقامگیری از سرکوب ۱۳ آبان را با روشهای مشابه تجویز میکنند. در برنامهریزی برای ۱۶ آذر، باید توجه داشت که روزهای قدس و ۱۳ آبان فرصتی ملی برای مشارکت گسترده همگان بود، در حالی که ۱۶ آذر روز دانشجو است.
نهضت آزادی ایران دلسوزانه توجه عموم مردم را به اندیشه نفی خشونت و صلح جویانه بودن جنبش سبز، در کنار مبانی دموکراسی خواهانه آن، جلب کرده، یادآور میشود که صلح و دموکراسی هیچگاه از درون کینهورزی، انتقام جویی و تجویز خشونت بر نمیآید. نخستین هدف جنبش اصلاح طلبی، در شرایط کنونی، وادار ساختن حاکمیت به تمکین از قانون است. در صورت تداوم اعتراضات مسالمت آمیز قانونی، با توجه به بحرانی که در درون حاکمیت پدید آمده است، احتمال پذیرش این خواست از سوی حاکمیت و تسلیم شدن آن به راه حل سیاسی وجود خواهد داشت. اما، اگر مطالبات مردم از این سطح فراتر رود یا واکنشهای خشونت آمیز بر جنبش تحمیل شود، موجب انسجام درونی حاکمیت به نفع نیروهای سرکوبگر خواهد شد و تشدید سرکوب استمرار جنبش را در سطح کنونی متوقف خواهد ساخت. براین پایه، به دانشجویان عزیز توصیه میشود که، برای خنثی کردن طرح خشونتطلبان، در روز ۱۶ آذر به بزرگداشت این روز تاریخی در قالب برنامهای مسالمت آمیز و آرام تنها در محوطه دانشگاهها بپردازند تا بهانهای به دست بدخواهان برای تحمیل خشونت در داخل دانشگاهها داده نشود.
همچنین، بار دیگر، به حاکمان نظامی و سیاسی اکیداً توصیه میشود که مدیریت سیاسی را جایگزین مدیریت امنیتی و نظامی فعلی کرده، با پذیرش وجود بحران و به رسمیت شناختن جنبش سبز، پلهای پشت سرشان را برای یافتن راه حلهای مسالمتآمیز برای خروج از بن بست سیاسی خراب نکنند. سرکوب خشونت آمیز جنبش باعث از بین بردن آن نمیشود، بلکه به معنای پاک کردن صورت مسئله است و حتی اگر نمود بیرونی جنبش را کمرنگ کند، بدون شک بر عمق مطالبات آن خواهد افزود، مطالباتی که اگر امروز تامین نشود، در آینده به شکلی جدیتر مطرح خواهد شد. منافع و مصالح ملی و حفظ کیان کشور در گرو این است که برون رفت از بحران کنونی با تدبیر سیاسی، مرحله به مرحله و بتدریج صورت گیرد. روزی که در پس حوادث و اتفاقات ناگهانی و بروز جنبشهای مختلف، نیروی عظیم اجتماعی برای تغییرات اساسی آزاد شود، دیگر زمان برای پذیرش خطاها و اشتباهات دیر خواهد بود.
نهضت آزادی ایران
۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه
علي كردان وزير سابق كشور درگذشت
علی کردان وزير سابق كشور در دولت محمود احمدي نژاد درگذشت
علي كردان که از سالیان پیش مبتلا به بیماریهای سختی بوده و از 2 هفته قبل به دليل شدت سرما خوردگي در بیمارستان مسیح دانشوری تهران بستری بود، لحظاتی پیش از دنیا رفت.
منبع : با مردم
داد خواهيم اين بيداد را
۳۳۶ تلاشگر سياسي ، دانشگاهي ، فرهنگي و اجتماعي به مناسبت فرا رسيدن يازدهمين سالروز شهادت پروانه و داريوش فروهر با صدور بيانيه اي اعمال خشونت را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانستند .
متن اين بيانيه به شرح زير است :
بنام خدا
سالمرگ خونین پروانه و داریوش یادآور بیفرجامی حذف و خشونت
در یکم آذر ماه ۱۳۷۷ برگی دیگر از خشونتهای سیاسی در تاریخ ایران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داریوش فروهر دو تلاشگر دیر پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ایران، نگارش یافت. این قتل سیاسی حلقهای از زنجیرهای بود که در کوتاهتر از یکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصیتهای دگراندیش شد. با این جنایتها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بیرون کشور به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بیگمان اگر نبود کوشش رئیس جمهور وقت و تلاشهای آگاهی بخش مطبوعات، این زنجیره همچنان افسار گسیخته به قربانی گرفتن ادامه میداد.
هر چند جنایت در ذات خود نفرت انگیز است اما این قتل ها از آن جهت بیشتر نفرت انگیز بود که برخی از عوامل حاکمیت مرتکب چنین جنایتی بودند و از سویی قربانیان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموریتی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی می باید مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنین جنایتی شدند.
پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسیب های جدی در گفتمان سیاسی ایران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمایی آن را در برخورد با اعتراضهای مسالمت آمیز خیابانی و یا در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و یا در کشتار دسته جمعی نظامیان به روش انتحاری و یا ترورهای خیابانی در مناطق مرزی و یا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بینیم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعایت حقوق دیگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هیچ بیراههای هم نمی گشاید. طراحان این خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقیب سیاسی و به کرسی نشاندن دیدگاهها و احراز موقعیت سیاسی استفاده می کنند. غافل از اینکه تجربیات بشری همواره ثابت کرده که بازتولید خشونت، خشونت است و نتیجه چرخة خشونت چیزی جز شعله ور کردن آتش کینه ورزی و بالا رفتن ظرفیت انتقام جویی جامعه و از بین رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتیبانان و کارگزاران آن نیز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ایران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ایران دوستی و آزادیخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نیرو، خواه درون و یا بیرون از قدرت سیاسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار میدهیم از تجربیات تاریخی درس گرفته و آزموده را دوباره نیازمایند.
یکم آذر ۱۳۸۸
محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سامر آقایی، سعید آل آقا، احمد انصاری، ادیب برومند،لقاء اردلان، بانو فرشید افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امیر ابراهیمی، عباس امیر انتظام،محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حمید احراری،طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، مرتضى اشفاق،حسن افتخار اردبیلی، جلال اقتدارى، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی،محمود امیر احمدى، مهدی امینی زاده، عبدالمجید الهامی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، جهانشاه برومند، اکبربدیع زادگان، رحمت الله برهانى، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی،محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حمید بهشتی، صفا بیطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا،عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاج الدینی،مصطفى تنها، ناصر تکمیل همایون، نصرالله توکلی نیشابوری، غلام عباس توسلى،محمد توسلى، محمدرضا توسلى، نصرالله جمشیدی، مجید جابرى، رضا حاجى، بهمن حافظى،طه حجازى، حمید حدیثی، اسماعیل حاج قاسمعلی حسین حریرى، حمید حسامی، آیدین حسنلو،بهزاد حق پناه، جمشید حق گو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، محمد حیدری، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، عیسی خان حاتمی،حسین خشایار دوست، محمد حسین ختنی فر، خلیل خلیلی بو، حسین خطیبی، محمد خطیبی،ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، رسول دادمهر،محمد علی دادخواه، محمد دادی زاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، داود درگاهی،سعید درودی، پرویز دلیری، جمال درودی، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى،ابراهیم دینوی، محمد صادق ربانى، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی،محمدجواد رجائیان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگیر رضوی، حسین راضی، علیرضا رجایى،علی رشیدی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضا خانى، حسین رفیعى، جواد رهبری نیا،مهدى رهنما، رضا رئیس طوسى، مهدی رنجبر، رقیه زارع پور، کوروش زعیم، محمود زندیان، حیدری، محمد ابراهیم زمانی، جمال زره ساز، علی زرین، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، عزت الله سحابى، حسین سکاکی، هاله سحابى، خسرو سیف، محمود سعیدزاده، محمد سرچمى، بیوک سعیدی،عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سید حسن سیدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعیدی، سیدمحمد سجادی، مرتضی سمییاری، محمود بصیر شاد دل، ابراهیم شاکرى، موسی شیخ زادگان،على شاملومحمودی، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینى، جواد شرف الدین، حسن شهیدی،الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى،رضا صدر، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمید رضا صمدی، حسن علی صارم کلالی، سیاوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی،على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، امیر طیرانی، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى،اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، محمدباقر علوى،باقر علایی، علی علوی، رضا علیجانی، سید جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشید عزیزی،محمود عمرانى، حسین عزت زاده ، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى،محمد حسین غفارزاده، سعید غفارزاده، مسیح غروی، على غفرانى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح حجت انصاری، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور،ابوالقاسم فروزان، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادی، اسماعیل فاضل پور،فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقایى،ماهرو قشقایى، مهدی قلی زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، حسن قدیانی، باقر قدیری اصلی،عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا،اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، منوچهر کیهانی، هادی کحال زاده،خسرو کردپور، مسعود کردپور، على کرمى، فریدون کشکولی، ناصر کمیلیان، بهناز کیانی،پروین کهزادى، فاطمه گوارایی، محمود گرگین، علی اصغر گل سرخی، بیژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقایی، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، مرضیه مرتاضی لنگرودی،محسن محققى، نرگس محمدی، نوشین محمدی، سیمین مخبر، فرزین مخبر، اسد موسوی،فضل الله مشایخ، رشید مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سیاوش مقدم، محمد محمدى اردهالى،سید على محمودى، پریچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی،ابراهیم منتظری، فرید مرجایی، سید حسین موسویان، مهدی موید زاده، حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، عباس مصلحى، مهدی معتمدی مهر،محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موینی فر، حمید منزه، یاسر معصومی، مرتضى مقدم،کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم،ضیاء مصباح، خدایار محبی، قدرت منصوری، سیدرضا موسوى سعادت لو، على مومنى، محمودمومنى،امیر میرخانى، سید محمد وحید میرزاده، مهدی ناطقی، حسن نراقى، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امین نظری، ابوالفضل نیماوری، بهرام نمازی، محمد حسین نائینیان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش،غلامرضا نیک صفت، جعفر نقمی، رسول وریایى، محمد وفایی، حمید وارسته، مراد همتی،هادى هادى زاده یزدى، احمد هادوی، فریدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدایت، علیرضا هندى، احسان هوشمند، پرویز همایونی، علی فرید یحیایی، رحیم یاورى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفیان آرایی، لطف الله یوسف قهاری، میر محمود یگانلی.
يادداشتي از مهدي معتمدي مهر: ابولهبشناسی
از ميان ياران و دشمنان پيامبر اكرم، تنها از ابولهب در قرآن مجيد ياد شده است. راز اين تذكر چه میتواند باشد؟ چنانچه بپذيريم كه محورِیترين شعار اسلام "لاالهالاالله" بوده است، آنگاه شايد در پاسخی كوتاه بتوان گفت كه تا انسان و مبارزه برای توحيد در معنای عام نفی خدايگان دروغين كه تقدير آدمی را بر فقر و جهل و ستم و تبعيض میبافند، پابرجاست، حكايت ابولهب نيز همچنان باقی است. و اما ابولهب كه بود؟
1. نخستین ویژگی ِ ابولهب آن است كه خویشاوند درجه یك و عموی تنی پیامبر بوده و اهل بیت پیامبر محسوب میشده و همین رابطهی نسبی در جامعهی جاهلی میتوانسته تاثیری دوچندان داشته باشد. در روایات زیادی نقل شده است كه ابولهب پشت سر پیامبر راه میافتاده و با ناسزاگویی به پیامبر در جامعه اینگونه القا میكرده كه دیدگاههای این شخص حتی در خانوادهاش نیز طرفداری ندارد و به همین جهت در جامعههای جاهلی كه عصبیتهای قومی و روابط انسانی بیش از منطوق كلام مورد ملاحظهی عوام قرار میگیرد، نتیجهی رفتار ابولهب آن بوده است كه بیش از سایر مخالفان نبی اكرم از امكان خنثیسازی تبلیغات توحیدی برخوردار بوده است. مخالفت افرادی مانند ابوسفیان یا دیگر سران قریش این شایبه را داشته كه ایشان نگران انتقال قدرت اقتصادی و سیاسی به بنی هاشم هستند اما مخالفت ابولهب با پیامبر از چنین منظری قابل طرح نبوده و بنابراین میتوانسته از اعتماد عمومی بیشتری در میان مردم ِ عوام برخوردار شود.
2. ابولهب هرگز با مبانی استدلالی مقابله نكرده و با ناسزاگویی و مغالطه و فتنهانگیزی و آتشافروزی به معاندت با پیامبر میپرداخته است. او و همسرش به پیامبر سنگ زده و به او در معابر عمومی ناسزا گفته و حتی كسی را كه لقب محمد امین داشته، دروغگو معرفی میكردند. برای آزار پیامبر در راه و مسیر محمد (ص) خار و خاشاك میریخته و یا با آتش زدن هیمهها دود به خانهی پیامبر میفرستاده تا باعث آزار شود. ابولهب در هیچ جنگی علیه پیامبر شمشیر نزد و مدیریت عملیات ایذایی بر عهدهی وی بوده است. ابولهب حتی برای آزار و اذیت پیامبر اكرم (ص) پسرانش را وا داشت تا دختران پیامبر را طلاق دهند.
3. ابولهب برای عملی ساختن اندیشههای جنونآمیز و غیر انسانیاش از حمایت همسری برخوردار است كه قرآن از او با لقب هیزمكش معركه یاد میكند. همسر ابولهب مولد عشق نیست و عامل تحریك و فتنهسازی است.
4. ابولهب خویشاوند پیامبر است اما رشتهی محبت را میگسلد و در صدور قطعنامهای كه مسلمانان را به تبعید در شعب ابیطالب و زندگی در فقر و تنگدستی وا میدارد و حتی در توطئهی قتل پیامبر، مشاركت فعال میكند. از این جهت، در قرآن از سه شخصیت دیگر نظیر ابولهب یاد شده است: همسر لوط و پسر و همسر نوح. خداوند، آشكارا نسبت میان این افراد را با خانوادهی وحی منتفی میسازد و خطاب به نوح در آیهی 46 سورهی هود میفرماید: « انه لیس من اهلك انه عمل غیر صالح» و تعبیر خیانت را برای چنین خویشاوندانی در آیهی دهم سورهی تحریم به كار میبرد. ابولهب نقطهی مقابل ابوطالب و حمزه است كه یكی به لحاظ سیاسی و دیگری به جهت نظامی حامی پیامبر بودند.
5. اما مهمترین ویژگی ِ ابولهب كه به زعم نویسنده در آیات قرآن متجلی شده است. كسب و تجارت ابولهب است. ابولهب بسیار بیشتر از حدود طبیعی گرایش هر انسان به جمعآوری ثروت علاقه داشت، چرا كه دستیازی به منابع قدرت اقتصادی را افزون بر ارضای تمایلات آزمندانه، ابزاری كارآمد به منظور تداوم حاكمیت استبدادی و تمامیتخواهی میپنداشت. ابولهب به منظور مقابله با اسلام و و با انگیزهی ممانعت از دعوت به توحید سرمایهگذاری و مالاندوزی میكند. خود در جنگ بدر حضور نمییابد اما لجستیك مالی جنگ را بر عهده میگیرد و به تعبیر قرآن این مال و اموال برای او سودی ندارد: « ما اغنی ماله و ما كسب » قارون و سامری از جمله دیگر شخصیتهایی هستند كه در این وجه با ابولهب مشترك بوده و از قدرت اقتصادی خویش در راستای مسیر باطل مدد جستهاند.
ابولهب در یك تعامل تاریخی در كنار تمامی كسانی قرار میگیرد كه در امور مالی و اقتصادی، خود را ملزم به رعایت اخلاقیات، حقوق عمومی و اصول انسانی مانند اطعام گرسنگان و توجه به اقشار آسیبدیدهی اجتماعی نمیدانند و حاصل تجارت آنان فقیرتر شدن فقرا و سفرههای بینان است. خداوند در سورهی " ماعون" به روشنی همكاران و همنوعان ابولهب را رسوا ساخته و آنان را حتی اگر در ظاهر نماز به پا دارند و داعیهی عدالت و مهرورزی سرداده باشند، یتیمآزار، ریاكار و از جمله تكذیبكنندگان دین بر میشمارد.
بنابراین ویژگیهای ابولهب را میتوان به طور خلاصه بدین نحو بر شمرد: 1- ضربه از درون 2- مدیریت عملیات ایذایی3- تكیه بر پوپولیسم و باورها و سنتهای عقبماندهی جاهلی 4- برخورداری از حمایت و همراهی همسری آتشافروز 5- خروج از تكالیف و رابطهی خویشاوندی 6- مالاندوزی با انگیزهی معاندت با حق.
ازدواج دختران پیامبر با پسران ابولهب پیش از بعثت حكایت از آن دارد كه این دشمنی تا پیش از اسلام سابقه نداشته و عامل اصلی دشمنی، دعوت به توحید بوده است. اما چرا ابولهب باید تا بدین حد با اسلام مسأله داشته باشد؟ آیهی یازدهم سورهی طلاق، خروج از ظلمات به سوی نور را هدف بعثت پیامبر بر میشمارد: « رسولا یتلوا علیكم آیات الله مبینات لیخرج الذین امنوا و عملوا الصاحات من الظلمات الی النور ............. ».
ابولهب به خوبی آگاه بوده است كه دعوت به توحید و اعراض از شرك، مترادف با گرفتن امتیازات قبیلهای و حقوق ویژه از تمامی كسانی است كه تا آن روز صرفاً به جهت برخورداری از موقعیتهای مالی و نسب خانوادگی در جایگاه مدیریت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی قرار داشتهاند. پذیرش توحید تنها به شكستن بتهای داخل كعبه خلاصه نخواهد شد و سازوكار و بساط بتپرستی كه برچیده شود، بتهای بیرون كعبه كه همانا حاكمان مستبد و تمامیتخواه قریش بودند نیز باید نگران سرنوشت خویش شوند.
مشركان بهتر از هر كسی میدانستند كه " لات و عزی و هبل " خشتی و سنگی بیش نیست چرا كه دستكار خود ایشان بود. ابولهب نگران این بود كه در جامعهای زندگی كند كه او و بلال حبشی از حقوق و تكالیف برابر برخوردار باشند. چه بسا اگر ابولهب احتمال میداد كه به جهت انتساب به خانوادهی پیامبر امتیازات ویژهاش قطع نخواهد شد و بازهم خواهد توانست كه زبان مخالفان را از قفا بركشد و استخوانهای آنان را زیر سنگهای چند ده كیلویی خرد كند، رفتاری دیگر را بر میگزید. اما ابولهب نیك دریافته بود كه صدای آیین نو، دعوت به آزادی و برابری و اصلاح امور است و چون نمیتوانست برای مقابله با آزادی و عدالت، خود را به پشتوانهی منطق و استدلال مجهز سازد، با زبان دشنه و دشنام به معركه آمد و چون اهل عمل نبود، مدیریت عملیات ایذایی و كینهجویی و آتشافروزی را بر عهده گرفت.
ابولهب نه اعتقادی به راستگویی و راستكرداری داشت و نه اینها را برای منافع خویش مفید میدانست. او مصرانه دروغ میگفت و باور داشت، تنها زمانی كه حرمت دروغگویی شكسته شود میتوان لقب دروغگو به " محمد امین" داد و یا به مدد مفتیان مصلحتگرای بیحقیقت، فرزند پیامبر خدا را خارج از دین نامید و یا مردمی را كه خواستی جز حاكمیت قانون و استقلال سرزمین خود نداشتهاند، عامل بیگانه و خرابكار معرفی كرد و چه بسیار زنان و شوهرانی را در طول تاریخ بتوان یافت كه در مكتب ابولهب و همسر فتنهگرش، از استاد پیش افتاده و به جای توصیه به عشق و بشارت مهرورزی، دوشادوش حاكمان ناصالح و عهدشكن و در مقام سخنگویی باطل، یكدیگر را یاری میرسانند و به ناسزاگویی علیه مردم و هر آن كه از شأن آدمی بودن و حقوق بنیادین مردم بگوید، به كاسهدستی و چربلیسی روزگار میگذارانند.
پیوندهای فردی یا اجتماعی، لزوماً به حقوق و تكالیف متقابل منجر میشوند و از این روست كه همواره، حقوق در برابر تكالیف و در این دو در رابطه با پیوندها و ارتاباطات معنا پیدا میكنند. چنانچه كسی چه در سطح خانواده و چه در سطح اجتماع برای خود قائل به تكلیف و رعایت پیمانی نباشد، نمیتواند انتظار حقی داشته باشد. خداوند در قرآن مجید به پیامبرش دستور داده كه حتی رشتهی خانوادگی را با فرزند ناصالح و كسی كه وفای به عهد نمیكند، بگسلد. در همین راستا حكایت ابولهب و رفتارشناسی پیامبر اكرم (ص) به ما میآموزد كه به طریق اولی، نقض و عدم التزام به اصول كلان میثاقهای اجتماعی و سیاسی، پذیرش هرگونه مشروعیتِ رابطه و همكاری را با فرد یا مقام متخلف منتفی میسازد.
ابولهب نام و لقبی است كه قرآن برای این شخصیت قرار داده و نام اصلی وی ابوالمعزی بوده است. بنابراین ابولهب تنها عموی پیامبر نیست، همانگونه كه نمیتوان فرعون و قارون و سامری و بلعم باعورا و ابرهه و نمرود و شداد را منحصر به یك شخص دانست، ابولهب نیز شخص نیست، یك نشانه و یك سنخ گفتار و كردار و اندیشه است. ابولهب پدر آتش است، خود آتش است و اصلا خود جهنم است و مگر تفاخر ابلیس بر آن نبود كه او از جنس آتش و آدم از خاك است. سنتهای الهی حتمی الوقوع و غیرقابل پیشگیریاند و افسوس كه مستبدان و مشركان بر عاقبت ابولهب و همكیشان و همكنشان وی نمیاندیشند و خود را به آموزههای قرآنی و ابزار تاریخ مجهز نمیسازند تا از سرنوشت پیشینیان عبرت آموزند.
«تبت یدا ابی لهب و تب»
۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه
جنگل ابر در انتظار سرنوشت
در اتفاقی کاملا مشکوک، عجیب و تامل برانگیز ، يازده هکتار از جنگل ابر در حالي به خاکستر تبدیل شد كه بازتاب گسترده احداث جاده اي چهار بانده توسط وزارت راه استان سمنان در هفته هاي گذشته و خبر ايجاد هماهنگي براي احداث اين جاده توسط وزير راه ، دوستداران طبيعت و محيط زيست را نسبت به سرنوشت اين جنگل به شدت نگران كرده است .
جنگل ابر بر جای مانده از دوره سوم زمینشناسی با قدمتي چهار هزار ساله و چشمه سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع با گونههای درختی بلوط ، توسكا، ازگیل وحشی ، گونههای ممرز و 500 هکتار درخت سرخدار که از لحاظ وسعت، در جهان كم نظير است در 50 کیلومتری شمالشرقی شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر در استان گلستان و در مجاورت روستاهای ابر، شیرینآباد و خاکپیرزن قرار دارد. فضای جنگل را در فصول مختلف سال، پوششی از ابر فرا گرفته است و به همین دلیل به آن جنگل ابر میگویند .
یکی از دستاوردهای سفرهای استانی دولت محمود احمدي نژاد به استان سمنان احداث جاده علي آباد كتول به شاهرود با بودجهای 5 میلیارد ریالی است كه 19 کیلومتر اين جاده از جنگل ابر مي گذرد . جاده اي كه وزير وقت جهاد كشاورزي در سال 86 احداث آن را به صلاح كشور ندانست و آن را مخرب از لحاظ مسايل اكولوژيكي و زيستمحيطي و مطلقا ممنوع به لحاظ قانوني عنوان كرد . چرا كه باعث تخريب حداقل 50 هكتار از جنگلهاي هيركاني با تاج پوشش بالاي 80 درصد و حركت تودههاي لغزشي و بوجود امدن شرايط ناپايدار زمينشناسي در 3 منطقه از مسير جاده مي شد . وزير جهاد و كشاورزي وقت از ديگر مشكلات احداث جاده مذكور را خطر دستيازي سودجويان و زيادهخواهان به عرصههاي بكر و دست نخورده منابع طبيعي، قطع درختان، تصرف و تبديل اراضي جنگلي به ساير كاربريهاي مخرب بر اكوسيستم منطقه دانسته بود .
پيش از اين اخطار در سال 1385 عده اي فرصت طلب و سودجو با پخش آگاهي تبليغاتي مبني بر فروش زمينهاي ويلايي و آپارتماني در منطقه جنگلي ابر، زنگ نابودي آن را به صدا دراوردند كه با اقدام به موقع رييس وقت سازمان محيط زيست و حضورش در محل، پروژه متوقف و منجر به صدور مصوبه استان سمنان در خصوص اين مسير شد.
چند سال از اولين خبر احداث جاده جديد از داخل جنگل ابر گذشت تا شهريورماه امسال كه دوباره بولدوزرهاي پيمانکار راه استان در جاده منتهي به جنگل ابر شروع به تعريض جاده به عرض 16 متر کردند. در حالي كه مسوولان سازمان هاي جنگل ها و مراتع و محيط زيست شهرستان از نبود هر گونه مجوزي براي تعريض جاده و جلوگيري از ادامه كار اين پيمانكار خبر دادند اما افرادي فراتر از قانون همچنان به تعريض اين جاده ادامه دادند .
همزمان با كاهش دماي كشور روز 13 آبان ماه در حادثه ای مشکوک 11 هکتار از جنگل ابر دچار حريق شد كه به موجب اين اتش سوزي 585 اصله درخت ، درخچه و نهال از انواع بلوط ، ممرز و ساير گونه ها با درصد متفاوت دچار خسارت شد و اگر بارش بارندگي در ان منطقه آغاز نمي شد ، معلوم نبود چه ميزان بر خسارت هاي وارده افزوده مي شد.
در حالی که کشمکش و نزاع میان پیمانکار وزارت راه و «ستاد مردمي پيگيري احداث جاده جنگل ابر» از یک سو و سازمان حفاظت محیط زیست، ديوان محاسبات، سازمان جنگل ها و مراتع، دوستداران طبیعت از سوی دیگر بر سر احداث جاده از میان جنگل «ابر» ادامه دارد روز گذشته حميد بهبهاني وزير راه و ترابري دولت منتصب محمود احمدي نژاد از تشكيل كارگروه ويژه براي احداث جاده ابر و اجرايي شدن تصميمات اين كار گروه خبر داد كه متشكل از نماينده كميسيون كشاورزي مجلس، نماينده ديوان محاسبات اداري، نماينده وزارت راه و ترابري و نماينده سازمان حفاظت محيط زيست است .
منبع : با مردم
سازمان ملل متحد نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کرد
به گزارش راديو فردا : کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه بيستم نوامبر با تصويب قطعنامه ای اقدامات حکومت ايران در سرکوب تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری را شديدا محکوم کرد.
کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پيشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف و ۵۹ رای ممتنع به تصويب رساند.
اين در حالی است که محمد خزايی، نماينده ايران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از اين قطعنامه گفت اين برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی» انجام می شود.
اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.
اين قطعنامه تصریح کرده است که حکومت ايران با «زندان و بازداشت های خودسرانه » فعالان سياسی، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، دگراندیشان، وکلا، روحانيون، دانشجويان، دانشگاهيان، مدافعان حقوق بشر را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد.
اين قطعنامه تصريح کرده است که اين اقدامات حکومت ايران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زيادی منجر شده است.
به دنبال اعتراض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات مسالمت آميز معترضان بود. اين راهپيمايی با خشونت پليس و نيروهای سپاه و بسيج سرکوب شد.
مخالفان حکومت ايران می گويند درجريان اعتراضات پس از انتخابات دست کم ۷۲ نفر کشته شده اند.
اين قطعنامه همچنين گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانيان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ايران را محکوم کرده است.
در حالی قطعنامه محکوميت ايران در يک کميته سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است که مقامات قضايی ايران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.
عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع اين قطعنامه رای مثبت داد. اين در حالی بود که چين و روسيه به اين قطعنامه رای مخالف دادند.
۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه
همجنسی کهریزک و قتلهای زنجیرهای
اول آذرماه سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر است. قتل رهبران حزب ملت ایران به عنوان آغاز قتلهای سیاسی زنجیرهای ثبت شده، گرچه پروژه حذف دگراندیشان بسی پیش از آن شروع شده بود. مراسم بزرگداشت فروهرها درتهران برگزار میشود.
پرستو فروهر، فرزند فروهرها که مقیم آلمان است، برای برگزاری مراسم بزرگداشت پدر و مادرش به تهران سفر کرده است.
دویچه وله: خانم فروهر، به یازدهمین سالروز قتل مادر و پدرتان، پروانه اسکندری و داریوش فروهر، که اول آذر است، نزدیک میشویم. شما از زمان آن واقعه هر سال تلاش کردهاید مراسمی را در حسینیه ارشاد، یا مسجد یا در خانهتان برگزار کنید. امسال چه تصمیمی در این مورد دارید؟
پرستو فروهر: امسال هم ما تصمیم داریم مراسمی را در خانهی آن دو عزیز در خیابان هدایت، کوچهی شهید مرادزاده، پلاک ۱۸ برگزار کنیم. برای برگزاری این مراسم و گردهمایی در مکانهای سربستهی شخصی هیچ احتیاجی به مجوز به لحاظ قانونی وجود ندارد و منعی هم که در طی سالهای گذشته از سوی دستگاههای انتظامی ـ اطلاعاتی وجود داشته، غیرقانونی بوده است. بدین ترتیب، ما روی حق خود برای برگزاری بزرگداشت آن دو عزیز در خانهی خودشان پافشاری میکنیم و این مراسم را قصد داریم در خانه برگزار کنیم.
شما هر سال برای گرفتن مجوز به مقامات رسمی مراجعه کردهاید؟
من در آن سالهایی که فکر میکردم ما میتوانیم از یک مکان عمومی برای برگزاری این مراسم استفاده کنیم، به قصد گرفتن مجوز مراجعه کردم. بعد از گذشتن پنج سال، دیگر به ما هیچ جا مجوزی ندادند. من گفتم، برای مکان شخصی نیازی به داشتن مجوز به لحاظ قانونی وجود ندارد. منتهی مسئلهی تأمین امنیت شرکتکنندگان وجود دارد که آن، وظیفهی نیروی انتظامی است که از حملهی گروههای فشار جلوگیری کند. این مسئله را آنها هر سال بهانه میکردند. ما تقاضای مجوز نکردیم، و آنها گفتند که اجازهی برگزاری این مراسم را نمیدهند. خب روال سالهای گذشته این بوده که از صبح زود روز اول آذرماه که سالروز قتل آن دو عزیز است، دو طرف کوچهی ما را میبستند؛ اصطلاحی که خودشان به کار بردند "قرنطینه" است. به کسی، حتی به نزدیکترین کسان ما، به اقواممان، اجازه ندادند داخل خانه شوند؛ به برادرم، من، خالههایم، داییام که شب در این خانه مانده بودیم، اجازه نمیدادند که از خانه بیرون برویم. این روال پنج سال گذشته بوده است. منتهی من به هر صورت امسال امید دارم که این روال را نداشته باشیم. امید دارم که اجازه بدهند کسانی که میخواهند برای بزرگداشت آن دو عزیز بیایند، بتوانند به درون این خانه بیایند.
خانم فروهر، اگر شما در پرتوی حوادث اخیر به فاجعهی ۱۱ سال قبل فکر کنید، الان چه برداشت تازهای از این ماجرا میکنید؟ چه گوشههایی از آن برایتان روشنتر شده است؟
فاجعهی قتلهای سیاسی که از سالها قبل از قتل پدر و مادر من، از سوی دستگاه اطلاعاتی − امنیتی ایران برضد دگراندیشان در درون و بیرون مرزهای ایران اجرا شده، با قتلهای سیاسی آذر ۷۷، نقطهی عطفی پیدا کرد و جامعه نسبت به این جنایتها یک واکنش حسی همراه با انتقاد و اعتراض نشان داد. ما یادمان نمیرود که در تشییع جنازهی پدر و مادر من، در تشییع جنازهی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، هزاران هزار شهروند تهرانی، علیرغم جو ترس شرکت کردند و اعتراض در درون و بیرون ایران ابعادی گسترده پیدا کرد و ادامه یافت با کاری که مطبوعاتی که آزادیهای نسبی پیدا کرده بودند، روی این پیگیریها انجام دادند. به هر صورت دریچهای برای اعتراض نسبت به خشونت سیاسی علیه دگراندیشان باز شد. امروز با توجه به جنبشی که در ایران در جریان است، ما میبینیم که چه لطمههای سنگینی این دید انحصارطلب نسبت به حضور دگراندیشان میتواند داشته باشد. حق مردم برای تعیین سرنوشت زیر پا گذاشته شده و اعتراضات آنها با خشونت روبهرو میشود. آنچه به عنوان یک خواست اساسی، امروز در جامعهی ما مطرح است، حق بیان اندیشهای غیر از اندیشهی حاکم است، بدون اینکه فرد قربانی خشونت سیاسی شود. و من فکر میکنم این دنبالهی همان جریان اعتراض نسبت به قتل دگراندیشان است و در اعتراض نسبت به انواع فشارها و کشتارهایی است که علیه دگراندیشان طی سالهای گذشته انجام شده است.
هماکنون مجموعهای از پروندهها با سرنوشت مبهم در ایران وجود دارد. شما چه ارتباطی بین این پروندهها میبینید، مثلاً بین کهریزک و قتلهای زنجیرهای؟
اینها همه سرچشمهاش در مشروعیت دادن به خشونت برای سرکوب اعتراضات سیاسی است. آنچه پدر و مادر من میگفتند، صرفاً بیان اعتراضات سیاسیای بود که در جامعه وجود داشت. آنچه قربانیان این زندانهای مخوف میگفتند، صرفاً بیان اعتراض نسبت به شرایط سیاسی حاکم بود. اما حربهای که در مقابله با این مسئله بهکار برده شد، خشونت عریان و فوقالعاده سنگین بود که جامعه امروز در مقابلش واکنش نشان میدهد. به نظر من میآید که مسئلهی اساسی در جامعهی ما مهار خشونتی است که به صورت سازمانیافته برضد اندیشههای دگراندیشان در این جامعه اعمال میشود. من امیدوارم که این موج اعتراض، آنچنان گسترده شود که دیگر در سرزمین ما کسی به جرم داشتن عقیدهای غیر از حکومت کشته نشود، به زندان نیفتد، به او تجاوز نشود و دچار چنین سرنوشتهایی نشود.
میتوانیم این حرف شما را با عنوان پیام ویژهی بزرگداشت خاطرهی پدر و مادرتان امسال برداشت کنیم؟
از شما ممنونم. بله.
خانم فروهر، با وقوع حوادث اخیر، نسل جدید شروع به سؤال کردن از نسل قدیم کرد. آیا نسل جوان با شما هم سؤالهایی را دربارهی قتلهای زنجیرهای مطرح کرده است؟
بله. در تمام مدت، حال چون من ساکن خارج از کشور هستم، نسل جوانی که در خارج از ایران میداندار اعتراضات است و شاید از آگاهیهای کافی در مورد آنچه در این سرزمین در طی ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده، برخوردار نیست، پر از سؤال است و پر از کنجکاوی برای دانستن آن چیزی که حکومت سعی کرده از حافظهی تاریخی این ملت حذف کند. در این چند روزی هم که در تهران هستم، برخوردها و تماسها با جوانان همواره همراه با همین سؤالها بوده است؛ سؤالهایی که امروز به حق در ذهن این جوانان است که میخواهند بدانند چطور شد که این روند به اینجا رسید که ما در تلهی خشونت گرفتار شدیم و هرچه تلاش میکنیم این دور بسته را بشکنیم، الان نسلهاست که در این دور بسته گرفتار آمدهایم. بچههایی که در زندان آنطور آسیب دیدند یا کسانی که در خیابانها کشته شدند، اینها همسن فرزندان من هستند و برای من از دست دادن پدر و مادرم و بسیاری از همنسلان خودم که قربانی اعدامها شدند و بعد هم حالا نسلی که نسل فرزندان من است و قربانی خشونت میشود، این واقعاً تلخ است و ما باید روزی بایستیم و ایستادگی کنیم، همچنان که امروز در این جامعه این ایستادگی برای حذف خشونت از روابط سیاسی انجام میگیرد.
منبع: دويچه وله
۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه
آيا ماموريت ذاتي پليس خشونت بر عليه شهروندان معترض است
سردار عليرضا عليپور رييس پليس تهران در نشستي خبري در پاسخ به سئوال خبرنگاري درباره اقدامات تند پليس درتصاوير منتشر شده از روز 13 آبان به اين جمله ، "مطمئن نباشيد كه تصاوير مربوط به 13 آبان باشد" بسنده كرد .
نكته اول - در تصاوير پخش شده بسياري از شبكه هاي خبري دنيا از جمله خبرگزاري فرانسه ، بي
بي سي ، سي ان ان شاهد برخورد شديد يك افسر نيروي انتظامي با دختر جوان در حال عبور از پياده رو خياباني بوديم .
افسر ياد شده با باتوم به سر آن دختر ضربه اي وارد مي كند به طوري كه او تعادل خود را از دست داده و روي زمين مي افتد و در ادامه همان تصوير شاهديم پسري بلافاصله براي كمك به دختر مضروب وارد كادر دوربين مخفي كه اين ماجرا را ثبت كرده است مي شود كه وي نيز توسط افسر ديگر و حاضر در صحنه مورد ضرب و شتم شديد قرار مي گيرد .
فارغ از اين موضوع كه اين تصاوير مربوط به 13 آبان هست يا خير اين پرسش در ذهن هر بيننده اي ايجاد مي شود كه چرا يك مامور نيروي انتظامي اينگونه نسبت به يك دختر كه كاملا در تصاوير پخش شده مشخص است فاقد ابزارهاي خشونت چون چوب ، چماق ، چاقو و يا اسلحه است حمله كرده و او را به قصد قتل مورد ضرب قرار مي دهد چرا كه ضربه با باتوم و به آن شدت به سر مي تواند موجب ضربه مغزي شود و مسئله بعدي چرا شخصي كه براي كمك وارد صحنه مي شود مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد . در جنگ هاي صورت گرفته در طول تاريخ هميشه حفظ جان نيروهاي امدادي و كساني كه قصد نجات زخمي ها و انتقال اجساد به پشت جبهه ها را داشته اند رعايت شده است حال چگونه است عكس العمل يك شهروند براي كمك رساني به يك شهروند مضروب ديگر توسط پليس با خشونت روبرو مي شود .
خشونت هايي كه در رسانه هاي داخلي و خارجي انعكاس گسترده يافتند و در ديدار 22 ابان ماه مهدي كروبي رييس مجلس ششم و مير حسين موسوي آخرين نخست وزير انقلاب مورد اشاره قرار گرفت .
مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي درباره نحوه برخوردهای خشن با زنان در روز 13 ابان اظهار داشته است : " یادم میآید در زمان پهلوی وقتی میرفتیم یک ادارهای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد میشد، متصدی آنجا میگفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه بیاندازم . یا توی اتوبوسها که مختلط بود، مردها بلند میشدند که خانمها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار میشود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع میرسد. من واقعا نمیفهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر میشود" .
جالب تر ان است كه مي خوانيم سردار عليرضا عليپور رييس پليس تهران در همان نشست خبري در رابطه با بازداشتگاه كهريزك و تخلفات صورت گرفته بيان كرده اند " نگاه فرماندهان و مسئولان ناجا رسما اعلام شده و يك تخلف انفرادي صورت گرفته و تخلف سازماني نيست و افرادي كه مرتكب تخلف شدهاند بايد مطابق قانون پاسخگو باشند " اگر آن دختر بر اثر ضربه وارد شده به سر فوت مي كرد باز هم يك تخلف انفرادي نام مي گرفت . حال ايشان به عنوان رييس پليس كلانشهر تهران دغدغه اش از تصاوير ذكر شده زمان و روز است و نه خشونت پليس بر عليه شهروندان بي دفاع .
نكته دوم - سردار عليرضا عليپور رييس پليس تهران در ادامه نشست خبري خود اظهار داشته است :" پليس يك واحد انتظامي است كه وظيفه تامين امنيت جامعه را بر عهده دارد و به صورت مستقل ماموريتهاي ذاتي خودش را انجام ميدهد. پليس وابسته به اين جناح و آن جناح نيست و برخوردهاي صورت گرفته در روز 13 آبان هم كاملا قانوني بوده است " .
اگر پليس وظيفه اش تامين امنيت جامعه است و فارغ از وابستگي به جناح ها است چرا در مقابل عده اي سازمان يافته ، با ماشين هاي مخصوص و ظاهرهاي كاملا مشخص و معروف به لباس شخصي ها برخورد نمي كند ؟ لباس شخصي هايي كه به باتوم ، گاز اشك آور ، گاز فلفلي و ديگرتجهيزات مجهز هستند و هر از چند گاهي حادثه مي افرينند نظير وقايع اخير حمله به كوي دانشگاه و متجمع مسكوني سبحان .
اگر ايشان مورد سئوال قرار گيرند كه چند نفر از لباس شخصي هاي خاطي در روز 13 آبان توسط نيروهاي پليس شناسايي و دستگير شده اند مي تواند پاسخي داشته باشد .
در روايت مهدي كروبي دبیرکل حزب اعتماد ملی از ماجرای حمله به وی و محافظش آمده است : " وقتی دیگر رفتن با ماشین امکانپذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم . در همان جا شروع کردند به زدن مردم . به سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیدهاند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشکآور به سمت ما و برخورد آن بهسر محافظم، این وضعیت پیش آمده است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه میشوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گر گرفته است . من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشکآور خوردهام. اما این، گاز اشکآور نبود " .
آيا سردار عليپور مي تواند شليك كننده گاز اشك آور به رييس مجلس ششم را شناسايي و تحويل مقامات قضايي نمايد ؟
آيا بي توجه به تذكر مجلس و به صرف نرسيدن گزارشي مبني بر تخلف پليس ، رييس پليس تهران مي تواند آسوده از عملكرد نيروهاي تحت امرش ، تذكراتي كه از تخلف پليس حكايت دارد را تنها سوء نظرهايي بداند كه موجب تحليل نيرويش مي شود ؟
امير حسين كاظمي - وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه
سوخت نيروگاه بوشهر در گرو سامانه پدافندی اس 300
سوخت نيروگاه بوشهر و سامانه پدافندی اس-300-PMU-2 كه قادر است هواپیماها و موشک های بالستیک در ارتفاع کم یا زیاد تا شعاع 150 کیلومتری خود ردگیری و مورد و هدف قرار دهد به موضوع مهمي در روابط بين تهران و مسكو تبديل شده است .
قرارداد خرید سامانه موشکی اس-300 در سال 2005 میان تهران و مسکو به امضا رسید اما خبر ورود این سامانه پیشرفته به ایران در حاشیه مراسم بهره برداری از دو طرح دفاعی توسط مصطفی محمدنجار وزیر پيشين دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دی ماه 1386 بر سر زبان ها افتاد . اعلام رسمی همکاری مسکو با تهران در راستای تجهیز سامانه موشکی ایران آن هم بر خلاف تمایل روسیه موج تازه ای از فشارهای بین المللی بر دو کشور خریدار و فروشنده وارد کرد. مسکو پیش از این نیز هر نوع همکاری با تهران در مسیر توسعه نیروگاه هسته ای بوشهر و ارسال سوخت را نیز منوط به رسانه ای نشدن آن از سوی مقامات ایرانی کرده بود که خلاف این درخواست موجب شد چندین بار از سه سال گذشته ارسال سوخت نیروگاه هسته ای بوشهر با تاخیر روبه رو شود.
در هفته گذشته سردار سرتیپ احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دولت منتصب محمود احمدي نژاد در گفتوگوي اختصاصی با خبرنگار ایلنا از روسيه خواست به تعهدش در خصوص فروش موشك هاي اس 300 به ايران عمل كند و تحت تاثیر فشار صهیونیستها قرار نگیرد . همچنين مصطفي كواكبيان نماينده سمنان در پايان جلسه علني روز چهارشنبه در تذكر آييننامهاي از به تاخير افتادن زمان بهره برداري نيروگاه بوشهر و تحويل موشك هاي اس 300 انتقاد كرد و خواستار توجه ويژه وزارت امور خارجه شد .
پروفسور گئورگی میرسکی عضو ارشد انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بین المللی آکادمی علوم روسیه علت خودداري مسكو از واگذاري موشك هاي اس 300 به تهران را كاملا واضح دانسته و افزود : " در شرایطی که ایران خواسته های سازمان ملل متحد، آژانس بین المللی انرژی اتمی و دیگر سازمان ها را نادیده می گیرد، جامعه جهانی نگران آن است که ایران قصد تولید بمب اتمی در سر دارد. از سوی دیگر تهدید اسراییل علیه تاسیسات هسته ای ایران از سوی برخی از ناظران به عنوان عامل بازدارنده تهران به حساب می آید. تهران هم این مسئله را به خوبی درک می نماید و به همین خاطر بر تحویل "اس-300" ها اصرار می ورزد تا در برابر این حملات احتمالی وسیله برای تراز قدرت در دست داشته باشد. به همین خاطر آنها از روسیه مصرانه خواستار تحویل این تسلحات هستند " .
ايشان بدون اشاره به دلايل طولاني شدن تحويل و راه اندازي نيروگاه بوشهر ، حق گله گذاري را براي كشورش روسيه محفوظ خواند و اظهار داشت : " جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را طولانی می کند و بر اساس توافقات بعمل آمده در ژنو ایران باید اورانیوم غنی شده خود با خلوص پایین را به روسیه می فرستاد و بعد از ارتقای خلوص آن تا 20% به فرانسه ارسال می شد که در آنجا بعد از تبدیل به میله های سوختی به ایران باز گردانده شود. حال ایران در این زمینه وقت کشی می کند و نمی خواهد این کار را انجام دهد. پس می توان گفت که ما هم حق گله کردن داریم " .
پروفسور گئورگی میرسکی ايران را متهم به استفاده از تاکتیک سیاسی گفتگو و پیش شرط براي بدست آوردن زمان به منظور ايجاد بمب اتمي كرد و بيان داشت : " پنج سال پیش روسیه گزینه مشابه ای را پیشنهاد کرده بود البته بدون فرانسه. در آن زمان ایران امتناع ورزید؛ شاید دلیل آنهم این باشد که روسیه اورانیوم را تا 20% غنی سازی می کند اما برای تولید بمب اتمی نیاز به اورانیوم با درصد خلوص 90% به بالاست. در صورت عدم پافشاری های جامعه جهانی و نظارت های آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران می تواند با استفاده از سانتریفیوژهای خود ظرف دو سال اورانیوم لازم را برای تولید بمب اتمی تولید کند و اما تحت نظارت این امر میسر نخواهد شد. به همین خاطر هم آنها از توافقات بعمل آمده در ژنو خودداری ورزیدند و از همان تاکتیک سیاسی گفتگو و پیش شرط استفاده کردن ".
پيش از اين نيز خانم نينا مامدووا مدير بخش ايران انستيتو شرق شناسي اكادمي علوم ، تهران را شريك مهم ژئوپليتيكي مسكو در منطقه دانست اما همكاري هاي تجاري بين مسكو و ايران را فاقد اهميتي تاثير گذار بر موقعيت روسيه در بازارهاي جهاني عنوان كرد و در مورد پيامد هاي احتمالي قطع روابط تجاري دو طرف افزود : " توسعه روابط تجاري دو طرف روند معمولي را ادامه مي دهد و اگر گردش تجاري را در نظر بگيريم اين ايراني ها هستند كه بيشتر به ان تمايل دارند و بعيد است كه اعمال فشار علني بر روسيه توسط انها نتيجه اي به همراه داشته باشد ".
لازم به توضيح است مهمترين بخش همكاري هاي تجاري و اقتصادي ايران و روسيه به ساخت نيروگاه اتمي بوشهر مربوط مي شود كه شركت اتم استروي اكسپورت به ارزش يك ميليارد و سيصد و هشتاد ميليون دلار ساخت ان را برعهده دارد . بر اساس گزارشهاي رسمي منتشر شده صادرات روسيه به ايران در سال 2008 بالغ بر سه ميليارد و سيصد ميليون دلار بوده است كه شصت و دو درصد آن را فلزات و محصولات فلزي سيزده و پنجاه و سه دهم درصد به تجهيزات حمل و نقل ، شش و شش دهم درصد به چوب و محصولات كاغذي و سلولوزي و چهار و هفت دهم درصد نيز به صادرات گندم اختصاص داشته است .
منبع: وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ آبان ۱۹, سهشنبه
دكتر فاطمي شهيد راه حق و حقيقت
به مناسبت پنجاه و پنجمين سالگرد شهادت دكتر سيد حسين فاطمي برگرفته از مقاله دكتر فاطمي ، غرقه در خون به خدا پيوست و مقاله در سوگش اگر خون بگرییم رواست .
روز عاشوراي 1299 خورشيدي ، در شهر نايين و در يك خانواده روحاني از نسل حسين بن علي (ع) كودكي چشم به جهان گشود كه به نام نيايش «حسين» «حسين» ش نام نهادند . پدرش آيت الله سيد علي محمد سيف العلما و مادرش دختر حجت الاسلام خادم العلوم بود .
سيد حسين فاطمي در فضاي روحاني رشد كرد و تحصيلات و دانش ابتدايي را نزد پدر آموخت . در سن سيزده سالگي به همراه برادر راهي اصفهان شد و در دبيرستان هاي اقدسيه و صارميه ديپلم ادبي گرفت و براي ادامه تحصيل به تهران رفت و همگام با تحصيل به نوشتن مقالات ملي ، ميهني در روزنامه ها و مجلات آن روز تهران پرداخت .
در سال 1322 هنگامي كه بيست و سه سال بيشتر نداشت در انتشار روزنامه باختر به صاحب امتيازي بردارش مشغول شد و انتشار سلسله مقالاتي ميهن پرستانه سبب شد بين سال هاي 1323 تا 1325 دو بار اسير زندان هاي پهلوي شود .
در سال 1325 براي ادامه تحصيل و اخذ دكترا راهي اروپا شد و پس از كسب اين مدرك به ايران بازگشت و انتشار روزنامه باختر امروز را آغاز كرد .
با انتشار اين روزنامه در سال 1328 بيش از پيش به مبارزه در راه آرمان هاي هم ميهنان رنج ديده خود برخاست .
به دنبال تحصن دكتر مصدق و نوزده تن از ياران وي در دربار شاه كه منجر به تشكيل جبهه ملي شد او روزنامه باختر امروز را ناشر افكار و ارگان اين سازمان سياسي قرار داد .
در دهم اردي بهشت 1330 زماني كه دكتر محمد مصدق به نخست وزيري رسيد و زمام امور كشور را در دست گرفت ، دكتر سيد حسين فاطمي را به معاونت خود برگزيد .
ششم آبان ماه 1330به هنگام سخنراني بر مزار محمد مسعود روزنامه نگار مبارز و سردبير روزنامه « مرد امروز » كه به دست عمال شاه ترور شده بود هدف گلوله جواني به نام عبد خدايي از گروه فداييان اسلام قرار گرفت و به سختي مجروح شد و تا آخر عمر از اين زخم ها در رنج بود . كينه بد خواهان از فاطمي در حدي بود كه پس از ترور و انتقال به بيمارستان نيمه شب وارد اتاق او شده و به پاره كردن بخيه ها و برداشتن پانسمان وي شدند كه خوشبختانه پرستار مراقب سر میرسد و قاتلان میگریزند و فاطمي بار دیگر تحت عمل جراحی قرار مي گيرد.
در انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي از سوي مردم تهران به مجلس شورا رفت .
در مهرماه 1331 دكتر محمد مصدق وي را به عنوان وزير امور خارجه ايران برگزيد و چند روز بعد از قبول اين پست به دستور زنده ياد مصدق شاهكار پر مسئوليت خود يعني قطع رابطه سياسي ايران و انگليس را جامعه عمل پوشانيد و دست انگلستان را از منابع نفتي ايران كوتاه كرد .
در كودتاي نافرجام نيمه شب 25 مرداد 1332 به دست دژخيمان گارد شاهنشاهي بازداشت شد اما سحرگاه فرداي آن روز پيرزومندانه از زندان آزاد شد .
اما دريغ كه كاروان حراميان و راهزنان از راه رسيد. زماني كه دكتر مصدق پيشواي ملت ايران و ياران وي اسير سياه چال هاي رژيم استبدادي شاه خائن در كودتاي خونين 28 مرداد 1332 بودند شادروان دكتر فاطمي با درايت و هوشياري خاصي از بند و زنجير دژخيمان رست و توانست ماه ها زندگي مخفي اختيار كند .
افسوس كه در ششم اسفند ماه 1332 توسط سرگرد مولوي افسر فرمانداري نظامي دستگير و به دربار منتقل شد. هنگام دستگيري سرگرد مولوي با هفت تير بر سر او ضربه اي وارد كرده و با لباس منزل به نزد نصيري كه به تازگي از سرتيپي به تيمساري رسيده بود برده مي شود . نصيري به محض ديدن دكتر فاطمي فرياد مي زند ، خائن پدر سوخته كدام گوري بودي ؟ دكتر فاطمي در جواب خواستار رعايت ادب مي شود كه پاسخي جز مشت بر صورت و جاري شدن خون از دماغ از نصيري نمي شنود اما فاطمي در جواب اين مشت گفت : " ما هرگز خيانتي نكرديم اين شما بوديد كه خيانت كرديد" .
ساعت يك بعدازظهر تيمور بختيار به فرمانداري نظامي رسيد و تيمسار علوي مقدم رييس شهرباني به ديدارش رفت و يك ربع با هم به طور محرمانه گفت و گو كردند . پس از آنكه برنامه قتل دكتر فاطمي توسط عمال و فرمانداري طرح ريزي شد و چاقو كش هاي حرفه اي چون شعبان بي مخ ، طيب ، حاج رضايي ، كاوس ، اكبر گيليله يي و چند نفر ديگر از اوباش به دستور رييس شهرباني آن زمان آماده شدند در حدود ساعت 2 بعد از ظهر دكتر فاطمي در حالي كه دستبند به دست براي انتقال از فرمانداري نظامي به زندان از پله هاي غربي به پايين آورده شده بود توسط چاقو كش ها مورد حمله قرار گرفت و اگر رشادت و جانفشاني خواهر دكتر نبود او را در همان مكان به قتل مي رساندند .
انتشار خبر بازداشت و حمله چاقوكشان و نقشه قتل دكتر فاطمي در رسانه هاي دنيا باعث آبروريزي بيش از پيش رژيم شد .
در مهر ماه 1333 محاكمه دكتر فاطمي در دادگاه هاي نظامي به اتهام اقدام بر عليه سلطنت آغاز شد ولي به علت اعتراض دكتر فاطمي به صلاحيت دادگاه و قضات، محاكمه وي سري اعلام شد و در آن محكمه سري حكم اعدام دكتر فاطمي صادر شد .
پیش از محاکمه فاطمی در نامهای از رفقای جبهه ملی میخواهد نحوه دفاع او را مشخص كنند و بپرسند كه آیا دكتر مصدق دستوری برای او دارد یا نه. او مینویسد: مخصوصاً این نكته را بنده با كمال صداقت و آرزوی خلوص عرض می كنم كه به هیچ وجه در تعیین این خط مشی منافع شخصی ما را در نظر نگیرید كه بنده مریضم، چاقو خورده ام، زن و بچه وخواهر و برادرم چه می گویند بلكه آن چیزی را در نظر بگیرید كه ما به خاطر حفظ و حمایت آن جهاد كرده و به این روز افتاده ایم... آرزو دارم كه نفسهای آخر زند گیم نیز در راه نهضت و سعادت هم وطنانم صرف شود...
در مورد شیوه دفاعیه خود می گوید: به هرحال در دادگاه ما می توانیم بسیاری حقایق را فاش كرده و داغ باطله بر كنسرسیوم و حامیان او بزنیم... بر فرض كه هیچ كس هم نفهمد و صدای ما را خفه كنند در تاریخ و در پرونده باقی خواهد ماند و فردای روشن ممكن است مورد استفاده نسلهای آینده و همچنین نسل معاصر قرار بگیرد.
و سرانجام در ساعت چهار و هفت دقیقه صبح روز سه شنبه 19 آبان در حالي كه 40 درجه تب داشت با شليك گلوله بختيار به شهادت رسيد و سپس تير باران شد .
او قبل از شهادت و پس از امضاي وصيت نامه اش كه در آن دكتر مصدق را وصي خود كرد به قاضي عسگر مي گويد : " سعادت من در اين است كه مانند جد بزرگوارم كه فرموده « الموت اولي من ركوب العار » من هم در راه حق و حقيقت به دست بختيار عمر سعد و آزموده شمر ، به امر شاه يزيد زمان شهيد مي شوم .
امير حسين كاظمي - وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه
برگزاري پنجاه و پنجمين سالگرد شهادت دكتر فاطمي در ابن باويه
در سوگش اگر خون بگرییم رواست
نوزدهم آبان ماه مصادف است با سالروز شهادت دكتر سيد حسين فاطمي از بنیانگذاران جبهه ملی ایران و وزیرامورخارجه دولت ملی دكتر محمد مصدق .
دكتر سيد حسين فاطمي از نو جوانی مبارزه علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی را آغاز کرد و همواره در كنار ملت و دوشادوش پيشواي نهضت ملي شدن نفت دكتر مصدق ايستاد و به اين دليل مورد غضب دشمنان ملت قرار داشت .
٢٣ بهمن ١٣٣٠ در مراسم بزرگداشت محمد مسعود مورد اصابت گلوله محمد مهدی عبدخدایی عضو شانزده ساله فدائیان اسلام قرار گرفت و تا آخر عمر آثار جراحت ناشي از ترور او را آزار داد .
پس از کودتای ننگین 28 مرداد 1332 و سقوط دولت ملی مصدق به كرار از سوي سرگرد مولوی ، تیمسار نصيري ، اشرف پهلوی ، شعبان بیمخ و دارودسته اش و ... مورد فحاشي ، ضرب و شتم و سوء قصد قرار گرفت در سحرگاه نوزده آبان سال 1333 پس از تحمل تقريبا پانزده ماه اسارت ، در حالي كه به دليل ضرب و شتم و شكنجه، پيكر بيمارش در تب چهل درجه مي سوخت و قادر نبود با پای خویش به محل تیرباران برود ، بدست کودتاچیان به جوخه اعدام سپرده شد و جان خود را در راه آزادی و استقلال این مرز و بوم نثار کرد.
براي احترام به مقام والاي آن شهيد راه وطن ، عصر روز سه شنبه نوزدهم آبان ، به منظور برگزاري مراسم پنجاه و پنجمين سالگرد شهادت آن بزرگوار طبق روال همه ساله به دعوت جبهه ملي ايران و حزب ملت برسر مزارش درابن بابویه گردهم مي آييم .
به همين منظور از سوي جبهه ملي وسیله رفت وبرگشت ساعت پانزده مقابل مسجد الجواد واقع درمیدان هفت تیر تدارك ديده شده است .
منبع : وبلاگ با مردم
۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه
پرونده قتل فروهرها بر صحنه تئاتر
در آستانه یازدهمین سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر، پرونده قتلهای زنجیرهای، بر صحنه تئاتر گشوده می شود. "یک پرونده، دو قتل" نام نمایش مستندی است که بر پایه این پرونده با کارگردانی نیلوفر بیضائی هماکنون بر صحنه است.
"یک پرونده، دو قتل" پس از اجرا در فستیوال سینمای تبعید گوتنبرگ (سوئد)، روزهای شنبه ۳۱ اکتبر و یکشنبه اول نوامبر در سالن تئاتر بین المللی شهر فرانکفورت آلمان بر صحنه آمد. این نمایش روز چهاردهم نوامبر نیز در فستیوال تئاتر ایرانی کلن اجرا خواهد شد.
همکاری پرستو فروهر
برای نوشتن متن نمایش، نیلوفر بیضایی بیش از شش ماه با همکاری پرستو فروهر، اسناد و مدارک مربوط به قتل فجیع فروهرها را زیر و رو کرده است. به همین دلیل این نمایشنامه تا آنجا که به ارائه واقعیات مربوط می شود، موفق است و میتواند بر آگاهی تماشاگر بیافزاید. اما نمایش در جامعیت خود دارای همان دشواریهایی است که تئاتر رواییمتکی بر متن، اغلب با آن دست به گریبان است.
نمایش با ضربههای ناقوس کلیسا آغاز میشود که مرگ را ندا میدهند. سپس سه بازیگر بر صحنه حاضر میشوند و با ضربآهنگی نظامی پای میکوبند تا فضای میلیتاریستی حاکم را تداعی کنند. ایجاز، ویژگی سمبول است که باید به صورت کوتاه و غیرمستقیم "واقعیت" را تداعی کند. اما در آغاز نمایش "یک پرونده، دو قتل" پای کوبیدن شبهنظامی بازیگران بر صحنه، آنقدر طولانی میشود که ویژگی سمبولیک خود را از دست میدهد.
دوستی که دشمن است؟
هرمین عشقی، بازیگر جوانی که در بسیاری از کارهای بیضایی نقش آفرینی کرده و بهترین حضور خود را در "بوف کور" ارائه داده است، در نمایش "یک پرونده، دو قتل" نقش خبرنگار جوانی را دارد که تصمیم میگیرد جزئیات قتل فروهرها را دنبال کند اما حرکات او دائما تحت کنترل امنیتیها است و سرانجام نیز تهدید میشود. فاجعه آنجا است که برای این خبرنگار، تفکیک یک دوست قدیمی که از آغاز مخالف کنجکاویهای او است، با ماموران امنیتی دشوار میشود.
در زمینه جستوجوی اسناد و شواهد، تلاشهای نیلوفر بیضایی با یاری پرستو فروهر به بار نشسته است. او بهویژه در پرتو افکندن بر اعترافات عاملان قتل فروهرها و سایر قتلهای زنجیرهای، موفق است و میتواند از لابلای این اعترافات، که جزئیات تکاندهندهی آنها به تناوب توسط فرهنگ کسرایی و حمید سیاح بیان میشوند، روشن کند که عاملان قتلها، فرمانبرداران کور آمرانی هستند که همچنان، مصون از تعقیب قضایی، بر مسند قدرت تکیه زدهاند.
حضور بهجا، حضور نابجا
در این بخش از اجرا، در حالی که خبرنگار جوان در برابر کامپیوتر خود نشسته و قضایا را در سکوت مرور میکند، جا به جا از یکی از عاملان قتلها نام میبرد. همانجا، نور خفیفی بر چهرهی یکی از دو بازیگر دیگر (حمید سیاح و فرهنگ کسرایی) میافتد که در فضایی تاریک بر صندلی اتهام نشستهاند و اعترافات یکی از متهمان اصلی را بیان میکنند.
از منظر آمیزش مستندات واقعی با جلوههای نمایشی، این بخش از نمایش موفق است. اینجا، هر بازیگر به اقتضای نقش و موقعیت، جای درست خود را یافته است و نقش درست خود را ایفا میکند. اما در فرازهایی دیگر از نمایش، برای حضور دو بازیگر مرد بر صحنه، دلیلی وجود ندارد و در نتیجه، تماشاگر میتواند آنها را در مقام جزیی از صحنه و اشیاء موجود در آن ببیند. در جاهایی، این تنها صدای بازیگران است که منطق حضور مییابد، در حالی که خود بر صحنه ایستادهاند تا گویا برای لحظهای احضار شوند.
جلوههای نمایشی ناموفق
نمایش تکپردهای است و طبیعی است که بازیگران نمیتوانند صحنه را ترک کنند، اما با بازی نور و ایجاد سایه روشن، میشود آنها را بسته به ضرورت، آشکار یا پنهان ساخت. شاید به دلیل حضوری که بعضا بیحرکت و بدون سهم زنده در اجرا میگذرد، بازی دو بازیگر مرد، بعضا فاقد نرمش و منطق بهنظر میرسد.
در بعد جلوههای نمایشی و انتقال حس و فضا، بیضایی در این نمایش کمتر از بوف کور موفق است. قتل فروهرها، یکی از فجیعترین جنایات سیاسی پس از جنگ جهانی دوم است. به همین دلیل، تماشاگر آشنا با تئاتر، انتظار دارد که هنگام دیدن نمایش، فاجعه را زیر پوست خود حس کند و در هول و هراسی که هنگام وقوع جنایت بر صحنه آن حاکم بوده است، سهیم شود. اما "یک پرونده، دو قتل" در این عرصه موفق نیست. شاید به همین دلیل است که در گفتوشنود پس از نمایش، یک تماشاگر، آن را به یک برنامه سیاسی تشبیه میکند.
پرستو و پرسشگران بسیار
شنبه شب سی و یکم اکتبر، هنگام اجرای نمایش، سالن تئاتر بینالمللی فرانکفورت که برای بیش از صد نفر جای نشستن دارد، پر است. بیش از هفتاد درصد تماشاگران، در گفتوشنود تقریبا یک ساعته پس از نمایش نیز شرکت میکنند. اما طرف پرسش آنها، بیشتر پرستو فروهر است که باید درباره سرنوشت پرونده قتل داریوش و پروانه پاسخ بدهد.
داریوش و پروانه فروهر روز اول آذرماه سال ۱۳۷۷ خورشیدی در خانه خود واقع در خیابان هدایت تهران به قتل رسیدند. این جنایت سیاسی سرآغاز قتلهای زنجیرهای بود که ظرف مدتی کوتاه دهها قربانی برجای گذاشت. به همین دلیل، نمایش "یک پرونده، دو قتل" به داریوش و پروانه فروهر محدود نمیشود و سیر قتلهای ناجوانمردانه سیاسی را تا امروز دنبال می کند تا به سهراب و ندا و دهها قربانی دیگر جنبش سبز برسد.
موسیقی متن نمایش کار رضا نوروزبیگی است و در امور ارتباطات پروین شجاعی و نسیم قدیمی کارگردان را یاری کردهاند.
یازدهمین سالگرد قتل فروهرها در تهران
مراسم یادبود یازدهمین سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر، قرار است روز اول آذرماه امسال در تهران برگزار شود. با توجه به خیزش اجتماعی فعلی، امسال احتمالا این مراسم در ابعاد وسیعتری برگزار خواهد شد.
پرستو فروهر، در پاسخ به پرسش یکی از حاضران توضیح میدهد که ظرف روزهای آینده برای برگزاری این مراسم به تهران خواهد رفت. او در همه این سالها، به رغم اشکالتراشی های شدید حکومت، سالروز قتل داریوش و پروانه را برگزار کرده است.
منبع: دويچه وله